تبليغاتX
پيمان و تنبكش

86/04/27

خليفه درگذشت!

ديروز سجاد خبر داد كه خليفه درگذشت! من الان اصلا حال نوشتن چيزي در اين مورد را ندارم. يادگيري دف و ريتم هاي خانقاهي را مديون او هستم.

يك بار به من گفت: درويش خودمي!

اين ضايعه ي بزرگ را به عبدالرحمان و عليرضا و جامعه ي موسيقي تسليت مي گويم.

----------

من كه شبها ره تقوا زده ام با دف و چنگ    اين زمان سر به ره آرم چه حكايت باشد ـ حافظ

----------

پدر دف نوازي كردستان درگذشت

مداح‌ نام‌ اور کردستاني به‌ ديار حق شتافت‌

جشنواره "دف نواي رحمت" سراسري شد

----------

پرنده نادر پرکشید

Ostad Mirza Agha Ghosi, the great master of daf

 

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 11:51 |  لینک ثابت   • 

85/07/05

دف كردي

در ايران دف به عنوان سازي كردي معروف است كه چندان سخن بيراهي هم نيست و هر چند در ديگر نقاط ايران هم نواخته مي شود ولي خاستگاه اصلي آن كردستان است.

«خليفه ميرزا آقا غوثي» از استادان معروف اين ساز استִ او در گروهي با سرپرستي «مهرداد كريم‌خاوري» در تهران اجرا خواهد داشت. مهرداد كه خود نيز از نوازندگان خوب دف است همسر «پانته آ الوندي پور» است كه خواننده ي خوبي است و از شاگردان خوب پدرִ پانته آ مدت ها روي سبك قمر كار كرده است ولي به دليل برخي مشكلات نتوانسته است هيچگاه هنرش را به دوستداران موسيقي اصيل ايراني ارايه كند.

اين هم خبر برنامه مهرداد و خليفه:

پدر دف نوازي كردستان در تالار انديشه

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 11:14 |  لینک ثابت   • 

85/01/02

سما

در میان سازهای دایره ای شکل که در ایران نواخته می شود دو گونه قابل تشخیص است. یکی با اندازه ی بزرگ که دف نام دارد و با نام باستانی "دپ" قدمتش به پیش از اسلام می رسد و دیگری با اندازه ی متوسط که دایره نامیده می شود که آن هم گرچه در موسیقی سنتی امروز ایران تقریباً مورد استفاده نیست ولی در بسیاری از انواع موسیقی نواحی ایران (مانند قاوال در موسیقی آذری) نواخته می شود و این یکی نیز با نام باستانی "داره" قدمتش به پیش از اسلام می رسد. جالب است بگویم که نام "داره" هنوز در دزفول به کار می رود و با دو ریتم "دو چهار" (مشابه ریتم رقص دوپا ی کردی و لری) و ریتم "شش هشت" معروف ایرانی در مجالس شادی (به ویژه عروسی های قدیم) کاربرد داشته است. ضرب المثلی هست در دزفول که می گوید: "داره صدا نداره"! در آخر اشاره می کنم که "دار" در دزفول به معنی "الک" و "غربال" می باشد. در جنوب ایران نیز سازی دایره ای شکل مانند دف نواخته می شود که "سما" نام دارد.

یکی از وبلاگنویسان استان بی نهایت عزیز هرمزگان با "غلام مارگیری" یکی از اساتید مشهور منطقه گفتگویی داشته است که خواندنش خالی از لطف نیست. من این مصاحبه ی منحصر به فرد را یک عیدی با ارزش از استان هرمزگان به خودم احتساب می کنم. نوروز بر شما پیروز باد:

