تبليغاتX
پيمان و تنبكش

86/11/25

نامه ي سرگشاده به كوبه اي نوازان ايران

بنام خدا

با سلام و احترام

به خدمت همه ي كوبه اي نوازان ايران عزيز عرض كنم كه از وقتي كه وارد فضاي حرفه اي موسيقي شدم بيش از پيش متوجه تبعيض هايي شدم كه در فضاي موسيقي ايران نسبت به موسيقي كوبه اي و كوبه اي نوازان ايران حاكم است. به اين گرفتاري ها كه شرح آنها داده خواهد شد متاسفانه توسط برخي موسيقي دانان بيشتر دامن زده مي شود در حالي كه انتظار مي رود موسيقي دانان بيش از ديگران متوجه امر شده و به كمك كوبه اي نوازان بشتابند.

گرفتاري هاي كوبه اي نوازان

١) سازهاي كوبه اي آنطور كه بايد مورد توجه موسيقي دانان و جامعه ي موسيقي نيست. اين باور غلط كه سازهاي كوبه اي به ويژه تنبك و دف همراهي كننده اند توسط خود موسيقي دانان ترويج مي شود. راه حل آن فعال شدن خود كوبه اي نوازان در راستاي اجراي تكنوازي و گروه نوازي موسيقي كوبه اي مي باشد. مسلما تغيير باور جامعه نسبت به اهميت سازهاي كوبه اي دشوار است و نياز به مبارزه اي خستگي ناپذير دارد.

٢) همچنان به مانند گذشته سازهاي كوبه اي به صورت تخصصي در دانشگاه ها تدريس نمي شود. اين درحالي است كه در بسياري از دانشگاه هاي ديگر كشور ها رشته هاي تخصصي براي موسيقي كوبه اي موجود است.

٣) تا آنجاييكه بنده اطلاع دارم هيچ گونه جشنواره اي تخصصي براي سازهاي كوبه اي در ايران برگزار نشده است. فوايد چنين جشنواره هايي بر كسي پوشيده نيست. در بسياري از نقاط دنيا چنين جشنواره هايي برگزار مي شود كه در برخي از آنان اين حقير شركت كرده ام.

٤) معمولا دستمزد كوبه اي نوازان نسبت به ديگر نوازندگان كمتر است. اين در حالي است كه زحمت رسيدن به درجه هاي بالاي هنري در سازهاي كوبه اي اگر بيشتر نباشد , كمتر از ديگر سازها نيست.

٥) در بسياري از نقاط دنيا از جمله كشور خودمان توجه بسيار كمي به موسيقي كوبه اي بانوان مي شود. به باور بسياري از جوامع , زنان به اندازه ي مردان نيروي كافي جهت اجراي سازهاي كوبه اي را ندارند! چاره ي كار در همت زنان و تشويق كوبه اي نوازان زن توسط جامعه است.

و اما فعاليت هاي نگارنده ي اين سطور:

از مدتها پيش با نوشتن نامه و مقاله و حتي مطرح كردن اين مسايل با "خانه موسيقي" , موسيقي دانان و دانشجويان و اساتيد موسيقي در دانشگاه ها تلاش كردم تا ديگران را در حد وسع خود نسبت به اين مسايل و آنچه در دنيا مي گذرد آگاه سازم.

تا به اينجاي كار همه چيز چندان بد نبوده است و ايده ها براي بسياري روشن شده است ولي تا رساندن اين ايده ها به مراحل اجرايي زمان , انرژي و همت همه ي كوبه اي نوازان را مي طلبد.

چه بايد كرد؟

به نظر اين حقير هر كس كه دغدغه ي ايران و هنر والايش را دارد بايد در راستاي احقاق حق كوبه اي نوازان گام بردارد. به نظر مي رسد راه اندازي نشريه اي تخصصي براي موسيقي كوبه اي بتواند ما را در اين امر كمك كند. بايد به اطلاع خواننده ي اين سطور برسانم كه در بسياري از كشور ها نشريه هاي تخصصي براي موسيقي كوبه اي موجود است كه در سطح وسيعي توزيع مي شوند. نمونه ي آن مجله ي استيكس در آلمان مي باشد كه اينجانب وقتي با كوبه اي نواز مشهور دنيا , "پيتر گيگر" در حال برگزاري توركنسرت بوديم در آن مجله ي معتبر مصاحبه ي مفصلي با ايشان شده بود و از اين طريق با اين نشريه آشنا شدم.

