تبليغاتX
پيمان و تنبكش

86/12/20

طبل نوازان جهان براي صلح مي نوازند

در مخالفت با سياست هاي جنگ طلبانه ي آمريكا در خاورميانه , طبل نوازان جهان به تاريخ ٢٠ مارس به مناسبت "روز جهاني زمين" كه مصادف با بهار و نوروز است به ساعت ٧ تا ٨:٣٠ عصر به وقت محلي در سرتاسر جهان براي صلح مي نوازند.

نام اين گروه بين المللي "طبل هاي صبح اميد براي صلح" است كه با شعار" اميد و زايش نو" در سرتاسر دنيا خواهند نواخت.

از ايران نيز "پيمان ناصح پور" در شهر "ازنابروك" آلمان كه به شهر صلح مشهور است جهت حمايت و اعلام همبستگي از اين حركت صلح جويانه به تكنوازي تنبك خواهد پرداخت.

گفتني است كه اين گروه بين المللي از سه سال پيش فعاليت هايش را آغاز كرده و هر ساله به مناسبت هاي مختلف با برگزاري كنسرت هاي گوناگون به ترويج صلح و دوستي مشغول است.

يكي از اعضاي فعال اين گروه "جري مودي" اهل آمريكاست كه در پيامي گفته است: "باور نكردني است كه ٥ سال است اين جنگ در عراق طول كشيده است!"

گروه بين المللي "طبل هاي صبح اميد براي صلح"

گزارش به زبان انگليسي

 

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 3:49 |  لینک ثابت   • 

86/11/25

نامه ي سرگشاده به كوبه اي نوازان ايران

بنام خدا

با سلام و احترام

به خدمت همه ي كوبه اي نوازان ايران عزيز عرض كنم كه از وقتي كه وارد فضاي حرفه اي موسيقي شدم بيش از پيش متوجه تبعيض هايي شدم كه در فضاي موسيقي ايران نسبت به موسيقي كوبه اي و كوبه اي نوازان ايران حاكم است. به اين گرفتاري ها كه شرح آنها داده خواهد شد متاسفانه توسط برخي موسيقي دانان بيشتر دامن زده مي شود در حالي كه انتظار مي رود موسيقي دانان بيش از ديگران متوجه امر شده و به كمك كوبه اي نوازان بشتابند.

گرفتاري هاي كوبه اي نوازان

١) سازهاي كوبه اي آنطور كه بايد مورد توجه موسيقي دانان و جامعه ي موسيقي نيست. اين باور غلط كه سازهاي كوبه اي به ويژه تنبك و دف همراهي كننده اند توسط خود موسيقي دانان ترويج مي شود. راه حل آن فعال شدن خود كوبه اي نوازان در راستاي اجراي تكنوازي و گروه نوازي موسيقي كوبه اي مي باشد. مسلما تغيير باور جامعه نسبت به اهميت سازهاي كوبه اي دشوار است و نياز به مبارزه اي خستگي ناپذير دارد.

٢) همچنان به مانند گذشته سازهاي كوبه اي به صورت تخصصي در دانشگاه ها تدريس نمي شود. اين درحالي است كه در بسياري از دانشگاه هاي ديگر كشور ها رشته هاي تخصصي براي موسيقي كوبه اي موجود است.

٣) تا آنجاييكه بنده اطلاع دارم هيچ گونه جشنواره اي تخصصي براي سازهاي كوبه اي در ايران برگزار نشده است. فوايد چنين جشنواره هايي بر كسي پوشيده نيست. در بسياري از نقاط دنيا چنين جشنواره هايي برگزار مي شود كه در برخي از آنان اين حقير شركت كرده ام.

٤) معمولا دستمزد كوبه اي نوازان نسبت به ديگر نوازندگان كمتر است. اين در حالي است كه زحمت رسيدن به درجه هاي بالاي هنري در سازهاي كوبه اي اگر بيشتر نباشد , كمتر از ديگر سازها نيست.

٥) در بسياري از نقاط دنيا از جمله كشور خودمان توجه بسيار كمي به موسيقي كوبه اي بانوان مي شود. به باور بسياري از جوامع , زنان به اندازه ي مردان نيروي كافي جهت اجراي سازهاي كوبه اي را ندارند! چاره ي كار در همت زنان و تشويق كوبه اي نوازان زن توسط جامعه است.

و اما فعاليت هاي نگارنده ي اين سطور:

از مدتها پيش با نوشتن نامه و مقاله و حتي مطرح كردن اين مسايل با "خانه موسيقي" , موسيقي دانان و دانشجويان و اساتيد موسيقي در دانشگاه ها تلاش كردم تا ديگران را در حد وسع خود نسبت به اين مسايل و آنچه در دنيا مي گذرد آگاه سازم.

تا به اينجاي كار همه چيز چندان بد نبوده است و ايده ها براي بسياري روشن شده است ولي تا رساندن اين ايده ها به مراحل اجرايي زمان , انرژي و همت همه ي كوبه اي نوازان را مي طلبد.

چه بايد كرد؟

به نظر اين حقير هر كس كه دغدغه ي ايران و هنر والايش را دارد بايد در راستاي احقاق حق كوبه اي نوازان گام بردارد. به نظر مي رسد راه اندازي نشريه اي تخصصي براي موسيقي كوبه اي بتواند ما را در اين امر كمك كند. بايد به اطلاع خواننده ي اين سطور برسانم كه در بسياري از كشور ها نشريه هاي تخصصي براي موسيقي كوبه اي موجود است كه در سطح وسيعي توزيع مي شوند. نمونه ي آن مجله ي استيكس در آلمان مي باشد كه اينجانب وقتي با كوبه اي نواز مشهور دنيا , "پيتر گيگر" در حال برگزاري توركنسرت بوديم در آن مجله ي معتبر مصاحبه ي مفصلي با ايشان شده بود و از اين طريق با اين نشريه آشنا شدم.