گفتگو با غلام مارگیری

**********

سیاورشن می گوید: "سلام دوست و استاد عزیز! ...بسیار ممنونم از لطف و محبت شما ...کنکاش شما در موسیقی نواحی ایران برای من بسیار قابل تحسین است و نوشته های شما را همیشه دنبال می کنم ... من هم توجه شما به نوشته ام را بهترین عیدی امسالم می دانم ...و کمی هم درباره سمّاء (sammaa) بگویم.این ساز تفاوت های با دف دارد : پوست به کار رفته در آن ضخیم تر است و در نتیجه صدای آن از دف خشن تر و شاید بدوی تر است . ..با تشکر"

و جواب: از اطلاعات خوب شما سپاسگزارم. در کتاب موسیقی نواحی ایران نوشته ی محمدرضا درویشی نام "سماء" را دیده بودم ولی فکر می کردم که این طبل دایره ای شکل فقط در سیستان نواخته می شود ولی از گفتگوی شما متوجه شدم که این ساز منحصر به فرد در هرمزگان نیز نواخته می شود.

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 20:13 |  لینک ثابت   • 

84/11/21

مختصري درباره ي دف

دف يك طبل دايره اي شكل باستاني است. متخصصان ريشه شناسي واژه ها (همان "علم الاشتقاق" يا etymology) معتقد هستند كه دف معرب دپ است و شايد به همين دليل (و احتمالاً دلايلي ديگر) تاريخ دف را به پيش از اسلام مي رسانند. به هر حال تا آنجايي كه من اطلاع دارم هيچ مدرك مستندي وجود ندارد كه دف باستاني با همين مشخصات دف امروز (اندازه ي دف، نوع زنجير ها و ...) وجود داشته است. البته اين از اهميت امروزي و تاريخي اين ساز نمي كاهد.

آنطور كه شعراي بزرگ ايران (به ويژه مولانا) گفته اند اين ساز در خانقاه ها كاربرد داشته است و تا همين سه دهه پيش هم تقريباً همين طور بوده است تا اينكه به همت "بيژن كامكار" و بعد تني چند از نوازندگان جوانتر، اين ساز وارد موسيقي سنتي شده و حتي در انواع ديگر موسيقي نيز نواخته شده و به گونه اي بسيار خوب ترويج يافته است.  به واقع بنا بر اصطلاح مشهور "هركسي از ظن خود شد يار من"، هر كسي بنا به دلايلي به اين ساز اقبال نشان داده است. مثلاً از آنجايي كه اين ساز از صداي بلندي برخوردار است و به قول جوانان يك ساز هيجاني است و جوانان امروز به "موسيقي با صداي بلند" علاقه دارند جذب اين ساز شده اند يا برخي ديگر بنا بر دلايل مذهبي-عرفاني و ...

يك روز يكي از دوستان آمد و گفت كه مي خواهيم به يكي از خانقاه هاي سنندج برويم و چنانچه تو هم دوست داري با ما بيايي اعلام آمادگي كن. با خانواده مشورت كرده و به اين نتيجه رسيديم كه مي تواند سفر پرباري باشد و همين طور هم بود. به اتفاق دوستان رفتيم به خانقاه "خليفه ميرزا آقا غوثي" و شب جمعه در مراسم آنها شركت كرديم و در همان شب با ريتم ها و نحوه ي نوازندگي دف خانقاهي آشنا شدم. همين جا اضافه كنم كه سبك نوازندگي "بيژن كامكار" با سبك خانقاهي فرق دارد و تكنيك هايي كه او روي دف اجرا مي كند به تكنيك هاي تنبك متمايل است.

خوشبختانه در اين سالها كتاب هاي بسياري در زمينه ي دف نوشته شده كه به نظرم همه ي آنها براي كساني كه اين ساز را دوست دارند بسيار مفيد هستند. ولي تا آنجايي كه من ديدم هيچ كدام به بررسي دقيق ريتم هاي خانقاهي نپرداخته اند و به جاي ثبت آنها به نوشتن "اتود" و "قطعه" بسنده كرده اند. 

احساس شخصي اينجانب نسبت به دف:

من ساز دف را خيلي دوست دارم ولي از آنجايي كه دف از نظر وزن، ساز سنگيني است و به دست چپم فشار سختي وارد مي كرد مدت ها ست كه نوازندگي آن را كنار گذاشته ام. در حقيقت اگر مي خواستم به تمرين هاي دف به صورت جدي تري ادامه دهم بايد تنبك را كنار مي گذاشتم و اين چيز خوبي نبود. بنابراين نوازندگي دف را به ناچار كنار گذاشتم گرچه هيچ گاه اين ساز عزيز را كنار نگذاشتم و تا آنجايي كه امكانپذير بوده، به ترويج اين ساز در اينترنت پرداختم. در ضمن دلم نمي آمد مطالبي كه در زمينه ي دف آموخته بودم به ديگران منتقل نكنم و مدتي هم درس مي دادم ولي الان كلاً تدريس موسيقي را كنار گذاشته ام. اميد آنكه هر روز شاهد شكوفايي بيشتر اين ساز باشيم.

**********

به روز رسانی نخست:

آرمین می گوید: خیلی نوشته هات مزخرف و تکراری هستن. خودت حوصلت سر نمی ره؟!!

و جواب: نه! حوصله ام به هیج وجه سر نمی رود. اگر شما دوست ندارید، می توانید به بلاگ من سر نزنید. در ضمن اگر می توانید بلاگی راه انداخته و مطالب غیر مزخرف و غیر تکراری بنویسید!

**********

به روز رساني دوم:

دوستان گرامي. من در سفر بودم و تنها از طريق كافي-نت هاي موجود توانستم كارها را دنبال كنم و فرصت نبود كه مطلبي بنويسم يا جواب محبت دوستان را بدهم. يكي از خوانندگان اين بلاگ گفته بود كه من سانسورچي هستم و فقط وقتي كسي از من يا پدرم تعريف مي كند، نظرش را تاييد مي كنم و اگر كسي انتقاد كند مطلبش انتشار نمي يابد. من فقط خواستم بگويم كه مطلب آرمين يكي از آن پيام هاي منفي است كه برخي افراد (و شايد هم يك نفر با نام هاي مختلف و مستعار) برايم مي فرستند (مي فرستد).

مجيد در جواب آرمين مي گويد: "آقای آرمین این وبلاگ برای علاقمندان پرکاشن ایرانی است و مطالبش هم بسیار عالی. اگر شما علاقه ای به این موضوع ندارید میتوانید به موضوعات مورد علاقه ی خودتان رجوع کنید. در ضمن آقای ناصح پور از بزرگان موسیقی معاصر ما هستند که همنشینی با بسیاری از اساتید موسیقی ما را درک کرده اند و نویسنده ای صاحب نظر و صاحب قلم. پیمان عزیز باز هم برای ما بنویسید. به اندازه ی کافی سازهای ریتمیک در ایران تحقیر شده اند."

و جواب اينجانب: سلام مجيد. تقريباً ۹ سال است كه با اينترنت كار مي كنم و بيش از ۵ سال است كه از طريق اينترنت، در حال ترويج "پركاشن ايراني" هستم. خيلي حرف هاي مثبت و منفي شنيده ام. ولي نهايتاً به كار خود ادامه داده ام. شما نگران نباشيد! هر وقت كه فرصتي باشد به اين راهي كه آغاز كرده ام، ادامه خواهم داد. از توجه شما سپاسگزارم.

----------

احسان مي گويد: سلام .
آقاي ناصح پور به عنوان يك سوال: به بقيه تنبك نوازاني كه به دف علاقه مندند ، توصيه ميكنيد كه دف را به خاطر حفظ سلامت دست ها كنار بگذارند؟ يا مثلاً ميتوان براي تقويت مفاصل و ماهيچه هاي دست به روش هاي ديگري روي آورد تا بشود به هر دو ساز پرداخت؟

جواب: من متخصص مفاصل نيستم كه نظر دهم! اين پرسشي پزشكي است كه از حيطه ي تخصص من خارج است. اما نوازندگي دايره (همان قاوال) را به دف ترجيح مي دهم، هر چند كه دف را نيز بسيار دوست دارم.

