X
تبلیغات
پيمان و تنبكش

93/01/22

استاد بزرگ جبر پروفسور فاکسبی درگذشت

استاد بزرگ جبر جابجایی‌، پروفسور هانس ب. فاکسبی، در تاریخ ۹ آوریل ۲۰۱۴ میلادی درگذشت. پروفسور فاکسبی چند شاگرد جبر تربیت کرد که یکی‌ از آنها استاد سیامک یاسمی بود، که بعد‌ها استاد جبر دانشگاه تهران شد.

بنده که در اواخر دوره ی لیسانس در دانشگاه شهید بهشتی‌ با استاد یاسمی درس جبر پیشرفته گرفته بودم، تصمیم گرفتم در مقاطع بالاتر جبر بخوانم و به همین دلیل در سال ۱۳۷۶ که وارد دانشگاه تهران شدم با استاد جبر جابجایی‌ خواندم. همچنین پایان نامه فوق لیسانس خود را زیر نظر استاد نوشتم و در سال ۱۳۷۸ کارشناس ارشد ریاضی‌ شدم.

سه‌ سال بعد، استاد یاسمی از من دعوت کرد تا در برگزاری کارگاه روشهای هومولوژیک در جبر جابجایی‌ کمک کنم و در همین کارگاه بود که چندین استاد بزرگ جبر از جمله پروفسور فاکسبی و پروفسور برونس را از نزدیک دیدم. همین آشنایی باعث شد تا سالها بعد به آلمان رفته و زیر نظر پروفسور برونس دکترای ریاضی‌ را در شاخه جبر جابجایی‌ بگیرم.

درگذشت این استاد بزرگ جبر را به خانواده ی ایشان، استاد سیامک یاسمی و جامعه ی جبر جابجایی‌ تسلیت می‌‌گویم. نام و یادشان گرامی‌ باد!


برچسب‌ها: جبر جابجایی‌, سیامک یاسمی, فاکسبی
نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح پور در 23:41 |  لینک ثابت   • 

93/01/19

بگویید این جمله در گوش باد...

همه یک به یک مهربانی کنید 

ز ایران زمین پاسداری کنید 

بگویید این جمله در گوش باد 

چو ایران نباشد تن من مباد.

نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح پور در 12:54 |  لینک ثابت   • 

92/12/29

بهار در ایران

بهار در ایران!

سالها بود که بهار را اغلب تنها جشن می‌گرفتم، زیرا که در خارج مشغول تحصیل بودم. این سومین بهار است که در ایران هستم. بهار و نوروز، این جشن باستانی ایرانی‌، را به همه شما عزیزان خجسته می‌‌گویم. باشد که در سال نو به زندگی‌ بهتری برسیم.

در ضمن پیام نوروزی پدرم استاد نصراله ناصح‌پور را همین جا به یادگار می‌‌نویسم: سر سلسله ی همه ی نعمت‌ها سلامتی‌ است. ضمن عرض تبریک سال نو، سلامت توام با سعادت برای همگان آرزومندم.

نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح پور در 17:25 |  لینک ثابت   • 

92/12/23

محمد رضا لطفی‌ در بستر بیماری

دیروز از دوست نزدیکی‌ شنیدم که لطفی‌ در بستر بیماری است و حال مناسبی ندارد. دوستم از من قول گرفت که چیزی در این مورد در وبلاگ و اینترنت ننویسم. ولی خبر این موضوع پخش شده و دیگر سکوت بنده فایده‌ای ندارد. پس بهتر دیدم که در همین وبلاگ این خبر را بنویسم و برای آن استاد گرامی‌ و ارزشمند آرزوی بهبودی کنم.

محمدرضا لطفی: دلم برای مردم تنگ است! دلتنگ سازم هستم! 

نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح پور در 23:2 |  لینک ثابت   • 

92/12/20

اجرای بنده برای جشنواره سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی

اجرای بنده برای جشنواره سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی  

هر چند این روزها تقریبا مشغول تدریس و پژوهش در زمینه ریاضی‌ و منطق هستم، ولی وقتی‌ دوست خوبی مثل سجاد پورقناد تماس می‌گیرد و پیشنهاد اجرا می‌‌دهد، نمی‌‌شود رویش را به زمین انداخت، به ویژه که یک پای دیگر اجرا دوست قدیمی‌ ام، پیمان سلطانی باشد. از طرفی‌ دیگرانی هم هستند که در این جشنواره دخالت داشته اند و به نحوی از مرتبطین مهم خانواده ناصح‌پور هستند: شهرام صارمی، نرگس ذاکر جعفری و در نهایت دوست قدیمی‌‌ام شاهین مهاجری. این چنین است که ناگهان نام بنده اینجا ظاهر می‌‌شود:

مراسم اختتامیه سومین جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی 22 اسفند در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود

نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح پور در 23:3 |  لینک ثابت   • 

92/11/12

"آی.اس‌.آی"، سیتیشن و فاکتور تاثیر

نگارنده ی این سطور، که چند روز پیش با یکی‌ از دوستان ریاضیدان خود صحبت می‌‌کرد، متوجه شد که ملاک آن ریاضیدان برای تعیین کیفیت یک ریاضیدان دیگر، تعداد مقاله‌های "آی.اس‌.آی"، تعداد مقاله‌هایی‌ که به مقاله‌های آن ریاضیدان رجوع داده اند (یعنی‌ سیتیشن) و فاکتور تاثیر مجله ای‌ است که آن ریاضیدان در آن مجله مقاله منتشر کرده است!

