93/09/01

تولد پدرم ۲ آبان است نه ۲ آذر!

متاسفانه در برخی‌ تقویم های موسیقی، تولد پدرم را ۲ آذر نوشته اند، در حالیکه ایشان متولد ۲ آبان ۱۳۱۹ هستند. همین موضوع باعث شده که آن دسته از علاقمندان پدر که رابطه خانواد‌گی ندارند، تولد پدر را در ۲ آذر تبریک بگویند. البته ما از لطف این عزیزان و مهربانی آنها بسیار ممنونیم، ولی به هر حال وظیفه ی بنده است تا اطلاع رسانی کنم که تولد پدر ۲ آبان است. در ضمن حال ایشان تقریبا خوب شده است و مشکل خاصی‌ نیست. با آرزوی طول عمر برای همه پدرهای مهربان و آرزوی کمیابی برای شما خواننده محترم این وبلاگ!

نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح‌پور در 16:39 |  لینک ثابت   • 

93/08/04

وضعیت جسمی‌ استاد ناصح‌پور رضایت بخش است

پس از عمل جراحی، وضعیت جسمی‌ پدرم، استاد ناصح‌پور، رضایت بخش است و در حال استراحت هستند. امید داریم که ایشان به زودی به زندگی‌ عادی خود برگردند. از تمامی‌ عزیزانی که به عیادت آمدند سپاسگزاریم و از نای برای پوشش خبری این موضوع تشکر می‌کنیم.
نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح‌پور در 22:17 |  لینک ثابت   • 

93/07/13

پیمان ناصح‌پور: در سوگ درگذشت استاد غلامعلی پورعطائی

در این سالها شاهد مرگ بسیاری از استادانی بوده ایم که نظیر ندارند. مگر لطفی‌ کم است که به همین راحتی‌ به باور نبودن او تن‌ داد! چگونه می‌توان مرگ عزیزی مانند باستانی پاریزی را باور کرد. ولی مرگ یکی‌ یکی‌ سراغ بزرگان هنر ایران زمین می‌‌آید، چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم و ما هر روز تنهاتر می‌شویم.

آشنایی خانواد‌گی ما با خود استاد غلامعلی پورعطائی و خانواده ی ایشان به خیلی‌ سالها قبل بر می‌‌گردد. خوشبختانه ایشان در نزد دوستداران علم و هنر مشهورند و نیاز به معرفی‌ ندارند. بگذریم که خیلی‌‌ها به بزرگی‌ این استاد بزرگوار بوده اند و در گمنامی مطلق مرده اند!

ناراحتی‌ بنده از این است که چنین بزرگانی را خیلی‌ راحت از دست می‌‌دهیم و ناراحت میراثی هستم که بدون آنکه به صورت کامل ثبت شود زیر خاک می‌‌رود. البته ناامید نیستم. حتما بزرگانی از این آب و خاک سر بیرون خواهند آورد. ترس من از این است که نسل من شاهد بزرگان آینده ایران نباشد. از این تنهایی‌ سخت بیمناکم.

درگذشت استاد پورعطائی را به خانواده ی محترم ایشان و جامعه هنری ایران تسلیت می‌‌گویم.


برچسب‌ها: غلامعلی پورعطائی
نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح‌پور در 19:56 |  لینک ثابت   • 

93/06/04

كارگاه جبر جا به جايي و هندسه جبري

كارگاه جبر جا به جايي و هندسه جبري در تاريخ 16 تا 19 شهريور ماه 1393 برگزار مي گردد. اطلاعات كامل را در آدرس ذيل دريافت كنيد:

كارگاه جبر جا به جايي و هندسه جبري

وجود چنین کارگاه‌هایی‌ برای دانشجویان می‌‌تواند خیلی‌ مفید باشد، زیرا ممکن است در چنین کارگاه‌هایی‌ ایده‌های جالبی‌ مطرح شود که بتواند به آینده علمی‌ آنان کمک کند، به ویژه که بر اساس شاخص‌های جهانی نوآوری در سال 2014 کشور ایران در موضوع نوآوری و خلاقیت در تمام حوزه‌ها از میان 143 کشور رتبه 120 را داراست!

ایران رتبه 120 دنیا در خلاقیت و نوآوری است (ایسنا).

نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح‌پور در 23:50 |  لینک ثابت   • 

93/05/20

کیوان پهلوان و کتاب دف و دایره او

بنده کیوان پهلوان را نمی‌‌شناختم. وقتی‌ که درسم در آلمان تمام شده بود و تازه به ایران برگشته بودم، یک روز دوست اهل موسیقی و روزنامه نگاری، هوشنگ سامانی، با من تماس گرفت و از من دعوت کرد تا به دیدارش روم. گفت کیوان پهلوان هم که از پژوهشگر‌های دایره و دف است اینجاست. بنده که آنجا رفتم هم با هوشنگ سامانی دیداری تازه کردم و هم با کیوان پهلوان آشنا شدم.

در همان جلسه کیوان و بنده فهمیدیم که در مورد نوازندگی دایره هم نظر هستیم به این معنی‌ که ما برعکس بسیاری، به ریزه کاری‌ها و تکنیک‌های پیچیده در نوازندگی دایره اعتقاد داریم در حالی‌ که منتقدان ما معتقدند که دایره را تنبک‌-گونه می‌‌نوازیم که البته در جواب این‌ها باید گفت تنبک‌ پیش از استاد حسین تهرانی‌ بیشتر نوازندگی قابلمه بود تا تنبک‌ و چه اشکالی‌ دارد که دایره هم مانند تنبک‌ پیشرفت کند.