اميدوارم با همت كوبه اي نوازان ايران و با كمك جامعه ي موسيقي و دست اندركاران , موسيقي كوبه اي و كوبه اي نوازان به جايگاه اجتماعي حقيقي شان برسند. يادمان نرود كه حق گرفتني است نه دادني!

ارادتمند همگي شما

پيمان ناصح پور

 

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 15:18 |  لینک ثابت   • 

86/07/20

كاربرد رياضي در هنر بررسي مي شود

پيمان ناصح پور نوازنده ي تنبك و "آندراس لاگزن" مجسمه ساز كاربرد رياضي در هنر را بررسي مي كنند.

آندراس لاگزن با استفاده از مفهوم "پاليندرم" در رياضي مجسمه هايي را ساخته است كه آنها را در نمايشگاهي در شهر مونستر آلمان به تاريخ ١٤ اكتبر به نمايش خواهد گذاشت. در اين نمايشگاه همچنين پيمان ناصح پور ارتباط "پاليندرم" با ريتم هاي موسيقي را به صورت نظري نشان داده و سپس با تكنوازي تنبك برخي از آن ريتم ها را به صورت عملي بررسي خواهد كرد.

گفتني است مفهوم پاليندرم در ادبيات كهن ايراني نيز با نام "واروخوانه" يا "مقلوب مستوي" سابقه ي چند صد ساله دارد.

پيمان ناصح پور در تاريخ ٢٧ اكتبر نيز كارگاهي هنري براي موسيقي كوبه اي ايران در شهر ازنابروك آلمان برگزار خواهد كرد.

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 15:0 |  لینک ثابت   • 

86/06/20

تكنوازي تنبك و دايره آذري در جشن فرهنگ ها ي ازنابروك

تنبك و قاوال (دايره آذري) توسط پيمان ناصح پور در فستيوال "جشن فرهنگ ها" به تاريخ ١٦ سپتامبر در شهر ازنابروك آلمان به صدا در مي آيد.

هدف اين جشنواره ي فرهنگي معرفي فرهنگ هاي گوناگون و ترويج صلح از طريق گفتگو ي ميان آنها است. ازنابروك شهري فرهنگي و دانشگاهي است كه به "شهر صلح" معروف است. در اين شهر هر ساله جشنواره هاي گوناگوني برگزار مي شود كه از معروف ترين آنها "فستيوال شرقي" مي باشد.

گفتني است پس از برگزاري كارگاه موسيقي كوبه اي ايران توسط پيمان ناصح پور در فستيوال شرقي كه گزارش مفصل آن در روزنامه ي ازنابروك درج شده است او با گروه "ورلد فميلي آو پركاشن پك" به رهبري "پيتر گيگر" در چهار شهر دورتموند , آخن , فرانكفورت و كلن نواخت كه كنسرت ها با استقبال خوبي روبرو گشت. گزارش هاي خوبي از اين تور كنسرت نيز در روزنامه ها و مجله هاي آلمان نوشته شده است.

----------

آلبوم ترنج «محسن نامجو» منتشر شد

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 9:11 |  لینک ثابت   • 

86/06/08

پيمان ناصح پور در تور كنسرت بزرگ كوبه اي نوازان دنيا در آلمان

پيمان ناصح پور (نوازنده ي تنبك , دايره آذري و دف) در تور كنسرت بزرگ كوبه اي نوازان دنيا در چهار شهر آلمان خواهد نواخت.

اين گروه كوبه اي به سرپرستي "پيتر گيگر" نوازنده ي مطرح جاز در شهر هاي "دورتموند" , "آخن" , "فرانكفورت" و "كلن" آلمان به اجراي موسيقي كوبه اي خواهد پرداخت.

شرح برنامه:

كنسرت اول در سالن "دورتموند دوميسيل" به تاريخ ٦ سپتامبر ٢٠٠٧

كنسرت دوم در فضاي باز "آخن ـ هف" به تاريخ ٧ سپتامبر ٢٠٠٧ : اين كنسرت افتتاح كننده ي فستيوال معروف "اسپشيال سپتامبر" ٢٠٠٧ مي باشد و به نام "روز طبل" اين فستيوال نام گذاري شده است.

كنسرت سوم در "كليساي رودلهايم فرانكفورت" به تاريخ ٨ سپتامبر ٢٠٠٧

كنسرت چهارم در سالن معتبر "اشتاتگارتن كلن" به تاريخ ٩ سپتامبر ٢٠٠٧

 گفتني است "پيتر گيگر" از كوبه اي نوازان معروف موسيقي جاز است كه با ستارگان معروف موسيقي جاز مانند "دوك الينگتون" و "مكس روچ" همكاري داشته است.

"پيتر گيگر" در سال ١٩٣٩ ميلادي در شهر زوريخ سوييس به دنيا آمده و از سال ١٩٥٨ ميلادي به عنوان موسيقيداني حرفه اي در بسياري از كشورهاي دنيا نواخته است. سي سال پيش گروه چهار نفره اي از كوبه اي نوازان به نام "فميلي آو پركاشن" در سال ١٩٧٧ تاسيس كرد كه به گمان برخي مهمترين كار هنري وي محسوب مي شود.

"پيتر گيگر" و هشت نفر از كوبه اي نوازان دنيا "سي امين" سال تاسيس گروه "فميلي آو پركاشن" را با اين تور كنسرت جشن خواهند گرفت. نام اين گروه نه نفره "ورلد فميلي آو پركاشن پك" است و اعضاي اين گروه عبارتند از:

"پيتر گيگر" (سوييس)

"تم نيكولاس" (آمريكا)

"ايبو نديانه" (سنگال)

"رامش شوتام" (هند)

"كريستف هابرا" (آلمان)

"كريستفر دل" (آلمان)

"هرمان كوك" (آلمان)

"يوناس گيگر" (آلمان)

"پيمان ناصح پور" (ايران)

 

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 16:45 |  لینک ثابت   • 

86/05/26

تحسين كننده ي تنبك استاد حسين تهراني درگذشت

"مكس روچ" كوبه اي نواز بزرگ موسيقي جاز بامداد ١٦ آگوست ٢٠٠٧ در بيمارستاني در نيويورك پس از يك دوره بيماري طولاني در سن ٨٣ سالگي درگذشت.

او مبدع سبك ويژه اي در نوازندگي "درامز" بود و با بزرگان موسيقي جاز همانند "دوك الينگتن" نواخته بود.

او كه پيش از انقلاب براي اجراي موسيقي به ايران آمده بود پس از ديدن نوازندگي استاد حسين تهراني به تحسين او پرداخته و گفته بود: "كاري كه من با اين همه طبل انجام ميدهم تهراني با يك تكه پوست و چوب انجام مي دهد".

بسياري از خبرگزاري ها و روزنامه هاي معتبر دنيا مرگ اين هنرمند افسانه اي آمريكا را گزارش كرده اند.

جهت اطلاعات بيشتر نام او را در اينترنت بگرديد:

Max Roach

http://en.wikipedia.org/wiki/Max_Roach

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 16:10 |  لینک ثابت   • 

86/03/05

بر ضد بهمن رجبي جوسازي نكنيد!

دوستان عزيز لطفا بر ضد بهمن رجبي جوسازي نكنيد و اجازه دهيد ايشان به كارهايش مشغول باشد. به جاي گير دادن به رجبي برويد به آنهايي گير دهيد كه شب و روز مشغول توهين به ما تنبك نواز ها هستند!

من به هيچ عنوان با ادبيات رجبي موافق نيستم و هنوز هم "نام نبردن ايشان در آن مقاله ي مشهور وضعيت اجتماعي تنبك نوازان" را قابل دفاع مي دانم زيرا معتقدم ايشان با اين ادبياتش وضعيت اجتماعي تنبك نوازان را بدتر كرده است.

ولي آيا اين دليل مي شود يكي از آقايان تارنواز بگويد كه "كجا تنبك به تار مي رسد"؟

تحقير تنبك و تنبك نوازان به هيچ عنوان قابل قبول و جايز نيست زيرا تنها زير سايه ي منطق و بحث دقيق علمي است كه بسياري از مشكلات موسيقي قابل حل خواهد بود. با فحاشي , "خاله زنك بازي" و احساسي رفتار كردن هم مشكلي حل نمي گردد!

در همين ارتباط بخوانيد مطالب زير را:

درباره ي بهمن رجبي

جناب استاد رجبی! ذات هنر، رعایت ادب و تکریم انسان ها است.

بهمن رجبی آنگونه که هست،نه آنگونه که می بایست باشد

 

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 18:42 |  لینک ثابت   • 

85/10/08

موسيقي كوبه اي ايران و اهميت آن

در اين متن كوتاه مي خواهم نظراتم را دوباره مطرح كنم. اميدوارم جامعه موسيقي بالاخره متوجه اهميت موسيقي كوبه اي ايران شود.

 

موضوع از اين قرار است كه الان كانون هاي خانه موسيقي تقريباً تخصصي هستند، منتها در مورد كانون نوازندگان سنتي بايد دقت نظر بيشتري داشته باشيم. پيشنهادي دارم مبني بر اينكه براي دنبال كردن اهدافي خاص، زيرمجموعه هايي در برخي از كانون ها تشكيل شوند. از آنجاييكه موسيقي به دو قسمت مهم ملودي و ريتم تقسيم مي شود و معمولاً كوبه اي نوازان به ريتم بيش از ملودي توجه دارند، براي بررسي موسيقي كوبه اي و مسايل صنفي و غير صنفي كوبه اي نوازان، تشكيل "زيركانون كوبه اي نوازان" مي تواند بسيار مفيد باشد. البته شايد نتوان از خانه موسيقي انتظار داشت تا با اين قضيه تا اين حد تخصصي برخورد كند. ممكن است تشكيل چنين زيركانوني از امكانات فعلي خانه موسيقي خارج باشد. بنابراين به نظرم وقتش فرا رسيده است تا دست كم انجمن كوبه اي نوازان تشكيل شود و با كمك خانه موسيقي يا حتي به صورت مستقل وضعيت موسيقي كوبه اي را مورد بررسي قرار دهد.

 

اگر به خاطر داشته باشيد چندي پيش هيات مديره كانون نوازندگان سنتي نشستي ترتيب داد و به بررسي اهميت رديف پرداخت. همان موقع به آنها گفتم تا نشستي براي بررسي ريتم و اهميت آن در موسيقي ايران تشكيل شود و تا جايي كه من خبر دارم چنين نشستي برگزار نشدִ در حالي كه به نظرم بايد به بررسي وضعيت موسيقي كوبه اي در ايران پرداخت كه از واجبات است.

 

تا کنون عدم وجود یک انجمن و یا كانون تخصصی براي سازهای کوبه ای لطماتی جبران ناپذيري را به این رده از سازها وارد آورده استִ موسيقي كوبه اي در دانشگاه ها به صورت تخصصي تدريس نمي شود. تا به حال حتي يك جشنواره ي تخصصي براي سازهاي كوبه اي در ايران برگزار نشده است. به صورت آماري دستمزد كوبه اي نوازان از بقيه نوازندگان كمتر است و به موسيقي كوبه اي بانوان اصلاً توجهي نشده است. براي تبيين موضوع چند مثال مي آورم. در حالي كه در هندوستان طبلا را تخصصي تدريس مي كنند و مثلاً پروفسور "ديويد كورتني" دكتراي طبلا دارد، ما حتي ليسانس تنبك هم نداريم! در بسياري از كشور ها سالهاست كه هر ساله جشنواره تخصصي سازهاي كوبه اي برگزار مي شود، ولي تا به امروز چنين چيزي در ايران نداشته ايم. تمام موارد بالا يعني اينكه فرصت هاي شغلي كوبه اي نوازان كمتر بوده است، پس بسياري از آنان وضعيت معيشتي و اجتماعي چندان مناسبي نداشته اند و اين چيز مطلوبي نيست. حل چنين مشكلاتي نياز به كار و پژوهش تخصصي دارد. عدم وجود انجمن يا كانوني تخصصي باعث شده است كه اين مسايل، تخصصي بررسي نشده و راهكاري هم براي رفع اين مشكلات ارايه نشده است. بايد با انجام كارهاي فرهنگي اين باور را در جامعه ايجاد كرد كه اهميت ندادن به سازهاي كوبه اي ايران كه اتفاقاً از تنوع بسياري هم برخوردار هستند نهايتاً به خود موسيقي ضربه مي زند. خانه موسیقی می تواند نقش مهمي در ارتقای این ساز ایفا کندִ خود كوبه نوازان هم بايد قضيه را پي گيري كنندִ

 

در نسل جوان كوبه اي نوازان ايران چهره هاي شاخصی داريم ولي موضوع اين است كه اين چهره ها مورد توجه نيستند! به نظرم برگزاري جشنواره هاي تخصصي كوبه اي مي تواند به معرفي چهره هاي شاخص اين رشته از موسيقي كه مورد غفلت جامعه قرار گرفته اند، بپردازد.

 

هر نهاد موسيقي مي تواند با بيشتر توجه كردن به سازهاي كوبه اي و كوبه اي نوازان و حمايت معنوي از آنان به ارتقاي وضعيت اجتماعي كوبه اي نوازان كمك كند.

 

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 22:20 |  لینک ثابت   • 

85/05/25

در مادريد چه گذشت: گزارش كارگاه هنري اسپانيا

"زبانشناسي رياضي" شاخه اي از رياضيات است كه نه تنها ميتواند به عنوان شاخه اي از "رياضي محض" قلمداد گردد بلكه ميتوان با كمك آن به تحليل و آناكاوي زبان هاي گوناگون پرداخت.

اين شاخه از رياضي است كه به شاخه ي مهمي از "علوم رايانه اي نظري" مربوط مي شود كه "زبان هاي صوري" نام دارد. زبان هاي صوري هم شاخه ي ديگري از رياضي است كه هم به "علوم رايانه اي" ربط دارد و هم به "منطق صوري" و هم به شاخه هاي گوناگوني از رياضي مانند جبر و ...

از طرفي ديگر زبان هاي صوري ميتواند به تحليل برخي ملودي ها و ريتم هاي موسيقي بپردازد و با تعميم و كمك مفاهيم به دست آمده ملودي ها و ريتم هاي نويني پديد آورد. به عنوان مثال چنانچه ريتم هاي موسيقي را به صورت "كوبه" و "سكوت" (در وزن شعر "متحرك" و "ساكن") در نظر بگيريم دنباله اي متناهي از "يك ـ صفر" به دست مي آيد كه بررسي آنها به زبان هاي صوري نيز مربوط است.

مثلا ميتوان ريتم كرشمه را به وزن "تنن تنن تننن تن" (در وزن شعر به صورت "مفاعلن فعلاتن") است به صورت دنباله "٠١١ ٠١١ ٠١١١ ٠١" در نظر گرفت. البته اين موضوع جديدي نيست زيرا دانشمندان ايراني در فن موسيقي كه فن چهارم رياضي بوده است چنين كارهايي را قرنها پيش انجام داده اند. نمونه ي بارز آن كارهاي ارزشمند "حسن كاشاني" صاحب "كنزالتحف" است.

درآن كارگاه علمي ـ هنري مادريد كه اينجانب هم شركت كرده بودم به صورت پيشرفته تري به اين موضوع ها پرداخته شد و كاري كه اينجانب در آنجا انجام دادم ارايه ي ريتم هاي ايراني و آذري و كردي به شركت كنندگان آن كارگاه بود و اين است مختصر گزارشي از كارم در آن كارگاه بين المللي مادريد.

در ضمن دربخش هنري اين كارگاه نيز يكي از هنرمندان شمال اسپانيا به معرفي "موسيقي كوبه اي باسك" (باسك ـ بر وزن بافت ـ ايالتي در شمال اسپانيا است) پرداخت.

**********

شركت در چهارمين كارگاه بين المللي تئوري موسيقي در مادريد

**********

ماجرای غم انگیز نقد لطفی (خوب نوشتي دوست عزيز اما فرق است بين نقد و تسويه حساب شخصي و تخريب شخصيت! به نظر من جوانان بايد از اين هياهو ها بپرهيزند و از اساتيد بهره ببرند! ميدان عمل و وقت تنگ است!)

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 17:59 |  لینک ثابت   • 

85/04/22

تكنوازي تنبك (تصويري)

تكنوازي تنبك اينجانب در اطريش را ميتوانيد از اينجا دريافت كنيد.

**********

به روز رساني نخست:

موسيقي در شهر بي ساز

**********

مانا و مهرداد تنها نیستند ، این را ثابت می کنیم

**********

و اين چنين است كه مردم بي گناه كشته مي شوند: از هندوستان تا فلسطين و لبنان ...

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 16:25 |  لینک ثابت   • 

85/03/18

سمفوني هزار طبل

هزار طبل به رهبري "Halim El-Dabh" آهنگساز و "قوم-موسيقي شناس" مشهور مصري كه سالهاست در آمريكا زندگي مي كند به تاريخ سيزده جولاي سال جاري ميلادي ساعت پنج بعد از ظهر در "اهيو" به صدا در خواهند آمد.

براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به پايگاه اينترنتي www.drumsymphony.com مراجعه كنيد.

**********

به روز رساني نخست:

چپ ،راست ،کوک: وبلاگ جالبي است! باور نداريد؟ خودتان آن را ببينيد!