معلوم نیست نظر چه تعدادی از ریاضیدانان ایران مانند نظر ایشان است، ولی از شنیدن این حرف ناگهان تن‌ نگارنده لرزید و از خود پرسید که جایگاه و سنجش کیفیت بسیاری از ریاضیدانان بزرگ و زحمتکشی مانند زنده یادان استاد محسن هشترودی، استاد غلامحسین مصاحب و استاد پرویز شهریاری کجای این ملاک قرار می‌گیرد؟

اگر بپذیریم که تاریخ ریاضیات را مهمترین افرادی که رقم می‌‌زنند خود ریاضیدانان دنیا هستند، آنگاه چه کسی‌ می‌‌تواند منکر نقش پرویز شهریاری در ترویج علم ریاضی‌ و مبارزه با ریاضی‌ ستیزی شود؟ پرویز شهریاری که به حق به او لقب "پدر آموزش ریاضی‌ ایران" را داده اند، آنچنان مشهور و مهم است که نیازی به معرفی‌ ندارد، ولی اگر پرویز شهریاری و معلمان مشابه و زحمتکشی مثل او در ریاضیات ایران نبودند، آیا بسیاری از ریاضیدانان جوان ایران اصلا به سراغ ریاضی‌ می‌رفتند که مقاله نویس شوند؟

و اما پرسش دیگری که در ذهن نگارنده شکل گرفته است این است که آیا نقش یک ریاضیدان تنها در مقاله نوشتن و افتادن در مسابقه ی مقاله نویسی است، آنهم مقاله‌های پیچیده‌ای که فقط تعداد کمی‌ ریاضیدانان هم‌رشته از آن سر در می‌‌آورند؟ پس مسئولیت اجتماعی یک ریاضیدان در روشنگری جامعه ‌اش و تعلیم ریاضی‌ به مردم به ویژه متخصصان علوم پایه، مهندسان، پزشکان و دیگر اقشار جامعه چه می‌‌شود و کجا می‌‌رود؟

در حالیکه عموم مردم از سختی و پیچیدگی‌ ریاضی‌ می‌‌نالند و در نتیجه از آن فراری اند و احتمالا بسیاری از آنها از تحلیل‌های ساده ی آماری و ریاضی‌ گونه عاجزند، آیا باید کنج عزلت گزید و تنها به تولید مقاله‌های به اصطلاح سطح بالا بسنده کرد؟

در ضمن نگارنده به عنوان عضو کوچکی از جامعه ریاضی‌ ایران مخالف مقاله نویسی نیست، چنانکه خود نیز کم و بیش مشغول تولید مقاله است، اما به باور نگارنده ی این سطور، ملاک قرار دادن مقاله‌های بین المللی یک ریاضیدان در سنجش کیفیت او اشتباه بزرگی‌ است و معتقد است این نگاه نیاز به آسیب شناسی‌ دارد و البته جای بسی‌ خوشبختی‌ است که در آسیب شناسی‌ کردن این نگاه، نگارنده تنها نیست و ریاضیدانان بسیاری منتقد این نگاه هستند.

در پایان کار خواننده ی محترم این بلاگ می تواند به مطلب‌های جالب زیر مراجعه کند:

مجموعه مقالات استادان سیامک یاسمی و رحیم زارع نهندی، همچنین مقالات دکتر رشید زارع نهندی و پروفسور دیوید پارناس در خبرنامه‌های شماره ۱۱۵ و ۱۱۶ انجمن ریاضی‌ ایران.

همچنین به عنوان مثال مقاله‌های زیر در پایگاه اینترنتی انجمن ریاضی‌ آمریکا:

The Misuse of the Impact Factor

Nefarious Numbers

Stop the numbers game: Counting papers slows the rate of scientific progress


برچسب‌ها: آی اس‌ آی, سیتیشن, فاکتور تاثیر
نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح پور در 21:42 |  لینک ثابت   • 

92/10/28

پیمان ناصح‌پور: خنیاگر مراغه درگذشت

شنیدم "استاد بیوک آقا شکورزاده مراغه‌ای"، آن خنیاگر شهر مراغه درگذشت. هیچگاه فرصت دیدار ایشان دست نداد، هر چند نامشان را سالها پیش، از پدر شنیده بودم. 

هنرمندان بسیاری در گمنامی و تنهایی‌ می‌میرند و جای بسی‌ تاسف است که از بسیاری از ما کاری جز افسوس و اندوه بر نمی‌آید. بسیار ناراحت کننده است که تنها کاری که از دست خیلی‌ از ماها بر می‌‌آید دادن پیام تسلیتی است و دیگر هیچ! 

درگذشت استاد بیوک آقا را تسلیت می‌‌گویم. 

بدرود‌ ای خنیاگر آذربایجان! بدرود!

نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح پور در 16:23 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر