84/12/28
سال نوی ایرانی علمی ترین سال نوی جهان است
همچنین تقویم جلالی که توسط حکیم عمر خیام تنظیم شده، هنوز هم علمی ترین و دقیق ترین تقویم جهان است.
فردا سال تحویل می شود. برخی از دوستان خارج کشور که از طریق اینترنت با من در تماس هستند، لطف کرده و با فرستادن پیام ها و کارت های اینترنتی سال نو را تبریک گفته اند. از همه ی آن عزیزان ممنونم. من نیز به نوبه ی خود سال نوی ایرانی را به همگی دوستان و خوانندگان محترم این بلاگ تبریک می گویم. بهاران خجسته باد!
برای اطلاعات بیشتر درباره ی سال نوی ایرانی، تقویم جلالی و خیام به مطالب زیر مراجعه بفرمایید:
مطلبی درباره ی تقويم جلالي
پایگاه اینترنتی خیام (به دو زبان فارسی و انگلیسی)
**********
به روز رسانی نخست:
تقويم هجري شمسي دقيقترين تقويم موجود در جهان است
**********
به روز رسانی دوم:
84/12/27
موسیقی نواحی صدای اقلیت ها
موسیقی نواحی شالوده و زیربنای موسیقی کلاسیک ایرانی که موسیقی دستگاهی هم نامیده شده است، می باشد، هر چند برخی از نواحی ایران دارای موسیقی ویژه ای است که در ظاهر چندان به موسیقی دستگاهی ایران مرتبط به نظر نمی رسد. دو مثال بارز آن موسیقی ترکمنی و موسیقی سیستان و بلوچستان است.
هر چند به موسیقی نواحی پس از انقلاب توجه بیشتری شده است ولی این کافی نیست. باید هر ناحیه ای هر ساله جشنواره های محلی برگزار کند و پس از شناسایی هنرمندان برتر آن ناحیه، از آنان برای جشنواره های بزرگتر بین المللی چه در داخل و چه در خارج کشور استفاده شود.
هر ناحیه ای به غیر از جشن های ملی، دارای جشن های محلی ویژه ای است که به نظرم می توان به مناسبت آن جشن ها به برگزاری جشنواره های هنری متعلق به آن ناحیه مبادرت ورزید.
مسلماً فایده های برگزاری چنین جشنواره هایی بر هیچ کس پوشیده نیست و چند مورد آن را در زیر اشاره می کنم:
۱. ترویج و تقویت هنر های محلی
۲. کمک به وحدت ملی
۳. معرفی زیر فرهنگ های ایران به جهان
۴. گسترش صنعت گردشگری
**********
به روز رسانی نخست:
زارعی می گوید: "معتقدم که در مثلا مراسمی مثل عروسی، موسیقی های محلی کاربرد بهتر و مناسب تری نسبت به موسیقی های بی در و پیکر و بی هویت دارند. نفس و لذت کاذب در آن راه ندارد و همان طور که از نام آن برمی آید، موسیقی آیینی ماست. موسیقی آیینی، یعنی آینه فرهنگ و ملیت و دین. اما از این طرف هر ساله جشنواره هایی در این وادی برگزار می شود که جز تکرار مکررات، سود و هدف دیگری ندارد، مثل بقیه جشنواره های تکراری و بی هدف و ضابطه."
و جواب: هر ساله در نقاط گوناگون دنیا جشنواره های گوناگونی برگزار می شود. فرض کنیم که بنا بر نظر شما همه ی جشنواره های ایران "جز تکرار مکررات، سود و هدف دیگری ندارد" (؟)، پس از شما می پرسم:
۱. آیا همه ی جشنواره های دنیا تکرار مکررات است؟
۲. چه کنیم تا جشنواره ای مفید شود؟
لطفاً به جای انتقاد های منفی راهکار ارایه بفرمایید! می توانید در بلاگ خود مطلبی در همین مورد بنویسید و به مطلب شما پیوند خواهم داد حتی اگر نظرتان صد در صد مخالف نظر من باشد!
**********
به روز رسانی دوم:
زارعی می گوید: "باز هم سلام
در مورد راهکار بگویم که قرار بود ما در دانشگاهمان جشنواره ای برگزار نماییم که مختصات کاملی داشت. البته چون هم زمان با جشنواره دیگری شد، به ناچار بی خیالش شدیم! اما همه وجوه در آن مد نظر قرار گرفته بود. بعد علمی و فنی و آموزشی، بعد مهارتی و تخصص و ... که همین ها را هم برای داورها در نظر گرفته بودیم. هر بخش هم متخصص خود را داشت، نه این که مثلا مدرس سنتور، داوری آواز را هم برعهده داشته باشد یا نوازنده پیانو، داوری دف و دوتار را! و تازه هر بخش یک داور هم قرار نبود، داشته باشد. بلکه حداقل دوتا. مسلم است وقتی می خواهیم جشنواره ای برگزار کنیم، باید امکانات تخصصی آن را فراهم آورده باشیم. یانباید برگزار کنیم یا اگر برگزار می کنیم، باید از نوع مرغوبش باشد! کلا همه کارها باید این گونه باشد، یا نشود یا خوب بشود. کار را که کرد؟ آن که تمام کرد. در مورد جشنواره ها هم بنده نظرم فقط جشنواره های داخلی بود. از کم و کیف جشنواره ای خارجی جز آن چه که می خوانم، اطلاعی ندارم و خوانده ها هم که مثل دیده ها نمی تواند باشد! وقتی قرار است جشنواره هنری در هر زمینه ای برگزار کنیم، باید داورانمان در زمینه های مختلف تخصص داشته باشند. اما آن چیزی که بنده در این چند سال از نزدیک شاهد بوده ام، غیر از این است. از همه مهم تر، بعد آموزشی و علمی جایگاهش در جشنواره های ما کجاست؟ به نظر می رسد بیش از جایزه ها، این بعد مهم ترین بخش باشد که در یک چهارچوب از پیش تعیین شده باید اجرا گردد تا شرکت کنندگان در یک جشنواره، به طور کامل از شرایطی که در آن قرار گرفته اند، بهره ببرند. مثل این که مقاله ام را همین جا نوشتم!!"