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 5:58 |  لینک ثابت   • 

84/10/17

بزرگداشت بيژن كامكار

ديشب، جمعه شانزدهم دي ماه، به بزرگداشت بيژن كامكار دعوت شده بودم. چقدر خوب كه از كسي كه به هر حال دف را در گروه شيداي آن سال ها (1354 و بعد از آن) به سرپرستي محمد رضا لطفي نواخت و حركت ترويج دف با كمك ايشان و ديگر دف نوازان در ايران آغاز شد، تجليل شد. در آخر برنامه كه بيژن كامكار توسط احمد خاك طينت به روي صحنه دعوت شد تا براي حضار صحبتي كند، وي ضمن تشكر از همه ي افرادي كه زحمت كشيدند تا چنين جلسه اي ميسر شود از متوليان و دست اندر كاران موسيقي خواست به سراغ اساتيدي كه بنا به هر دليلي (مثلاً كهولت) خانه نشين شده اند، رفته و از آنان نيز تجليل كنند.

گرچه مشكلات برگزاري چنين برنامه هايي زياد است و مسلماً كاستي هايي نيز وجود دارد، اما چون نفس عمل بسيار زيباست بايد تداوم يابد. به قول خاك طينت ياد كردن، بزرگداشتن و قدر دانستن كه نبايد فقط مختص به مرده ها باشد (نقل به مضمون).

برگزاري چنين برنامه اي خوبي ديگري هم داشت. فرصتي شد تا جوانان روي صحنه آمده و هنرشان را در معرض قضاوت اهل فن و مردم قرار دهند. باشد كه پيشرفت شان بيش از پيش شود.

در ضمن چه خوب كه ديدار ها هم تازه گشت.

**********

به روز رساني نخست:

امروز كه به اخبار هنري پايگاه اينترنتي پارسيك سر زدم، متوجه شدم عين مطلب در ايسنا: بزرگداشت بيژن كامكار به روايت پيمان ناصح‌پور درج شده است.

خبر مربوط به بيژن كامكار را در ايلنا بخوانيد:

مراسم پاسداشت " بيژن كامكار" برگزار شد

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 8:46 |  لینک ثابت   • 

84/09/27

موسيقي شعر حافظ

شعر حافظ داراي موسيقي جالبي است. مثلاً همان گونه كه مي دانيد در قديم "ضرب اصل" به معني تكيه صوتي در موسيقي است كه امروز به صورت آكسان مصطلح شده است و آكسان لفظي فرانسوي است. حافظ در اين شعر كه مي گويد: به ضرب اصولم بر آور ز جاي، اشاره دارد به همين موضوع و شايد هم به قطعه ي ضربي "ضرب اصول" كه هنوز در رديف موسيقي دستگاهي امروز موجود است. اما سايه (هوشنگ ابتهاج) در مقدمه ي كتاب "حافظ به سعي سايه" مي نويسد: هجاهاي كوتاه و بلند و دراز در ايجاد موسيقي شعر حافظ رمزآلود است و بعضاً هماهنگ و متناسب با مفهوم و حالت شعر است (نقل به مضمون) و براي نشان دادن آنها مثال هايي مي آورد كه به عنوان نمونه يكي را در اينجا مي آورم:

اگر " من كه شب ها / ر هه تق وا / ز ده ام با " را كه در مصرع "من كه شب ها رهه تقوا زده ام با دف و چنگ" آمده است در نظر بگيريد، متوجه مي شويد كه اين كلمات به گونه اي در كنار هم قرار گرفته اند كه حركت هاي آنها به صورت منظم زير است:

اَ اِ اَ آ (فتحه، كسره، فتحه و آ)

اين نظم حالت نوازندگي دف را تداعي مي كند و همچنين با اندكي تسامح دور ايقاعي "تننن تن".
نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 15:37 |  لینک ثابت   •