84/11/02
طبلا، مهمترين طبل "موسيقي هندوستاني" (Hindustani Sangeet) شبه قاره هند
در طبلا دست راست روي "بايان" و دست چپ روي "دايان" است (مگر آنكه طبلا نواز چپ دست باشد) و براي نواختنش از انگشتان و كف دو دست استفاده مي شود. در حقيقت دستي كه روي طبل كوچكتر (بايان) است پركارتر مي باشد و دست ديگر بيشتر حالت كمكي دارد و نوازنده با اين دست، رنگ و تركيب هاي گوناگوني به دست اصلي اضافه مي كند. همچنين برخي اوقات دست فرعي روي طبل بزرگتر فشار هايي را وارد مي كند تا كوك صداي "بايان" را به صورت موقت تغيير داده و صداهاي گوناگوني را از آن بيرون بكشد. در ضمن به ندرت اتفاق مي افتد كه نوازنده ي طبلا دست فرعي را از روي طبل بزرگتر برداشته و روي طبل كوچكتر به همراه دست اصلي بنوازد.
پوست طبلا معمولاً از گوسفند يا بز است كه توسط "نوار چرمي" روي هر كدام از طبل ها به صورت مجزا بافته مي شود و با سفت و شل كردن آن نوار هاي چرمي، طبلا كوك مي گردد. براي راحت تر و دقيق تر كوك كردن طبل كوچكتر، استوانه هاي كوچك چوبي لاي نوار چرمي و بدنه ي آن تعبيه شده است.
پوست طبلا به سه بخش مهم "كنار"، "ميدان" و "سياهي" بخشبندي مي شود.
"كنار" در حقيقت همان ناحيه اي است كه پوست ديگري در بخش كناره اي طبلا روي پوست اصلي آن كشيده مي شود و بنابراين در اين بخش پوست طبلا دو لايه است و در طبل كوچكتر صداي اصلي طبلا از اين بخش بيرون مي آيد.
"سياهي" يك لكه ي دايره اي شكل سياه رنگ و ماده ي مخصوصي است كه روي پوست طبلا چسبانده مي شود (در طبل كوچكتر "سياهي" دقيقاً در مركز پوست چسبانده شده، در حالي كه در طبل بزرگتر "سياهي" در ناحيه اي بين مركز و محيط دايره ي پوست است). به وسيله ي اين "سياهي" است كه گرفتگي صداي طبلا رخ مي دهد.
آن ناحيه كه بين "سياهي" و "كنار" است "ميدان" نام دارد.
درباره ي تاريخ طبلا اختلاف هايي وجود دارد و افسانه هايي نيز به آن اضافه شده كه بيان سرگذشت اين ساز را مشكل تر مي كند. در حالي كه برخي اختراع اين ساز را به امير خسرو دهلوي، موسيقيدان و شاعر پارسي گوي اهل دهلي نسبت مي دهند و برخي ديگر قدمت آن را به هزاران سال قبل مي رسانند، بعضي نيز معتقدند كه تاريخ آن به پيش از قرن هجدهم ميلادي نمي رسد.
با همت و سخت كوشي چند طبلا نواز هندي، چند دهه است كه توجه جهانيان به اين ساز جلب شده و به خوبي در جهان ترويج يافته است. حتي صداي اين ساز به تازگي در موسيقي ايراني هم شنيده مي شود. نمونه هاي بارز آن كارهاي مسعود شعاري با طبلاي "درشن آنند" است و آلبوم هاي غزل "كيهان كلهر" با "سه تار هندي" "شجاعت حسين خان" (پسر يكي از بزرگترين استادان "سه تار هندي"، يعني زنده ياد "ولايت خان") و طبلاي "سنديپ داس".
**********
به روز رساني نخست:
سلام به پيمان عزيز
چه كار خوبي كرديد كه مطلبي در باره طبلا نوشتيد. حال كه صحبت از ساز هندي شد، جا دارد در وبلاگتان يادي هم از بزرگترين نوازنده معاصر سيتار، زندهياد شاپور رجبي بكنيد.
نميدانم با ايشان تا چه حد آشنايي داريد. شاپور از شاگردان بزرگاني چون بسماللهخان بود و در نوازندگي سيتار آنقدر مهارت داشت كه چندين كنسرت در شهر بمبئي اجرا كرده بود. متاسفانه در زمان حيات ايشان فقط چند مصاحبه در روزنامه همشهري آن زمان، حدود ده سال پيش، منتشر شد. شاپور در دهه پنجاه در سراي هنر - واقع در چهارراه وصال شيرازي - به تدريس سيتار و تنبور هندي مشغول بود. درگذشت زودهنگام وي در اثر بيماري ريوي ضايعهاي بزرگ براي هنر ايرانزمين بود. يادش گرامي باد.
با تشكر از شما
حسين از آلمان
و جواب اينجانب:
من با زنده ياد ابوالفضل (شاپور) رجبي از نزديك آشنا نبودم ولي ايشان يكي از نوازندگان معمولي سه تار هندي بودند كه مدتي شاگرد "آرويند پاريك" بود. "آرويند پاريك" يكي از بهترين شاگردان ولايت خان است كه در بمبئي زندگي مي كند. ولايت خان در دهلي نو زندگي مي كرد و چندي پيش دار فاني را وداع گفت.
بسمالله خان شهناي نواز است نه نوازنده ي "سه تار هندي" و تا آنجاييكه من مي دانم زنده ياد شاپور رجبي شاگرد بسم الله خان نبود. شهناي سازي شبيه به سورناي خودمان است.
تنبور هندي (نام هاي ديگر اين ساز تنبورا و تمپورا است) هم به قدري ساده است كه نوازندگي اش تخصص نمي خواهد.
شاپور با روزنامه ي همشهري مصاحبه داشت و در بمبئي برنامه اجرا كرده بود و لي نبايد او را "بزرگترين نوازنده معاصر سيتار" (؟) بناميم! من بعداً با خواهر شاپور كه در كتابخانه دانشگاه تهران كار مي كرد، آشنا شدم. شاپور با مادرش در مهرشهر كرج زندگي مي كرد و بر اثر بيماري سرطان درگذشت.
از ايرانياني كه به فراگيري "سه تار هندي" همت گماشتند مي توان به عباس مهرپويا، علي بروجردي و ... اشاره كرد. علي بروجردي را كه از شاگردان عثمان خان است از نزديك مي شناسم.
84/10/01
طبلا و سه تار هندي
بله! سه تار هندي. اين همان سازي است كه در ايران به سيتار معروف شده است. سه تار هندي كه تركيبي از ويناي هندي و سه تار ايراني است، سي عدد تار ندارد. در حقيقت هفت يا شش تار دارد. البته دوازده سيم واخوان دارد كه به مانند رديفي زير سيم هاي اصلي قرار دارند. اگر به كتابهاي پاكستاني كه به زبان اردو نوشته اند مراجعه كنيد، آنها هم به اين ساز "سه تار" مي گويند، نه سيتار!
يكي از سه تار نوازان بسيار مشهور هند، همان مرحوم "استاد ولايت خان" است كه به "آفتاب سه تار" ملقب شده است و پسرش "شجاعت حسين خان" همان سه تار نوازي است كه در اثر غزل با "كيهان كلهر" خودمان نواخته است. برادرزاده ي اين استاد مشهور نيز سه تار نواز است و نامش "شهيد پرويز".
برادرم پرهام (نوازنده ي تار، كمانچه، سه تار و تار آذري) پايگاه اينترني زير را به من فرستاد كه فكر كردم جالب است دوستان جهت اطلاع بيشتر به آن رجوع كنند.