و جواب: "من نمی توانم صبر کنم تا شما به ایده آل هایتان برسید! باید از حداکثر ها بهره برد. پس اگر بتوانم جشنواره ای را برگزار کنم، حتی اگر چندان هم قوی نباشد، برگزار می کنم. همین بلاگ مرا ببینید! همه چیزش که در حد عالی نیست، هست؟ ولی این دلیل نمی شود که ننویسم، می شود؟"
**********
نامهاي به دكتر معين - موسيقي نواحي، صداي اقليتها
آقاي دكتر مصطفي معين
سلام و درود بر شما
خوشحالم كه وقتي شنيديد كه يكي از گروههاي موسيقي ايران ديگر نميخواهد در ايران برنامه اجرا كند، اظهار تأسف كرديد.
حقيقت امر اين است كه نميتوان صحبت از حقوق اقليتها كرد ولي به موسيقي نواحي توجه نكرد! موسيقي نواحي ايران (يعني همان موسيقي اقليتها) شالوده موسيقي رسمي ايران (يعني همان موسيقي دستگاهي-رديفي) است. ولي وقتي همين موسيقي رسمي، در عمل رسمي نيست، ديگر تكليف موسيقي نواحي ايران مشخص است. چرا نبايد در دانشگاهها، سازهاي موسيقي محلي تدريس شوند، در حالي كه سازهاي موسيقي غربي به عنوان سازهاي جهاني تدريس ميشوند! حال بگذريم كه تنبك كه سازي ملي-رسمي است، به عنوان سازي تخصصي در دانشگاهها تدريس نميشود. سازهاي ايراني كه مادر بيشتر سازهاي دنيا هستند در سايهاند و اين چيزي است كه بايد موجب تأسفمان گردد مرگ موسيقي نواحي، مرگ موسيقي رسميمان را موجب خواهد شد و اين ضربهاي كاري به هويتمان خواهد زد.
آقاي دكتر معين از توجهتان به موسيقي ايران كه متعلق به همه ما ايرانيان است. سپاسگزارم ولي اگر رئيسجمهور شديد موسيقي ايران را از حاشيه به متن آوريد، فرهنگ ايران يكي از غنيترين فرهنگهاست. ولي تا وقتي كه حمايت و عرضه نشود، پيشرفت نخواهد كرد. بايد صداي بي-صداها را شنيد! صداهاي بي-صدايان همان موسيقي نواحي ايران است، يعني صداي همان اقليتها!
برايتان آرزوي كاميابي و پيروزي دارم.
پيمان ناصحپور
----------
توضيح: اين نامه پيش از انتخابات رياست جمهوري نوشته شد و در روزنامه ي اقبال درج شد.
84/12/24
حسین علیشاپور هم بالاخره وبلاگنویس شد!
من حسین را بیشتر به خاطر فعالیت هایش در عرصه ی رسانه می شناسم تا موسیقی! و دوستی من با ایشان بیشتر حالتی برادرانه دارد تا کاری. به هر حال گرچه ما درباره ی مسایل متعددی صحبت ها کرده ایم ولی بیشتر مباحث گفتگو هایمان مربوط به موسیقی بوده است تا چیز های دیگر.
وجود ایشان در عرصه ی وبلاگنویسی بسیار مغتنم است. در صورت تمایل به بلاگش سرکی بکشید!
موسیقی زمان ما (بلاگ حسین علیشاپور)
**********
به روز رسانی نخست:
گفتگوی خبرنگار موسیقی، سحر طاعتی با شجریان
علی تجویدی درگذشت (گروه ناصح پور درگذشت ایشان را به جامعه ی هنر و خانواده ی ایشان تسلیت می گوید.)
84/12/24
چهارشنبه سوری ... ! نوروز می آید ... !
چندی پیش در بلاگم گفتم که این صداهای وحشتناک جشن نیست! آلودگی صوتی است! امروز هم ایرنا گفت: آلودگي هواي تهران در جشن چهارشنبه سوري از مرز خطرناك گذشت !!!
به هر حال نوروز می آید...
84/12/22
گروه ناصح پور درگذشت منصور یاحقی نوازنده ی قدیمی سنتور را تسلیت می گوید.
گروه ناصح پور درگذشت منصور یاحقی نوازنده ی قدیمی سنتور را تسلیت می گوید.