اميدوارم با همت كوبه اي نوازان ايران و با كمك جامعه ي موسيقي و دست اندركاران , موسيقي كوبه اي و كوبه اي نوازان به جايگاه اجتماعي حقيقي شان برسند. يادمان نرود كه حق گرفتني است نه دادني!

ارادتمند همگي شما

پيمان ناصح پور

 

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 15:18 |  لینک ثابت   • 

86/11/23

كنسرت گروه باربد آلمان در اوترخت هلند

كنسرت گروه "باربد آلمان" در شهر "اوترخت" هلند به تاريخ ٢٢ فوريه ٢٠٠٨ كنسرت مي دهد.

خواننده ي اين گروه "مريم آخوندي" است كه همراه با همخوانان اين گروه "نازي شاهين" , "مرجان هروي" و "وجيهه قياسي" به روي صحنه خواهد رفت. اين گروه تصنيف هايي را به همراهي تار "فرزين دارابي فر" و تنبك "پيمان ناصح پور" اجرا خواهد كرد.

مريم آخوندي از شاگردان نصرالله ناصح پور است كه سالهاست در آلمان مشغول فعاليت هنري مي باشد.

برگزاركننده ي اين كنسرت موسسه ي فرهنگي رازا مي باشد.

----------

پیگیر حل مشکلات استاد اسپندار هستیم (اهميت اسپندار كمتر از حاج قربان نيست. او را تنها نگذاريم. وبلاگ نويسان عزيز و خبرنگاران محترم لطفا پيگير سرپناه اسپندار باشيم.)

----------

مرد مجسمه‌هاي آهني در آرامگاه شماره‌ي 21 خوابيد (من افتخار ديدن ايشان را داشتم و برايش تكنوازي تنبك زدم. افسوس كه چه زود دير مي شود!)

----------

پايگاه اينترنتي كامكارها با طراحي جديد

 

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 20:16 |  لینک ثابت   • 

86/11/16

براي حاج قربان عزيز به قلم زهره فرزانه

مطلبي در بخش نظرات براي حاجي عزيز نوشته شده كه حيفم آمد آن را به صورت مستقل انتشار ندهم. البته اگر از نظر نويسنده ي اين سطور مشكلي نباشد.

براي حاج قربان عزيز به قلم زهره فرزانه

از ناکجاآباد ما به کجا میروی "بخشی بزرگ"؟! اعجازمان نمیکنی دیگر با آن دوتار؟! افلاک چه دلبری از تو کرد که اینگونه از شوق پنجه در خاک زدی و روح از حصار تکیده ی خویش بیرون بردی؟! بر تو چه نواختیم که دیگر یارای شنیدنش نداشتی؟!

این منم که درین بیگاهی شب،مینالم از سنگینی خوابی که هوشیاری مرا نیز مدهوش کرد... این منم که سالهاست با نوای تو ،"با تو" میگریستم و اکنون با نوای تو بر بی"نوایی" تو و بر "بینوایی"خویش میگریم. چقدر سرد است این "شب"...این "سکوت"...این "کویر"! برخیز و آتشی بیفکن در آن دوتار و گرممان کن ای شگفت مرد!

برخیز و زخمه هایت را پرواز ده در این زمستانی که "ابرهای بهار میبارند"..."بر دل خون شده "ی تو میبارند...هنوز "داد بیداد" خویش ازین روزگار نستاندی،کجا میروی اسطوره ی پاک؟! در کدامین گوش موم اندود شده فریاد برآرم که دیگر خراسان من بخشی ندارد؟! خراسان بی نوای من، دیگر سامان ندارد...سریست بی سامان که دیگر سلیمان ندارد...سلیمانیست که دیگر اشکی بر این غربت در چشم ندارد!

تنهایمان میگذاری ای سترگ؟! دیگر مستمان نمیکنی ای کهنه شراب خدایی؟!خاک بر چهره پاشیدی تا بهتر ببینندت؟! حال دیدی آنقدرها هم غریب نیستی ای آخرین افسانه؟!...میدانم که تو نیز درشگفتی از این طایفه ی زنده کش...از این طایفه ی مرده پرست...از اینان که بدرود تو را به "خویش" تسلیت میگویند و در این میان این خراسان من است که دیگر بخشی ندارد...این خراسان من است که هیچ درودی تسلای بدرودش نیست...خراسان مرا بیدل رها مکن ،غریب دل!