**********

به روز رساني دوم:

يكي از خوانندگان نوشته است: سلام. امیدورام حالتان خوب باشد. من هم ضرب می زنم. و بسیار به این ساز علاقه مندم. یک سوال داشتم: چرا کتاب های تنبک نوازی هر کدام از خطی متفاوت برای نوشتن نت ها استفاده می کننید. مثلآ خطی که در کتاب حسین تهرانی است با خطی که در کتاب بهمن رجبی است متفاوت است . کتاب شیوه نوین تنبک نوازی از محمد اخوان با دیگر کتاب هم متفاوت است. علت این مسئله چرا یک خط واحد برای نوشتن نت های تنبک انتخاب نمی شود.

جواب: برخي با ابداع يك خط مي خواهند بگويند كه مبتكر هستند! من اين بحث را قبلا در اينجا داشته ام كه با استقبال دوستان مواجه شده است:

استاندارد كردن شيوه ي نغمه نگاري

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 11:8 |  لینک ثابت   • 

85/03/07

جايزه ي هنري تهراني براي بهترين تنبك نواز

پيشنهادي دارم: به منظور تشويق تنبك نوازان جوان مي توان در هنگام برگزاري يك "جشنواره ي تخصصي و رقابتي تنبك" به بهترين نوازنده ي تنبك آن جشنواره "جايزه ي هنري تهراني" اعطا كرد.

در چند سال گذشته به ويژه در سالي كه گذشت پيشنهاد هايي مبني بر "آموزش تخصصي تنبك در دانشگاه ها" و "برگزاري جشنواره هاي تخصصي سازهاي كوبه اي ايران" داده شد.

مثلا طي نامه اي به "خانه موسيقي" مشكلات كوبه اي نوازان را به هيات مديره ي خانه موسيقي توضيح دادم. اين نامه مورد بحث و توجه و قسمت هايي از پيشنهاد هاي اينجانب مورد تاييد و تصويب هيات مديره ي خانه موسيقي قرار گرفت و گويا نامه هايي جهت بررسي بيشتر يا عملياتي شدن برخي پيشنهادات نوشته شد.

همچنين با رييس دانشگاه هنر كرج مبني بر ايجاد رشته ي جديد "موسيقي كوبه اي" صحبت هايي داشتم. دراين زمينه با چند تن از اساتيد محترم موسيقي نيز رايزني هايي داشته ام.

با تمام اين تفاصيل به نظر مي رسد "جامعه ي موسيقي" علاقه ي چنداني به اين رده از سازهاي موسيقي ندارد.

اينجانب وظيفه ي خود مي دانم كه همچنان اهميت سازهاي كوبه اي را يادآوري كنم. اميدوارم روزي جامعه ي موسيقي متوجه اهميت اين رده از سازها باشد. در پايان خاطر نشان مي كنم عدم توجه به كوبه اي نوازان باعث افول بيشتر موسيقي به ويژه موسيقي كلاسيك ايراني خواهد شد.

جامعه ي جوان امروز خواستار "موسيقي نو و شاد" است و سازهاي كوبه اي درايجاد "موسيقي شاد" نقش بسيار مهمي دارند.

 ----------

پيوند هاي مرتبط:

نامه به مدير عامل خانه موسيقي -- موسيقي كوبه اي

حسين تهراني، پدر تنبك نوازي نوين ايران

**********

به روز رساني نخست:

پس از تهرانی...

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 13:56 |  لینک ثابت   • 

85/02/31

كنسرت و كارگاه آموزشي سازهاي كوبه اي توسط پيمان ناصح پور در لندن

كنسرت و كارگاه آموزشي سازهاي كوبه اي توسط پيمان ناصح پور در لندن برگزار خواهد شد.

اين برنامه كه بخشي از جشنواره ي موسيقي عرفاني را در لندن تشكيل مي دهد در روزهاي بيست هشتم (كارگاه آموزشي سازهاي كوبه اي) و بيست و نهم جولاي (كنسرت و كارگاه آموزشي سازهاي كوبه اي) در لندن برگزار خواهد شد.

در پايان لازم به ذكر است كه تا كنون گروه موسيقي سنتي نهاوند تركيه و مونيسر اونور (بانوي ني نواز از تركيه) براي شركت در اين جشنواره اعلام آمادگي كرده اند.

جهت اطلاعات بيشتر به اين صفحه مراجعه كنيد:

كنسرت و كارگاه آموزشي سازهاي كوبه اي توسط پيمان ناصح پور در لندن

**********

به روز رساني نخست:

عاشیق‌لار آذربایجان در باشگاه دوست‌داران موسیقی مقامی ایران

**********

به روز رساني دوم:

صدایی خالص تر از کمانچه !!!!!

**********

به روز رساني سوم:

مانا تنها نیست (به عنوان يك آذري خواستار آزادي مانا نيستاني هستم! من مانا را تنها نمي گذارم! شما هم او را تنها نگذاريد!)

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 17:8 |  لینک ثابت   • 

85/01/03

دعوت از طبل نوازان دنیا برای آفرینش انرژی خوب و مثبت

دسته ای از طبل نوازان دنیا تصمیم گرفته اند تا با جمع شدن در محافل کوچک و بزرگ و نوازندگی در کنار یکدیگر به آفرینش انرژی خوب و مثبت دست بزنند.

بنا بر پایگاه اینترنتی www.drumwave.net این دسته از طبل نوازان تصمیم دارند با اجرای طبل نوازی در کنار یکدیگر به تاریخ ۲۹ مارس از ساعت ۷ تا ۸ شب به ایجاد همبستگی میان انسانها کمک کرده و به آفرینش انرژی خوب و مثبت بپردازند.

همچنین این دسته از طبل نوازان از همگی طبل نوازان دنیا دعوت کرده اند تا به این حرکت موسیقایی پیوسته و در تاریخ ۲۹ مارس از ساعت ۷ تا ۸ شب به وقت محلی در هر نقطه از دنیا در کنار هم باشند تا از این طریق به مدت ۲۴ ساعت به پراکندن انرژی مثبت و خوب کمک کنند.

به نظرم چنین حرکت هایی را (که توسط گروه و دسته های گوناگون طبل نوازی در دنیا آغاز شده و پس از آغاز جنگ آمریکا و دوستانش بر علیه کشور هایی همچون عراق و افغانستان شدت یافته است) می توان نوعی حرکت های مروج صلح و مخالف جنگ های خانمانسوز تعبیر کرد. امید آنکه هر چه زودتر صلح برقرار شود.

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 20:40 |  لینک ثابت   • 

84/12/17

روز جهانی زن مبارک باد

همانطور که همه می دانیم هشت مارس "روز جهانی زن" است. این روز دیگر به هیچ دسته یا گروه خاصی تعلق ندارد. روزی است بین المللی که توسط سازمان ملل به عنوان "روز جهانی زن" به رسمیت شناخته شده است.

بعد از انقلاب دختران و زنان بیشتری به نوازندگی سازهای کوبه ای رو آورده اند. به ویژه در آنان علاقه ی خاصی برای نوازندگی دف به وجود آمده است. گویی دختران و زنان با نوازندگی دف می خواهند وجود خود را در عرصه ی هنر فریاد بزنند.

امید آنکه در نوازندگی دیگر سازهای کوبه ای مانند تنبک و دایره نیز شاهد حضور پرشور آنان باشیم.

هشتم مارس روز جهانی زن است! روز جهانی زن مبارک باد!

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 9:17 |  لینک ثابت   • 

84/12/04

اين ما هستيم كه بايد به سازهاي كوبه اي توجه كنيم نه ديگران!

يكي از نويسندگان بلاگ گروهي و پركار سياه مشق مطلبي نوشته است درباره ي موسيقي كوبه اي.

تا همين چندي پيش اصطلاحاتي مانند "موسيقي كوبه اي"، "كوبه اي نواز" و ... در موسيقي امروز ايران چندان مطرح نبود، گرچه اصطلاحاتي مانند "سازهاي كوبه اي" و "سازهاي ضربه اي" توسط بهمن رجبي در ادبياتش مورد استفاده بود. همان طور كه گفتم اطلاع رساني درباره ي سازهاي كوبه اي ايران و برخي مسايل مربوط به اين سازها توسط اينجانب در اينترنت آغاز شد. منتهي مطالب به انگليسي نوشته شد زيرا هدفم معرفي موسيقي كوبه اي ايران به دنيا بود و چون انگليسي فعلاً رايج ترين زبان دنياست، از اين ابزار جهت ترويج موسيقي كوبه اي در اينترنت استفاده شد. يك روز كه پيش سجاد پورقناد رفته بودم تا باهم كاري انجام دهيم از من خواست درباره ي همين مباحث مطلبي به فارسي بنويسم كه همان مطلب معروف نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی آغازگر اين حركت بود. ديگر دوستان هم مانند اميد مرادي از بلاگ سياه مشق مشوق من در راه اندازي اين بلاگ شدند.

يكي از نويسندگان بلاگ گروهي و پركار سياه مشق مطلبي نوشته است درباره ي موسيقي كوبه اي و از من نظر خواسته است. نخست آنكه دست شما درد نكند. هر چه بيشتر درباره ي موسيقي كوبه اي ايران صحبت شود بهتر است. دوم آنكه مطلب شما را مي پسندم زيرا از شرايط بد فقط شكايت نكرده ايد بلكه تلاش نموده ايد كه راهكاري هم براي بهتر كردن اوضاع ارايه كنيد.

اين ما هستيم كه بايد به سازهاي كوبه اي توجه كنيم نه ديگران! هر حركتي بايد از خود آغاز شود.

**********

به روز رساني نخست:

ضرب زورخانه و آواز

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 4:37 |  لینک ثابت   • 

84/12/01

طبل نوازي در "دنياي واحد كوبه اي" مي خواهد از طريق موسيقي مردم دهكده ي جهاني را متحد كند

"دنياي متحد كوبه اي" نهادي است كه قصد دارد در روز هاي ۶ و ۷ مي ۲۰۰۶، همه ي مردم جهان را دور هم جمع كند تا پيام "صلح و اتحاد" به دنيا ارسال شود. پيامي به نام طبل نوازي در "دنياي واحد كوبه اي".

هدف اين نهاد آن است كه مردم متعلق به نواحي گوناگون كنار هم جمع شده و به صورت همزمان به مدت يك ساعت با اعلام اتحاد انسان ها به طبل نوازي بپردازند. دنيا بيش از پيش تبديل به يك دهكده ي جهاني شده است و انسان ها به هم متصل شده اند. زندگي همراه با فن آوري نوين باعث شده كه زندگي انسان ها به هم پيوند بخورد و آدميان بيش از پيش به هم وابسته گردند. هر چيزي كه زندگي يكي از انسان ها را دگرگون كند بر همه موثر است و هر كدام از انسان ها مي تواند تغييري براي بهتر كردن دنيا انجام دهد. "دنياي متحد كوبه اي" (One World Beat) مي خواهد از قدرت موسيقي استفاده كند تا پيام مثبت همبستگي را به وجود آورده و از همه ي انسان ها دعوت مي كند كه به آنها بپيوندند.

بنا بر همين گزارش فراخواني براي پيوستن همگي نهادهاي غير انتفاعي، نهادهاي مربوط به جوانان، نهادهاي مربوط به ترويج صلح، مدارس مربوط به طبل و موسيقي كوبه اي، همگي موسيقيدانان و گروه هاي موسيقي و همچنين اشخاص و داوطلبين علاقه مند به صلح، توسط نهاد "دنياي متحد كوبه اي" (One World Beat) اعلام شده است. اين نهاد اعلام مي دارد كه همگي اشخاص يا نهادهايي كه علاقه مند به همكاري با آن نهاد هستند در پايگاه اينترنتي آنها در نشاني www.oneworldbeat.org فهرست خواهند شد.

اين همكاري بين المللي براي ترويج صلح در لوس آنجلس، شيكاگو، نيويورك، تورنتو، لندن، آمستردام، ژنو، پاريس، يوهانسبورگ، بانكوگ، توكيو، سيدني و ... برگزار خواهد شد. علاقه مندان به اين حركت مثبت مدني براي ترويج صلح مي توانند به پايگاه اينترنتي "دنياي متحد كوبه اي" (One World Beat) به نشاني www.oneworldbeat.org رجوع كنند.

منبع خبر: Drumming in One World Beat Uniting the People of the Global Village through Music

**********

به روز رساني نخست:

هومن مي گويد: "دوست عزیز, بسیار عالی است......چه خوب میشد در ایران هم میتوانستیم این کار را انجام دهیم.آیا این امکان هست؟"

جواب: نمي دانم. ولي باور كن اگر بتوان چنين كاري انجام داد خيلي جالب خواهد بود. زيرا چنين حركت هايي مي تواند به بهتر كردن وجهه ي ايران در دنيا و ترويج موسيقي ايران كمك كند.

**********

به روز رساني دوم:

اين خبر مهم در ايسنا درج شد: طبل نوازي در "دنياي واحد كوبه‌اي" مي‌خواهد از طريق موسيقي مردم دهكده جهاني را متحد كند

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 15:41 |  لینک ثابت   • 

84/11/04

گروه صلح در "دبي" خواهد نواخت

ResonanZ – The Drums For Peace Concert

گروه طبل نوازان ResonanZ به سرپرستي "ذاكر حسين" كه يكي از معروفترين و محبوبترين كوبه اي نوازان دنياست در دبي به تاريخ 18 فوريه 2006 به اجراي يك كنسرت بزرگ خواهد پرداخت. اجراي اين برنامه به عهده و حمايت يك شركت بزرگ به نام Transworld Group است.

"ذاكر حسين" پسر زنده ياد "آلا راكها" است و هر دو از معروفترين طبلا نوازان هستند. "ذاكر حسين" كارهاي تلفيقي بسياري مانند Making Music انجام داده و كمك شاياني به ترويج طبلا در دنيا كرده است. پدرش "آلا راكها" نيز با "راوي شانكار" كه به درستي معروفترين نوازنده ي "سه تار هندي" است، نيز برنامه هاي زيادي در بسياري از نقاط دنيا اجرا كرده و راه را براي پسرش و بسياري از طبلا نوازان دنيا هموار نموده است.

**********

به روز رساني نخست:

خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خبر اين كنسرت مهم را درج كرد.

«كنسرت گروه صلح در دبي» - حضور معروفترين كوبه‌اي‌نوازان دنيا در امارات

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 9:56 |  لینک ثابت   • 

84/10/27

طبل نوازان جهان براي صلح مي نوازند

صلح خوب است. جنگ بد است. جنگ خانمانسوز است. در جنگ هر دو طرف بازنده اند و در صلح هر دو طرف برنده!

بسياري از هنرمندان جهان در اين سالها با برپايي نشست هاي فرهنگي و ترويج فرهنگ گفتگو، ترويج صلح مي كنند. يك دسته از اين هنرمندان طبل نوازان هستند كه با برپايي نشست هاي گوناگون به طبل نوازي پرداخته و گفتگوي ريتميك را ترويج مي كنند.

طبل نوازان جهان براي صلح مي نوازند.

----------

و در اينجا چند گروه از طبل نوازان را كه براي صلح مي نوازند، معرفي مي كنم:

Drums not Guns

Drums for Peace

UP-Drums-for-Peace · Join the World Peace Party

جهت كسب اطلاعات بيشتر با موتور جستجوي گوگل بگرديد:

http://www.google.com/search?num=10&query=drums%20for%20peace&ie=utf8

**********

به روز رساني نخست:

روزنامه نگاري به نام فريبا پژوه مي گويد كه اگر مراسمي براي ترويج صلح برگزار شود، خوشحال مي شود كه در آن شركت كند.

و جواب اينجانب: اساساً برگزاري چنين مراسم موسيقيايي مستقل با هدف ترويج صلح و گفتگوي موسيقايي در ايران نبوده و اگر هم بوده من خبردار نشده ام. كدام نوازنده حاضر است يا مي تواند روي كاغذ بنويسد "صلح براي بچه ها خوب است!" و بعد كاغذ را بچسباند به بالاي سرش و زير آن نشسته و ساز بزند؟! آيا كسي حاضر است از اين حركت هاي فرهنگي حمايت كند؟!

آيا مراكزي مانند مركز بين المللي گفتگوي تمدن ها و مركز گفتگوي تمدن ها و اديان نمي نوانند قدمي در اين راه بردارند؟

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 21:43 |  لینک ثابت   • 

84/10/23

سياه مشق عشق دست مرا مات كرد!

ناصر فرهنگ فر تنبك نواز صاحب سبك در خوشنويسي هم دستي داشت. تقويمي با همت چند تن از موسيقي دوستان درست شده بود و در هر ماه تصوير هنرمندي در آن قرار داشت. يكي از آن تصوير ها، تصويري بود از استاد. آن تقويم را به نزد استاد بردم و خواهش كردم مطلبي يادگاري برايم بنويسد. در هنگام نوشتن چيزي به صورت سياه مشق دستش لغزيد. زير همان مطلب نوشت: سياه مشق عشق دست مرا مات كرد!

**********

افرا روغني به پرسش شاهين مهاجري پاسخ داد:

پاسخ افرا را در انتهاي مطلب بخوانيد

**********

به روز رساني نخست:

حسين عليشاپور مي گويد:

خداوند ناصرخان فرهنگ فر را رحمت کند که ذوق او در شعر هم زبانزد خاص و عام بود.