منصور ياحقي نوازنده سال هاي دور درگذشت
----------
در ضمن مطلب قبلی ام درباره ی صلح و موسیقی در ایسنا کار شده است:
موسيقي وسيلهاي براي گفتمان صلح
**********
به روز رسانی نخست:
مهدی (راد) می گوید: "سالها دل طلب جام جم از ما میکرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
آیا شما به مفهوم این شعر اعتقادی دارید؟ در زمینه موسیقی چه طور؟
آن هم موسیقی ملی و سنتی ما؟
شما مثل بعضی ها معتقدید باید موسیقی را از بیگانه تمنا کرد؟
یا معتقدید موسیقی سنتی را باید همچون گنجینه ای تاریخی به یاد تاریخ سپرد؟
یا معتقید موسیقی سنتی باید با موسیقی غربی تلفیق کرد؟
آیا شما با به روز شدن موسیقی ایرانی با متدهای روز دنیا موافق هستید؟"
و جواب اینجانب: "پرسش های شما ربطی به این مطلب بلاگ ندارد ولی پرسش های بسیار جالبی است. ولی همانطور که می دانید پاسخ به آنها خود یک مصاحبه ی کامل می تواند باشد. به هر حال سر فرصت جواب خواهم داد."
84/12/22
موسیقی وسیله ای برای گفتمان صلح
آن چیزی که بدیهی است این است که وقتی صلح نباشد توسعه ای هم در کار نیست و یکی از مهم ترین نوع توسعه ها "توسعه ی فرهنگی" است. از آنجاییکه به همگی "دستاورد های انسانی" فرهنگ می گویند بنابراین "توسعه ی فرهنگی" همان "توسعه ی دستاورد های انسانی" است. اینجاست که "ترویج صلح" به محافل فرهنگی نیز مربوط می شود.
طبق تحقیقات انجام شده کسانی که از محصولات فرهنگی (البته به جز درصد بسیار کمی از محصولات شبه-فرهنگی منفی که مروج خشونت هستند) استفاده می کنند رفتاری صلح آمیز تر و متساهل تر دارند. پس کسانی که به صلح علاقه مند هستند باید به ترویج فرهنگ و تولید محصولات فرهنگی پرداخته و از این طریق به "ترویج صلح" کمک کنند.
موسیقی (البته نه نوع منفی آن) به عنوان هنری به نهایت انتزاعی و در عین حال بسیار عاطفی می تواند یکی از بهترین وسیله ها برای پیوند دادن انسان ها به یکدیگر و ایجاد همبستگی میان آنها و برقراری صلح باشد. به همین دلیل در بسیاری از جوامع دنیا از جمله ایران برنامه های بسیاری برای ترویج صلح از طریق موسیقی تدارک دیده شده و می شود. باشد که روزی شاهد برقراری صلح در جهان باشیم.
84/12/20
نامه ی سرگشاده به همه ی صلح دوستان جهان
و مهمترین مسئله در اینجا این است که آیا جنگ ها می توانند چنین خواست های بشری را تامین کنند؟
تجربه ی تاریخی انسان ها نشان داده است که پاسخ چنین پرسشی منفی است. به واقع حوادث گذشته به خوبی تبیین کرده است که هیچگاه جنگ تامین آن خواست ها را نمی نماید.
وحشت بیکران از جنگ و خونریزی یک نوع "رنج و تعب" دایمی بی معناست!
مع الاسف علیرغم درسهای بسیار تلخ از "ریزش اشک و خون میلیونها انسان بی گناه" بشریت باز خود را ناتوان می بیند که رها از چنین عمل "زشت و منفوری" باشد. چه هیچ پدر و مادری در هیچ نقطه از جهان وجود ندارد که از مرگ جگر گوشه ی عزیزش در میدان های جنگ و آوارهای حاصل از بمباران ها دلخون نباشد.
پس چگونه می توان دشمنی را به همدلی و اختلاف را به همزیستی بدل کرد؟
به نظرم یگانه پاسخ به این پرسش این چنین است: "فرهنگ و تمدنهای بشری" به ما می آموزند که چگونه "احساس پاک جمعی" و "عشق و محبت گستره ی انسانی" را درک کنیم. لذا حفظ این اصل بشری بر عهده ی "وابستگان فرهنگی" (به ویژه هنرمندان) است که چگونه صلح را پیش برند و "احترام و فهم و محبت متقابل انسانی" را ترویج کنند.
"بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی" -- سعدی
جنگ ها بلایی هستند که به دست انسان های خشن ایجاد می شوند! بنابراین دقیقاً به انسان های "صلح طلب" بستگی دارد که با تلاش و کوشش سخت بتوانند به جای جنگ "صلح و آرامش" را برقرار کنند.
84/12/19
روز جهانی زمین بهانه ای برای ترویج صلح است
از طرف دیگر به دلیل آنکه جنگ ها نیز مخرب محیط زیست هستند انجام مراسم مربوط به "روز جهانی زمین" نوعی "حرکت ضد جنگ" و "مروج صلح" محسوب می شود.
امسال طبق پایگاه اینترنتی "روز جهانی زمین" با نشانی www.earthsite.org روز بیستم مارس "روز جهانی زمین" است و آن طور که در اینترنت دیده ام برنامه های زیادی برای این روز تدارک دیده شده است.
از طرفی چون بیستم مارس سالروز حمله ی نظامی آمریکا و متحدانش به عراق است بسیاری این موضوع را به "حرکت ها و فعالیت های صلح خواهانه" ربط داده اند. مثلاً یکی از شعارهایی که پارسال داده شد همان شعار طبل نوازان گروه بین المللی "طبل ها برای صلح" بود که گفتند: "جنگ را تمام کنید! زمین را حفظ کنید!". تعداد طبل نوازانی که به این "حرکت صلح دوستانه" پیوستند بیش از ده هزار نفر بود! آنها هر کدام در شهرشان ساعت ۱۲ ظهر به وقت محلی برای صلح نواختند و ندای صلح را به گوش جهانیان رساندند. امید آنکه به زودی صلح در جهان برقرار شود و در زمینی پاک انسانها در کنار یکدیگر به صورت مسالمت آمیز زندگی کنند.
**********
به روز رسانی نخست:
84/12/19
گرفتاری های شب عید
به چه دلیل مراسم زیبای "چهارشنبه سوری" تبدیل به ضد ارزش "فرهنگ باستانی" مان شده است؟
84/12/17
روز جهانی زن مبارک باد
بعد از انقلاب دختران و زنان بیشتری به نوازندگی سازهای کوبه ای رو آورده اند. به ویژه در آنان علاقه ی خاصی برای نوازندگی دف به وجود آمده است. گویی دختران و زنان با نوازندگی دف می خواهند وجود خود را در عرصه ی هنر فریاد بزنند.
امید آنکه در نوازندگی دیگر سازهای کوبه ای مانند تنبک و دایره نیز شاهد حضور پرشور آنان باشیم.
هشتم مارس روز جهانی زن است! روز جهانی زن مبارک باد!
84/12/16
برنامه های موسیقی ایرانی در خارج از ایران
طی اخبار رسیده به اینجانب گروه لیان به سرپرستی هومن پورمهدی (نوازنده ی تنبک و دف) با همکاری ژیوان گاسپاریان (نوازنده ی مشهور دودوک ارمنی) و پاندیت سواپان چاودوری (نوازنده ی مشهور طبلای هندی) در لوس آنجلس به تاریخ ۱۹ مارس برای ترویج صلح و عشق و همچنین برای همبستگی انسانها خواهند نواخت.
همچنین ایمان وزیری نوازنده ی تار که شاگرد فریدون حافظی نوازنده ی پیشکسوت تار بوده است و لوتز کرشهف نوازنده ی آلمانی که ساز باستانی لوت به سبک باروک را می نوازد کنسرتی در هامبورگ آلمان خواهند داشت. در این برنامه که به تاریخ ۱۶ مارس برگزار خواهد شد اول هر کدام از این هنرمندان به صورت جداگانه به تکنوازی خواهند پرداخت و سپس به صورت بداهه هنرشان را به صورت دونوازی به مردم ارایه خواهند کرد.
----------
84/12/13
اميري خواني در جواهرده رامسر
ملودي اميري خواني حالت هاي ويژه اي دارد و چيزي شبيه به برخي گوشه هاي رديف در دستگاه شور و مشتقات آن است. به نظرم اين ملودي بسيار زيبا بايد ترويج شود. از آنجاييكه "اميري خواني" در ديگر نقاط مازندران نيز اجرا مي شود مي توان با همت مسوولان موسيقي مازندران جشنواره ي محلي موسيقي مازندران به تاريخ 12 آبان هر سال برگزار كرد و از "اميري خوان" هاي گوناگون نيز دعوت كرد تا مراسم را با گستردگي بيشتري براي مردم برگزار كنند. همچنين جالب خواهد شد اگر آهنگسازي از اين ملودي ايده گرفته و آهنگ هاي مناسب موسيقي سنتي بسازد تا به ترويج موسيقي "اميري خواني" كمك كند.
روستای جواهرده در فاصله 25 کیلومتری رامسر و در ارتفاعات دو هزار متری البرز قرار دارد. مردم اين ده به دامداری، کشاورزی و باغداری مشغول اند. صنایع دستی این منطقه عبارتند از نمدمالی، سفال، آهنگری و مسگری. رامسر تنها راه ارتباطی جواهر ده است و از طریق کوهستان نیز با قزوین مرتبط است.
در مورد نام این روستا عقاید مختلفی وجود دارد. برخی آن را "جورده" به معنی ده بالا و مرتفع ترین روستای کوهستان برشمرده اند، عدهیی دیگر ده را به دلیل به دست آمدن آثار قیمتی، طلا و جواهرات "جواهرده" مینامند. در عین حال به اعتقاد مردمان قدیم، در روزگاران گذشته زنی به نام جواهر حاکم این منطقه بوده و جواهرده از نام او برگرفته شده است.
امروز آب آشامیدنی منطقه نیز از چشمههای متعددی چون "سلیمان"، "برشی" و "کوه کین" تأمین میشود که در گذشته افراد خیرخواه، آب چشمهها را تا نزدیکی ده هدایت کرده اند. "جواهرده" 12 محله قدیمی دارد که "جولاخیل" بزرگ ترین محله ده و بعد از آن "اوشیان سر"، "سید محله"، "برشی محله"، "آموسی خیل"، "صیقل محله"، "چاک دشت"، "سراب یا کربلائی"، "رمک محله"، "تنگدره"، "فتوک محله" و "کهنه تنگدره" از دیگر بخشهای این ده به شمار میروند.
"جواهرده" دارای تقویم "گالشی" است که از لحاظ فرهنگی بسیار حایز اهمیت است و در این تقویم ماههای سال به ترتیب عبارتند از: "اول ماه"، "مردال ماه"، "ده ماه"، "ورفه ماه"، "اسفندار ماه"، "نوروز ماه"، "کرچه ماه"، "ارکه ماه"، "تیرماه"، "سیه ماه"، "شرر ماه" و "امیرماه".
جواهرده يكي از نقاط بسيار جالب ايران است كه در اين چند سال از نظر گردشگري پيشرفت بسيار خوبي كرده و امكانات رفاهي اش بسيار بهتر شده است و به نظرم اگر مورد توجه بيشتري نيز قرار گيرد به يكي از نقاط مهم گردشگري ايران تبديل خواهد شد.
----------
اطلاعات مربوط به "جواهرده" بر پایه نوشتاری از "نیکی محجوب" در روزنامه اعتماد در تاریخ 1382/11/30 مي باشد.
**********
به روز رسانی نخست:
84/12/13
گفتگوي هارمونيك با طراحي بهتر
84/12/12
تايكو طبل ژاپني
به هر حال به عنوان كسي كه درباره ي موسيقي كوبه اي ژاپن كنجكاو بوده ام مايلم مطلبي درباره ي تايكو (Taiko) طبل بزرگ ژاپني كه تا حدي شهرت جهاني يافته است، بنويسم.
تايكو در زبان ژاپني به معني طبل بزرگ است، هر چند در خارج از ژاپن، تايكو به معني عام هر گونه طبل ژاپني و همچنين به معني هنر گروه نوازي طبل هاي ژاپني است. در ژاپن طبل هاي گوناگوني با اندازه هاي بعضاً بسيار بزرگي نواخته مي شود. نام برخي از آنها اين چنين است:
ناگادو-دايكو، تسوكه-شيمه-دايكو، اوكدو-دايكو، اوچيوا-دايكو، هيرا-دايكو، او-دايكو و ...
بعضي طبل هاي ژاپني با دست و بعضي با چوب نواخته مي شوند. برخي از آنان كه به صورت بشكه اي شكل هستند، مي توانند خيلي بزرگ باشند! در حقيقت قطر دهانه ي دايره اي شكل برخي از آنان 240 سانتيمتر است!
چنانچه علاقه به داشتن اطلاعات بيشتري باشيد مي توانيد به صفحات وب زير مراجعه كنيد:
مختصري درباره ي برخي سازهاي ديگر ژاپني:
بيوا : سازي شبيه به بربت ايراني. در حقيقت ژاپني ها معتقدند كه اين ساز برگرفته از پيپاي چيني است.
كوتو : سازي بسيار خوش صدا و شبيه به قانون. برخي آنرا چنگ ميزي (table-harp) توصيف كرده اند. گويا اين ساز هم برگرفته از "گوژنگ" (guzheng) چيني است.
شاكوهاچي : نوعي فلوت ژاپني كه از خيزران (بامبو - bamboo) ساخته مي شود. به نظر اين نيز سازي است كه از چين و از طريق كره (korea) به ژاپن آورده شده است.
درباره ي سازهاي ديگر ژاپني نيز مي توانيد به صفحه ي وب زير مراجعه كنيد:
84/12/10
تبريك به بلاگفا / با بلاگرها مهربان باشيم! / خودمان را به بلاگرهاي ايراني محدود نكنيم!
چند روز پيش خبري خواندم مبني بر اينكه تعداد بيننده هاي بلاگفا از پرشين-بلاگ بيشتر شده است. اصلاً خبر عجيبي نيست! چون خدمات بلاگفا بهتر است و مهمتر اينكه صفحات بلاگفا سبكتر است. پرشين-بلاگ با قرار دادن تبليغات انيميشني كه اكثراً هم خيلي سنگين است و دير بارگذاري مي شود تعداد بينندگانش را پايين مي آورد. به ويژه كه در برخي شهرستانها سرعت اينترنت پايين تر است. كساني كه پايگاه اينترنتي دارند بايد متوجه باشند تا آنجا كه مي توانند از به كار بردن كارهاي گرافيكي سنگين پرهيز كنند، زيرا بيننده اي كه مدتي صبر كند و صحفه ي مورد نظرش باز نشود آنرا خواهد بست و احتمالاً ديگر سراغ آن صفحه نخواهد آمد. به هر حال هدف من بحث ديگري است.
بلاگفا پربيننده ترين سرويس وبلاگ فارسي در ماههاي اخير بود
با بلاگرها مهربان باشيم!
در اينكه برخي مطالب كه بلاگرها در بلاگشان مي نويسند غيرتخصصي و حتي گاهي كاملاً شخصي است شكي نيست و البته در نوع خود نه تنها بد نيست كه كاملاً هم خوب است، ولي آنچه مسلم است اين است كه در بلاگها مطالب كاملاً تخصصي، سنگين و مفيد هم يافت مي شود كه خبرگزاري ها مي توانند از آنان استفاده كنند. البته خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) دارد همين كار را مي كند ولي به نظر من ديگر خبرگزاري ها هم بهتر است در اين زمينه فعال شوند.
سرويس نگاهي به وبلاگهاي ايسنا
خودمان را به بلاگرهاي ايراني محدود نكنيم!
درست است كه زبان فارسي به همت بلاگرهاي ايراني - نمي دانم ديگر فارس زبانان در ترويج زبان فارسي در بلاگها چقدر نقش دارند - چهارمين زبان مورد استفاده در بلاگهاي دنياست ولي همه ي بلاگرهاي دنيا كه ايراني نيستند و برخي از آنان مطالبي مي نويسند كه براي ما مفيد هستند و با احتياط و دقت بيشتر مي توان در خبرگزاري هاي ايران استفاده كرد. فايده ي اين كار اين است كه اولاً برخي ايراني ها كه به زبان هاي خارجي مخصوصاً انگليسي تسلط دارند از اين مطالب مي توانند استفاده كنند و ثانياً توجه برخي بلاگرهاي خارجي نيز به سمت ايران و اخبار آن بيشتر شده و طبيعتاً برخي خوانندگان بلاگهاي خود را به خواندن خبرگزاري هاي داخلي ايران تشويق خواهند كرد.
84/12/09
نواي تار ايراني در اسپانيا
در اين كنسرت كه در شهر بانيولس (Banyoles) اسپانيا به تاريخ ۲ آوريل سال جاري ميلادي برگزار خواهد شد، پرهام ناصح پور فرزند نصرالله ناصح پور به همراهي تنبك مسعود نادري به صورت بداهه نوازي به معرفي موسيقي دستگاهي ايراني خواهند پرداخت.
گفتني است پرهام ناصح پور نوازندگي تار و رديف هاي ميرزاعبدالله، ميرزاحسينقلي و دوره ي عالي علي اكبرخان شهنازي را نزد تارنوازان مشهوري همچون زيدالله طلوعي، حسين عليزاده، داريوش طلايي، محمدرضا لطفي و مرحوم رضا لطفي لاريجاني و رديف هاي آوازي و "جواب آواز" را نزد نصرالله ناصح پور سالها كار كرده است. او همچنين با نوازندگي تار آذري، كمانچه و سه تار آشنايي خوبي دارد.
84/12/08
درباره ي ريتم هاي اصلي آذربايجان
۱. لزگي: مشهورترين ريتم آذري لزگي است. اين ريتم كه در رقص هاي آذري استفاده مي شود شش تايي است و معمولاً با تمپوي بالا نواخته مي شود.
۲. ديرينگي: ديرينگي نيز ريتمي شش تايي ولي كندتر از لزگي و براي نوعي ديگر رقص در موسيقي آذري است گرچه به عنوان ريتمي شاد در انواع موسيقي آذري كاربرد دارد. ديرينگي با رنگ در موسيقي ايراني قابل مقايسه است.
۳. يالي: ريتمي مخصوص و چهار تايي است كه هم در موسيقي آوازي و هم در موسيقي سازي كاربرد دارد. ريتم رقص دوپاي كردي و لري با اين ريتم قابل مقايسه است.
۴. ماهني: ماهني در موسيقي آذري با فرم تصنيف در موسيقي ايراني قابل مقايسه است. اكثر ماهني هاي آذري در ريتم شش تايي با تمپوي پايين نواخته مي شوند.
84/12/07
لر بلاگ
همه ي ايران سراي من است.
84/12/05
نوروزخواني، ترانه هاي نوروزي و بهاري
نوروزخواني، ترانه هاي نوروزي و بهاري
محمد رضا درويشي، پژوهشگر موسيقي نواحي ايران در كتاب نوروزخواني خود، به موسيقي نوروز و بهار پرداخته و آنرا به چهار دسته ي زير بخش بندي مي كند:
- آيين نوروزخواني مانند آنچه نوروزخوانان كه در نواحي گوناگون ايران از جمله البرز شمالي و جنوبي ايران رواج چشمگيري داشته است.
- ترانه هاي بهاري كه به توصيف بهار و نوروز مي پرداخته اند.
- گوشه هايي از رديف دستگاهي موسيقي ايران مانند نوروز خارا، نوروز صبا و نوروز عرب.
- برخي از نمايش ها و خرده نمايش هاي منسوخ شده مانند ميرنوروزي، حاجي فيروز و ....
كساني كه به اين موضوع علاقه مند هستند مي توانند با مراجعه به اين كتاب كه توسط نشر آروين نشر يافته است اطلاعات بيشتري كسب كنند.
نوروز يكي از بهترين حربه ها براي معرفي ايران به دنياست
نوروز يكي از بهترين حربه هاي تبليغاتي براي معرفي ايران به دنيا است. بايد هر كسي از هر نقطه ي جهان كه به نوروز علاقه مند است يا آنرا جشن مي گيرد به معرفي آن از هر طريق ممكن بپردازد. رسانه هاي رسمي و غير رسمي مي توانند در اين امر كمك شاياني بكنند. همچنين بسياري از كساني كه زماني ايراني بوده اند يا تحت تاثير فرهنگ ايران هستند نوروز را جشن مي گيرند. بايد با آنها نيز تماس گرفت و اعلام همبستگي در برگزاري جشن نوروز و بهار كرد. براي ترويج نوروز به جز ترويج آن از طريق رسانه هاي رسمي، راه هاي زير به نظرم مي رسد:
اگر پايگاه اينترنتي داريد آنرا تبريك بگوييد و درباره ي آن بنويسيد يا در صورت يافتن مقاله اي جالب به آن پيوند دهيد.
اگر عضو يك اتاق گفتگو هستيد با نوشتن نامه اي درباره ي نوروز صحبت كرده و آنرا تبريك بگوييد. به كار بردن دو عبارت Happy Noruz و Happy Spring كه نشانگر سال نوي ايراني و مصادف بودن آن با بهار است، مي تواند بر اهميت آن اضافه كند.
خويشاوندان، دوستان و آشنايان خود را، به ويژه آنهايي كه در خارج از ايران زندگي مي كنند، تشويق كنيد كه نوروز را هر چه با شكوه تر جشن بگيرند. در صورت امكان نوروز را به خيابانها و محل كار خود ببريد.
حركت مثبتي آغاز شده كه هدفش درخواست از گوگل است تا لوگوي نوروز را به كار برد. اگر با تمام فشاري كه به گوگل داريم وارد مي كنيم درخواست ما را قبول نكرد چه؟ مهم اين است كه نوروز را هرجايي كه قدرتش را داريم، مطرح كنيم. اين به نفع ايران و همه ي ايرانيان است. بايد دنيا را با فرهنگمان بيش از پيش آشنا كنيم.
----------
هر كس پيشنهادي دارد لطفاً در بخش نظرخواهي بگويد.
**********
به روز رساني نخست:
علي مومن لو خبر داد كه اين مطلب بلاگم مورد استفاده ي ايسنا قرار گرفته است:
نوروز يكي از بهترين حربههاي تبليغاتي براي معرفي ايران به دنيا است
84/12/04
اين ما هستيم كه بايد به سازهاي كوبه اي توجه كنيم نه ديگران!
تا همين چندي پيش اصطلاحاتي مانند "موسيقي كوبه اي"، "كوبه اي نواز" و ... در موسيقي امروز ايران چندان مطرح نبود، گرچه اصطلاحاتي مانند "سازهاي كوبه اي" و "سازهاي ضربه اي" توسط بهمن رجبي در ادبياتش مورد استفاده بود. همان طور كه گفتم اطلاع رساني درباره ي سازهاي كوبه اي ايران و برخي مسايل مربوط به اين سازها توسط اينجانب در اينترنت آغاز شد. منتهي مطالب به انگليسي نوشته شد زيرا هدفم معرفي موسيقي كوبه اي ايران به دنيا بود و چون انگليسي فعلاً رايج ترين زبان دنياست، از اين ابزار جهت ترويج موسيقي كوبه اي در اينترنت استفاده شد. يك روز كه پيش سجاد پورقناد رفته بودم تا باهم كاري انجام دهيم از من خواست درباره ي همين مباحث مطلبي به فارسي بنويسم كه همان مطلب معروف نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی آغازگر اين حركت بود. ديگر دوستان هم مانند اميد مرادي از بلاگ سياه مشق مشوق من در راه اندازي اين بلاگ شدند.
يكي از نويسندگان بلاگ گروهي و پركار سياه مشق مطلبي نوشته است درباره ي موسيقي كوبه اي و از من نظر خواسته است. نخست آنكه دست شما درد نكند. هر چه بيشتر درباره ي موسيقي كوبه اي ايران صحبت شود بهتر است. دوم آنكه مطلب شما را مي پسندم زيرا از شرايط بد فقط شكايت نكرده ايد بلكه تلاش نموده ايد كه راهكاري هم براي بهتر كردن اوضاع ارايه كنيد.
اين ما هستيم كه بايد به سازهاي كوبه اي توجه كنيم نه ديگران! هر حركتي بايد از خود آغاز شود.
**********
به روز رساني نخست:
84/12/03
ملودي هاي انقلابي موجب توجه جوانان به موسيقي ايراني شده است
پيمان ناصح پور نوازنده دف و تنبك در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان گفت: انقلاب اسلامي موجب رجوع دوباره مردم به فرهنگ خود و به طور خاص به موسيقي ايراني شد و در اثر اين علاقه بسياري از پژوهشگران به پژوهش در زمينه موسيقي پرداختند.
وي افزود: از كارهاي مثبتي كه در اوايل انقلاب صورت گرفته است استفاده از موسيقي هاي ايراني و حتي موسيقي نواحي براي بيان هيجانات مردم در انقلاب بود و همين ملودي هاي انقلابي موجب توجه بيشتر جوانان به موسيقي اصيل ايران شد.
ناصح پور گفت: از ديگر ثمرات انقلاب در عرصه موسيقي برگزاري جشنواره هاي عمومي (مانند موسيقي فجر) و تخصصي است كه البته هنوز جاي جشنواره تخصصي سازهاي كوبه اي خالي است، زيرا سازهاي كوبه اي در همه زمينه ها از جمله در مراسم عزاداري در محرم و موسيقي هاي محرم مورد استفاده است.
پيوند خبر: ملودي هاي انقلابي موجب توجه جوانان به موسيقي ايراني شده است
---------
چند هفته پيش هنگام برگزاري مجمع عمومي كانون نوازندگان موسيقي ايران كه در سالن تئاتر شهر به صورت نيمه رسمي (به دليل به حد نصاب نرسيدن تعداد اعضا) برگزار شد، خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان به من مراجعه کرد تا در مورد موضوعی باهم صحبت کنیم. صحبت به درازا کشید. از جمله ایشان علاقه مند بوده که درباره ی سخنرانی اینجانب در مورد "ارتباط ریاضی و موسیقی" خبری تهیه كرده و با من مصاحبه ای انجام دهد که مرا پیدا نکرده بود. ایشان درخواست نمود که در مورد تاثیر انقلاب بر موسیقی صحبتی داشته باشيم و من هم قبول کردم. عمده ی مطالب همانی است که در بالا می بینید.
84/12/02
موسيقي پاپ چيست؟
نخست آنكه دسته اي هستند كه چون مي خواهند از واژه ي "پاپ" استفاده نكنند، واژه هاي عجيب و غريبي اختراع مي كنند كه كارها را پيچ اندر پيچ مي كند.
دسته اي ديگر "موسيقي پاپ" را نوعي "موسيقي مردم پسند" مي دانند كه به دليل ساده بودنش، عامه فهم است و لذا از نظر برخي افراد "جامعه ي روشنفكري" (كه خودشان را خاص مي دانند) سطح پايين و "مبتذل" است. همين جا بايد تصريح كنم كه پيچيدگي لزوماً به معناي "سطح بالا بودن" و همچنين سادگي به معناي "سطح پايين بودن" نيست. "هنر" از نوع "شناخت" است و هدفش ارايه ي "زيبايي" يا "انتقال پيام" است كه در آن كفه ي "عواطف" بر "ادراك" مي چربد. پس اگر چنين باشد ديگر فرقي نمي كند كه پيچيده باشد يا ساده. حال بگذريم كه تعيين سطح براي هنر هم خود موضوعي كاملاً سليقه اي است. از طرفي ديگر بايد متوجه بود كه "سادگي" با "ابتذال" يكي نيست و "موسيقي شاد" و پرتحرك لزوماً مبتذل نيست.
حال چرا برخي تلاش مي كنند كه با به كار بردن ساز "ارگ"، "گام دوازده نيم-پرده اي غربي" و اشعار فارسي موسيقي خاصي را توليد كرده و بعد نام آنرا "موسيقي پاپ" ("مردم پسند"، "روز"، "علمي روز" و غيره) بگذارند و بعضاً آنرا در مقابل "موسيقي اصيل ايراني" قرار دهند، من نمي فهمم! شما اگر راست مي گوييد بياييد موسيقي ساده و همه فهم بر اساس موسيقي خودمان بسازيد تا از موسيقي خودمان حمايت كرده باشيد و با به كار بردن مضامين جوان پسند جوانان را به موسيقي خودمان جذب كنيد.
برخي مي گويند كه "موسيقي سنتي" غمگين است و عوام هم مي گويند "موسيقي سنتي" آدم را ياد بدهكاري هايش مي اندازد! جالب است به شما بگويم كه خود من وقتي در تاكسي يا اتوبوس به "موسيقي به اصطلاح پاپ ايراني" گوش مي كنم بعضاً دلگير و غمگين مي شوم در حاليكه موسيقي سنتي به ندرت مرا غمگين مي كند!
می بینید که مسایل بسیار مبهم است! بنا بر این می توان پرسش های زیر را مطرح کرد:
۱) موسيقي پاپ چيست؟
۲) آيا موسيقي پاپ ضد ارزشی است؟
۳) آيا موسيقي پاپ جوان پسند است؟
۴) آيا موسيقي سنتي جوان پسند نيست؟
۵) موسيقي شاد و نشاط آور چيست؟
۶) آيا موسيقي سنتي غمگين است؟
۷) آيا موسيقي پاپ شاد است؟
به باور من پاسخ به این پرسش ها می تواند در رفع ابهام بسیاری مسایل کمک شایانی کند.
**********
به روز رساني نخست:
موسيقي پاپ مطلبي از بلاگ نواهاي ايراني
84/12/01
طبل نوازي در "دنياي واحد كوبه اي" مي خواهد از طريق موسيقي مردم دهكده ي جهاني را متحد كند
هدف اين نهاد آن است كه مردم متعلق به نواحي گوناگون كنار هم جمع شده و به صورت همزمان به مدت يك ساعت با اعلام اتحاد انسان ها به طبل نوازي بپردازند. دنيا بيش از پيش تبديل به يك دهكده ي جهاني شده است و انسان ها به هم متصل شده اند. زندگي همراه با فن آوري نوين باعث شده كه زندگي انسان ها به هم پيوند بخورد و آدميان بيش از پيش به هم وابسته گردند. هر چيزي كه زندگي يكي از انسان ها را دگرگون كند بر همه موثر است و هر كدام از انسان ها مي تواند تغييري براي بهتر كردن دنيا انجام دهد. "دنياي متحد كوبه اي" (One World Beat) مي خواهد از قدرت موسيقي استفاده كند تا پيام مثبت همبستگي را به وجود آورده و از همه ي انسان ها دعوت مي كند كه به آنها بپيوندند.
بنا بر همين گزارش فراخواني براي پيوستن همگي نهادهاي غير انتفاعي، نهادهاي مربوط به جوانان، نهادهاي مربوط به ترويج صلح، مدارس مربوط به طبل و موسيقي كوبه اي، همگي موسيقيدانان و گروه هاي موسيقي و همچنين اشخاص و داوطلبين علاقه مند به صلح، توسط نهاد "دنياي متحد كوبه اي" (One World Beat) اعلام شده است. اين نهاد اعلام مي دارد كه همگي اشخاص يا نهادهايي كه علاقه مند به همكاري با آن نهاد هستند در پايگاه اينترنتي آنها در نشاني www.oneworldbeat.org فهرست خواهند شد.
اين همكاري بين المللي براي ترويج صلح در لوس آنجلس، شيكاگو، نيويورك، تورنتو، لندن، آمستردام، ژنو، پاريس، يوهانسبورگ، بانكوگ، توكيو، سيدني و ... برگزار خواهد شد. علاقه مندان به اين حركت مثبت مدني براي ترويج صلح مي توانند به پايگاه اينترنتي "دنياي متحد كوبه اي" (One World Beat) به نشاني www.oneworldbeat.org رجوع كنند.
منبع خبر: Drumming in One World Beat Uniting the People of the Global Village through Music
**********
به روز رساني نخست:
هومن مي گويد: "دوست عزیز, بسیار عالی است......چه خوب میشد در ایران هم میتوانستیم این کار را انجام دهیم.آیا این امکان هست؟"
جواب: نمي دانم. ولي باور كن اگر بتوان چنين كاري انجام داد خيلي جالب خواهد بود. زيرا چنين حركت هايي مي تواند به بهتر كردن وجهه ي ايران در دنيا و ترويج موسيقي ايران كمك كند.
**********
به روز رساني دوم:
اين خبر مهم در ايسنا درج شد: طبل نوازي در "دنياي واحد كوبهاي" ميخواهد از طريق موسيقي مردم دهكده جهاني را متحد كند