کاش بازگردی،وضویی بسازی و زخمه ای بنوازی که بی نوای تو،گران نمازِ ما نه تاری دارد و نه پودی... .در شرع دلهای خسته ای که با تو بودند و اینک بی تو مانده اند،بی نوای ساز تو ماندن،حرام است!!!

بودنت را شایسته نبودیم،میدانم! اما بی تو بودن را بیتابیم...میدانی؟!

آرام بخواب حاج قربان که دیگر زمختی هیچ نگاهی سینه ات را نمیخراشد، و آرامتر دیده فروبند که نوای دوتار...دوتار تو،این کهر سرکش - مست از شراب انگشتان تو - درین پهنه،تا ابد...تا همیشه،میتازد بر این بوم...بر این بر.

اما خدا میداند...تو میدانی...و همه نمیدانند در این میان،این خراسان من است که دیگر بخشی ندارد!!!

بلاگ زهره فرزانه

 

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 17:17 |  لینک ثابت   • 

86/11/11

كمي درباره ي جبر جابجايي

"جبر جابجايي" يكي از شاخه هاي "جبر مجرد" در علم رياضي است. هدف جبر جابجايي بررسي ساختارهاي مهمي از ساختارهاي رياضي است كه به "حلقه هاي جابجايي" , "مدولها" و "جبرها" معروف هستند.

هر چند خود "جبرجابجايي" شاخه ي مهمي از رياضي است اما اهميت آن به واسطه ي كاربرد داشتن در ديگر شاخه هاي رياضي مانند "هندسه ي جبري" و "نظريه ي جبري اعداد" نيز مي باشد.

يكي از شاخه هاي جديد جبرجابجايي كه بسيار مورد توجه قرار گرفته شده است "جبرجابجايي تركيبياتي" نام دارد.

علاقه مندان جهت دريافت اطلاعات بيشتر مي توانند به پايگاه اينترنتي زير مراجعه كنند:

پايگاه اينترنتي جبرجابجايي كاران دنيا

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 23:3 |  لینک ثابت   • 

86/11/01

حاج قربان سليماني درگذشت

به ياد دارم كه روزي آقاي حسن اديب (يكي از شاگردان خوب و زحمتكش پدر) به منزل ما آمد و از پدر و من خواست كه در اولين گردهمآيي موسيقي سمنان شركت كنيم. پدر هم قبول كردند و ما به آنجا رفتيم. استاد كياني و استاد طلايي هم آمدند. در آن گردهمآيي پدر يك سخنراني مفصل داشت و از من هم خواستند كه تنبك بزنم. آذر ١٣٧٣ بود و در آن موقع من دانشجوي رياضي بودم.

 

حسن اديب از حاج قربان و پسرش عليرضا هم دعوت كرده بود. حاج قربان و پسرش مثل هميشه بسيار خوب نواختند و خواندند. اين اولين آشنايي من با حاجي بود.

بعدها هم كه يك بار به مشهد رفته بوديم جهت ديدار با حاج قربان به ده علي آباد قوچان رفتيم كه وقتي من را دم در ديد بي درنگ مرا شناخت و به تركي گفت: "پيمان! سن هارا بورا هارا!" كه يعني "تو كجا اينجا كجا!". حافظه ي بسيار خوبي داشت.

يك بار هم كه براي داوري در مسابقه جشنواره فجر به تهران آمده بود به هتلي در نزديكي تالار وحدت براي ديدارش رفتم. دوتار به دست گرفت و محشر كرد. مرد بسيار مهربان و بزرگي بود.

آقاي فرشاد فداييان فيلم مستندي از ايشان ساخته است كه حقيقتا بسيار عالي است. آن فيلم را چندين بار ديده ام.

استاد حاج قربان سليماني استاد بي نظيري بود. اميدوارم راهش ادامه پيدا كند.

به نمايندگي از خانواده ناصح پور درگذشت اين استاد گرانقدر را به خانواده ايشان و جامعه ي موسيقي تسليت مي گويم.

----------

مرگ قله‌هاي موسيقي نواحي (محمود توسليان)

 

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 15:46 |  لینک ثابت   •