البته پیش از بنده، استاد لطیف طهماسبی زاده که اتفاقا بنده شاگرد ایشان هم بوده ام، نوازندگی دایره را پیشرفت داده اند، ولی چون هنرمند صحنه‌ای نیستند کسی‌ اسم شان را نشنیده است.

به هر حال دوست عزیز، هوشنگ سامانی، یادداشتی در مورد کتاب کیوان پهلوان نوشته است که آنرا می‌‌توانید اینجا بخوانید: همه دف و دایره‌های ما

همچنین رو نمایی این کتاب در خانه هنرمندان در تاریخ ۲۹ مرداد ساعت ۶ انجام خواهد شد که علاقمندان می‌‌توانند در این نشست شرکت کنند.


برچسب‌ها: تنبك, دایره, دف, کتاب
نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح‌پور در 23:38 |  لینک ثابت   • 

93/05/20

برای استادی زحمتکش و بی‌ تکلف: استاد عبدالله انوار

بنده برای یادگیری ریاضی‌ در سنّ ۱۹ سالگی به خدمت استاد عبدالله انوار شرفیاب شدم و کار اینجانب با ایشان با مطالعه کتاب معروف "مدخل منطق صورت" نوشته دکتر غلامحسین مصاحب آغاز و با فراگیری فلسفه ی دشوار ویتگنشتاین ادامه یافت که این دوره شاگردی این استاد بزرگ، یازده سال طول کشید.

استاد همواره با دقتی‌ وصف ناپذیر و جز به جز و خط به خط کتابها را تدریس می فرمودند و تا موضوعی جا نمی‌افتاد، به خط بعدی نمی‌‌رفتند. در همین کلاس‌ها بود که بنده با بعد‌های دیگر دانش ایشان آشنا شدم و لذا از ایشان خواستم تا موسیقی قدیم ایران و همچنین منطق صورت قدیم را به بنده تدریس کنند. این چنین شد که این حقیر در نزد ایشان کتابهای درةالتاج و منهاج مبین را کار کردم. البته باید اضافه کنم که کلاس درس ما در پیاده روی‌های طولانی در کوچه پس کوچه‌های شمیران نیز ادامه می‌یافت.

بنده با بزرگانی چون سرکار خانم دکتر زهرا گویا (مادر آموزش ریاضی‌ ایران)، دکتر سیامک یاسمی (استاد جبر دانشگاه تهران)، استاد ناصر فرهنگ فر (استاد صاحب سبک تنبک‌)، استاد محمد رضا لطفی‌ (استاد تار و ردیفدان)، پروفسور وینفیرید برونس (استاد برجسته جبر در آلمان) و در نهایت پدرم نصرالله ناصح‌پور (استاد آواز و ردیفدان) کار کرده‌ام و از هر کدام در حد وسع خود چیزی آموخته ام، ولی باید بگویم از نظر تدریس جایگاه ایشان برای بنده منحصر به فرد است.

هر چند به دلیل سفر به دیار فرنگ برای ادامه تحصیل ریاضی‌ در آلمان، کلاس‌های ما قطع شد، حالا که به ایران بازگشته ام، هنوز هم به ایشان سر می‌‌زنم و خودم را کوچکترین شاگردشان می‌دانم.

یک بار که به خدمت ایشان رفته بودم، ایشان فرمودند: هرگاه به سنّ من رسیدی و اسیر نان و نام نشدی، می‌‌فهمم که مردی!


برچسب‌ها: عبدالله انوار
نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح‌پور در 1:22 |  لینک ثابت   • 

93/02/15

احترام به تخصص! آری یا نه؟

این هرج و مرجی که بر موسیقی حاکم شده، نتیجه خیلی‌ عوامل است که یکی‌ از آنها عدم احترام به تخصص است.

یعنی‌ کسی‌ که نوازنده تار و سه‌ تار است، در کنسرت‌ها و کارهایش آواز هم می‌خواند. حال اگر خوب بخواند باکی نیست، ولی معمولا بیشتر نوازنده‌ها هم بد صدا هستند، هم صدایشان می‌‌لرزد و هم تحریر ندارند و ...

حال پرسشی که مطرح می‌‌شود این است: چه اصراری به خواندن دارند؟!

یا مثلا استادی که سنتور را خیلی‌ خوب می‌‌نوازد، روی سنتور خود تنبک‌ خودش را میکس می‌کند! آن‌ هم تنبکی که نه "ریز" دارد و نه "تم" و "بک" و "پلنگ"‌هایش با صدای درست نواخته می‌‌شود.

یا کسی‌ که چهار تا ملودی را کنار هم قرار می‌‌دهد همه جا می‌‌گوید که من آهنگسازم!

در همین هرج و مرج بازار است که خواننده‌ای ادعای سازسازی دارد و دیگران را نجار می‌خواند.

یا تار‌نوازی جلسه سخنرانی‌ می‌گذارد و در مورد تاریخ ایران باستان صحبت می‌کند.

یکی‌ برود و به آن‌ دوست عزیز بگوید که نسخه شناسی‌ تخصص پیچیده‌ای است! (باور ندارید بروید از استاد عبدالله انوار بپرسید!)

و حکایت همچنان باقی‌ است!!!

نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح‌پور در 13:55 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر