85/10/30
اين سكوت مرگبار را بشكنيد!
اينجانب به عنوان يك ايراني مي خواهم اين سكوت مرگبار را بشكنم! اگر خودمان دلمان به حال مملكتمان نسوزد بدانيد كه ديگران بدون چشمداشت به ما كمك نخواهند كرد!
اين روزها احساس خوبي ندارم چون فكر مي كنم از همه طرف به ما حمله شده است. حمله اين نيست كشورت را با بمب هاي خوشه اي نابود كنند. دارند مفاخرمان را مي دزدند! آخر كجاي ابوعلي سينا عرب است؟ درست است سفارت ايران در لندن به بي بي سي اعتراض كرد كه از ابوعلي سينا به عنوان دانشمندي عرب نام برده بود ولي اين كافي نيست!
پيشنهادي دارم: جشنواره ي وبنويسي ابوعلي سينا برگزار كنيم.
آخر كجاي مولانا ترك است؟ بايد به اين تحريف بزرگ تاريخي اعتراض كرد!
باورتان مي شود كه دانشمندان ايراني را مانند ماهاني و كاشاني عرب معرفي مي كنند؟ اگر اين سكوت را نشكنيم فردا فردوسي را هم با نام جعلي "الفردوسي" عرب خواهند كرد!
-----
به جنگ نه بگوييم!
من جنگ نمي خواهم! من عاشق صلح و آرامش هستم! من دوست ندارم بچه هاي ايران به خاك و خون كشيده شود! من تحمل گريه هاي شبانه ي مادران ايران را ندارم.
با شما هستم جناب آقاي بوش! دست درازي به اين مرز پر گهر ممنوع است! مي فهمي؟
من اين سكوت مرگبار را مي شكنم زيرا كه من عاشق صلح , دوستي , محبت و آرامش هستم!
جناب آقاي بوش! مرا مجبور نكن كه تنبكم را به كناري گذاشته و براي دفاع از مرز پر گهرم اسلحه بدست گيرم.
طبل ها نه بمب ها...
من اين سكوت مرگبار را شكستم... جاويدان باد ايران...
-----
85/10/27
من ضد عرب نيستم اما...
ضد عرب نيستم آنهم به چند دليل: ١) نژادپرست نيستم ٢) سه ميليون هموطن عرب دارم به آنها بسيار احترام قايل هستم ٣) به موسيقي اصيل عربي علاقه دارم و كشور هاي عربي كه از نظر موسيقي عربي مهم هستند عبارتند از: مصر, عراق, سوريه, تونس, مراكش و لبنان. اين هم ترجمه ي مطلبي درباره ي موسيقي خوزستان هميشه عزيز از فارسي به انگليسي برگرفته از مقاله اي جالب از روزنامه ي همشهري:
Arab Music in Khuzestan Province of Iran
اعتراض به تغيير مليت دانشمندان ايراني:
شما اگر كتابهاي تاريخ علم را بخوانيد مي بينيد كه در جاي جاي مطلب هاي مورخان بي سوادي يا تحريف غوغا مي كند! برايم خيلي ناراحت كننده است وقتي كه مي بينم خيام شاعري پارسي گوي ولي رياضيداني عرب است! هر جا چنين چيزي را ديده ام اعتراض كرده ام. نمونه اش هم اين مقاله ي انتقادي از اينجانب:
خليج هميشه فارس:
متوجه شده ام اين روز ها تحريف نام خليج فارس بسيار بيشتر شده و شايد به همان نسبت فعاليت ايراني ها براي دفاع از فرهنگ خود كمتر! اين يك هشدار است! اول نامش را تصاحب مي كنند و بعد خودش را. همانطور كه ترك هاي تركيه قصد تصاحب كامل مولانا را دارند! بلاگي براي خليج فارس به راه افتاده كه آنرا ببينيد و به آن پيوند بدهيد:
دفاع از خليج فارس در فضاي سايبر و جايي براي گفتن سايبر ديپلماتها
----------
از احوالپرسي همه ي دوستان در بلاگم سپاسگزارم. گرفتار هستم. خبر خاصي نيست اگر باشد حتما شما دوستان عزيز را در جريان خواهم گذاشت.
85/10/18
پخش زنده ي اختتاميه جشنواره ي موسيقي فجر از راديو ايران
وحيد رستگاري از نوازندگان ساز بربت است. وي ابتدا در شهر اقلید فارس نزد سید احمد مرتضوی با مبانی موسیقی آشنا گردید. سپس از سال 1366 نواختن سنتور را در شهر آباده نزد بهرام نوروزی آغاز نمود و در ادامه توانست از محضر سعید ثابت نیز در فراگیری مکتب پایور بهره بگیرد. از سال 1373 با ورود به دانشگاه هنر عود را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب نمود و زیر نظر استاد نریمان به یادگیری این ساز پرداخت و تاکنون با گروههای درویش، چکاد و سپهر همکاری نموده است.
وی که در زمینه ریتم از محضر کامبیز روشن روان و در زمینه مبانی موسیقی از محضر شریف لطفی استفاده کرده است هم اکنون تهیه کننده و سردبیر برنامه های موسیقی شبکه فرهنگ می باشد و اجرای برنامه نیستان را نیز برعهده دارد.
لازم به ذکر است برنامه نیستان به عنوان پرشنونده ترین برنامه رادیو (در جشنواره رادیویی سال 1382) و برترین برنامه (در جشنواره رادیویی سال 1383) برگزیده شده است و وحید رستگاری نیز به عنوان برترین تهیه کننده و سردبیر رادیو انتخاب شده است.
----------
وحید رستگاری (در راديو گفتگو)
----------
بيست و دومين جشنواره موسيقي فجر/ موسيقي نواحي - سالن رودكي تهران
----------
ديدار هنرمندان با خاتمي به مناسبت عيد غدير خم
----------
85/10/12
تا اطلاع ثانوي وبنوشتم را ثبت نمي كنم!
سایت samandehi و چند مشکل فنی و امنیتی
هر وقت مشكلات حل شد آنوقت تصميم مي گيرم كه ثبت كنم يا بلاگم را به جاي ديگري منتقل كنم يا كلا وبنوشتم را تعطيل كنم!
در اين مورد هم نظرخواهي تعطيل است! در هيچ بلاگي هم نظر نمي دهم!
85/10/10
تنبك يكي از قلب هاي تپنده ي موسيقي ايراني است!
تذكر چند مطلب از واجبات است:
١) شنيده شده است كه اين عكس زيبا از تنبك خاتم + توسط "ژان دورينگ" تهيه شده است و سپس در اينترنت پخش شده است.
٢) چنانچه كسي تحت نام اينجانب در هر بلاگي نظر داد بدانيد از من نيست! به دليل اينكه برخي افراد تحت نام اينجانب مطالبي مي نويسند كه نهايتا قصد تخريب اينجانب را دارند و به همين دليل تصميم گرفته ام نظرات رسمي خود را در بلاگ خود بنويسم!
٣) نه تنها تنبك بلكه هر ساز كوبه اي مورد استفاده در موسيقي ايراني قلب تپنده ي موسيقي ايراني است.
85/10/08
موسيقي كوبه اي ايران و اهميت آن
در اين متن كوتاه مي خواهم نظراتم را دوباره مطرح كنم. اميدوارم جامعه موسيقي بالاخره متوجه اهميت موسيقي كوبه اي ايران شود.
موضوع از اين قرار است كه الان كانون هاي خانه موسيقي تقريباً تخصصي هستند، منتها در مورد كانون نوازندگان سنتي بايد دقت نظر بيشتري داشته باشيم. پيشنهادي دارم مبني بر اينكه براي دنبال كردن اهدافي خاص، زيرمجموعه هايي در برخي از كانون ها تشكيل شوند. از آنجاييكه موسيقي به دو قسمت مهم ملودي و ريتم تقسيم مي شود و معمولاً كوبه اي نوازان به ريتم بيش از ملودي توجه دارند، براي بررسي موسيقي كوبه اي و مسايل صنفي و غير صنفي كوبه اي نوازان، تشكيل "زيركانون كوبه اي نوازان" مي تواند بسيار مفيد باشد. البته شايد نتوان از خانه موسيقي انتظار داشت تا با اين قضيه تا اين حد تخصصي برخورد كند. ممكن است تشكيل چنين زيركانوني از امكانات فعلي خانه موسيقي خارج باشد. بنابراين به نظرم وقتش فرا رسيده است تا دست كم انجمن كوبه اي نوازان تشكيل شود و با كمك خانه موسيقي يا حتي به صورت مستقل وضعيت موسيقي كوبه اي را مورد بررسي قرار دهد.
اگر به خاطر داشته باشيد چندي پيش هيات مديره كانون نوازندگان سنتي نشستي ترتيب داد و به بررسي اهميت رديف پرداخت. همان موقع به آنها گفتم تا نشستي براي بررسي ريتم و اهميت آن در موسيقي ايران تشكيل شود و تا جايي كه من خبر دارم چنين نشستي برگزار نشدִ در حالي كه به نظرم بايد به بررسي وضعيت موسيقي كوبه اي در ايران پرداخت كه از واجبات است.
تا کنون عدم وجود یک انجمن و یا كانون تخصصی براي سازهای کوبه ای لطماتی جبران ناپذيري را به این رده از سازها وارد آورده استִ موسيقي كوبه اي در دانشگاه ها به صورت تخصصي تدريس نمي شود. تا به حال حتي يك جشنواره ي تخصصي براي سازهاي كوبه اي در ايران برگزار نشده است. به صورت آماري دستمزد كوبه اي نوازان از بقيه نوازندگان كمتر است و به موسيقي كوبه اي بانوان اصلاً توجهي نشده است. براي تبيين موضوع چند مثال مي آورم. در حالي كه در هندوستان طبلا را تخصصي تدريس مي كنند و مثلاً پروفسور "ديويد كورتني" دكتراي طبلا دارد، ما حتي ليسانس تنبك هم نداريم! در بسياري از كشور ها سالهاست كه هر ساله جشنواره تخصصي سازهاي كوبه اي برگزار مي شود، ولي تا به امروز چنين چيزي در ايران نداشته ايم. تمام موارد بالا يعني اينكه فرصت هاي شغلي كوبه اي نوازان كمتر بوده است، پس بسياري از آنان وضعيت معيشتي و اجتماعي چندان مناسبي نداشته اند و اين چيز مطلوبي نيست. حل چنين مشكلاتي نياز به كار و پژوهش تخصصي دارد. عدم وجود انجمن يا كانوني تخصصي باعث شده است كه اين مسايل، تخصصي بررسي نشده و راهكاري هم براي رفع اين مشكلات ارايه نشده است. بايد با انجام كارهاي فرهنگي اين باور را در جامعه ايجاد كرد كه اهميت ندادن به سازهاي كوبه اي ايران كه اتفاقاً از تنوع بسياري هم برخوردار هستند نهايتاً به خود موسيقي ضربه مي زند. خانه موسیقی می تواند نقش مهمي در ارتقای این ساز ایفا کندִ خود كوبه نوازان هم بايد قضيه را پي گيري كنندִ
در نسل جوان كوبه اي نوازان ايران چهره هاي شاخصی داريم ولي موضوع اين است كه اين چهره ها مورد توجه نيستند! به نظرم برگزاري جشنواره هاي تخصصي كوبه اي مي تواند به معرفي چهره هاي شاخص اين رشته از موسيقي كه مورد غفلت جامعه قرار گرفته اند، بپردازد.
هر نهاد موسيقي مي تواند با بيشتر توجه كردن به سازهاي كوبه اي و كوبه اي نوازان و حمايت معنوي از آنان به ارتقاي وضعيت اجتماعي كوبه اي نوازان كمك كند.