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 13:19 |  لینک ثابت   • 

84/10/19

مطالبي مهم از دوست پژوهشگرم شاهين مهاجري

دوستان گرامي، دوست پژوهشگرم با نوشتن نامه اي نسبت به برخي مطالب منتشر شده در بلاگ تذكرهايي داده اند كه فكر كردم جالب است آنها را به صورت جداگانه درج كنم. ايشان ضمن مثبت ارزيابي كردن اين بلاگ مرحمت كرده و گفته اند: "به هر حال تلاش مثبت تو مطمئناً براي كل جامعه تنبك نوازان و امثال ما هم خير و بركت خواهد داشت. در صورت امكان اگر مطالب زير را با صلاحديد خودت در وبلاگت قرار دهي بسيار ممنون مي شوم. درضمن به نظر من يكي از دلايل ضربه به تنبك و جايگاه آن همان موج بيسوادي (عالم نمايي عوام پسند) مي باشد."

و من نيز عين مطلب ايشان را در زير درج مي كنم:

**********

اما راجع به صدادهي و نغمه نگاري تنبك مسائلي چند مطرح شده است كه ذكر آنها ضروري است:

1- سركار خانم افرا روغني مطرح كرده اند كه :

......تمام نت های 3 خطی قابلیت تبدیل شدن به 1 خطی و تمام نت های 4 خطی قابل تبدیل به 2 خط را دارند.با توجه به تحقیقات انجام شده و مطالعات و بررسی ها مشخص شد که چشم، نت های نوشته شده بر خطوط کمتر را راحتتر می خواند و ذهن در درک نت های خطوط 1 و 2 خطی راحت تر عمل می کند......

ممكن است منبع اين تحقيق را ذكر نمايند؟مطمئنا محقق يا محققين ايرانيند و شايد خود ايشان باشند. اين سرور گرامي لطف نمايند و مرا نيز در مورد منابع اين تحقيق آگاه نمايند.

2- دوست عزيز آقاي حميد هم با ذكر مشخصه ديگري از مطالب تئوريك موجود در سبك آقاي رجبي عنوان كرده اند كه :

....به نظر من بهترین شیوه برای نگارش ساز های کوبه ای بدون ارتفاع مشخص همان سیستم یک خطی است و تعدد خطوط حامل آن هم به واسطه ی تقسیم بندی نواحی ساز کاریست ناشیانه و غیر علمی چه بسا که بعضی هنرمندان ساز کوبه ای خود را به مناطق صوتی بیشتری تقسیم کنند مثلا 10 ناحیه آنگاه باید شاهد حامل 10 خطی باشیم البته با این موج بیسوادی در موسیقی ما این موضوع بعید نیست......

خدمت دوست عزيزم عرض كنم كه بر سر همين مطلب كلي با آقاي رجبي بحث كردم و ايشان عنوان كردند كه اين نظر را آقاي روشن روان داشته اند.

اما از ديد آكوستيك صدادهي سازهاي پوستي بسيار پيچيده است . صداي اين سازها در محدوده اصوات شبه هارمونيك قرار مي گيرد همچنانكه صداي ساز تار داراي ساختار هارمونيك است. درك ارتفاع صوت خود نيز مقوله اي پيچيده است اما بايد ذكر نمود كه تنبك همانند تيمپاني از اصول مشتركي در فيزيك صدا بهره مي برد. كاسه رزونانس در هر دو نقش بهبود دهنده و تغيير ماهيت ارتعاش را داشته و آن را از محدوده اصوات نامشخص خارج مي كند. در نهايت تقسيم بندي زير شايد مفيد باشد .

انواع صدا از نظر تشخيص ارتفاع صدا يا pitch :

1- نوفه-پارازيت يا نويز مانند صداي آبشار

2-صداي شبه هارمونيك (قابل تشخيص) مانند صداي تيمپاني –تمبك-زيلوفون-ويبرافون-چلستا و.....

3-صداي هارمونيك (قابل تشخيص) مانند صداي سازهاي زهي و بادي

در مورد 2 و 3 بسته به نوع ساختار ساز از نظر سيستم كوك مي توان گفت:

1- ساز با صداي كوك پذير(ارتفاع قابل تعيين) مانند تنبك كوكي و تار

2- ساز با صداي غيرقابل كوك(ارتفاع غير قابل تعيين) مانند تنبك معمولي كه كوك آن تابع شرايط فيزيكي محيط و ساز است.

پس مي بينيم كه صداي تنبك شبه هارمونيك-قابل تشخيص و قابل تعيين يا غير قابل تعيين است.

اگر دقت نماييد مي توانيد محدوده صداي تنبك را با كمك سازي مثل يك ارگ معمولي تعيين نماييد.

با در نظر گرفتن ساختار كلي طيف صداي تنبك - تكنيكهاي تنبك به مانند فيلتر صوتي - طيف رنگهاي صوتي متفاوتي را به گوش مي رسانند. علت اختلاف صوتي بك و پلنگ همين است و اما تنبك از طريق شكل خاص اجراي تكنيكهاي گرفته (موج عالم نمايي عوام پسند آن را خفه شدگي صدا مي نامد) قابليت اجراي فواصل موسيقي نسبت به كوك خود (نت پايه يك سيستم فواصل فرضي) را داراست .

درضمن همان موج بیسوادی و عالم نمايي عوام پسند باعث شد تا تنبك كوكي را تنبك شل كن سفت كن بنامند.

**********

و شاهين در آخر مطلب پر مغزش مي نويسد:

"پيمان جان اگر موافق باشي بعدا راجع به تنبك نويسي خواهم نوشت."

و جواب اينجانب: شاهين جان از مطلبت بسيار لذت بردم. لطفاً مطلب ديگري هم داشتي بنويس تا آنرا نيز درج كنم. هر چند كه مي دانم سخت مشغول كار هستي و گرفتار.

مقاله هاي جالب شاهين را اينجا بخوانيد:

میکرو تونالیته

هنر و موسیقی انسان نئاندرتال ، قسمت اول

هنر و موسیقی انسان نئاندرتال ، قسمت دوم 

**********

به روز رساني نخست:

افرا روغني در جواب مسايل مطروح چنين جواب داده اند:

با سلام
برای توضیح بیشتر در مورد نغمه نگاری دف و سوال های پیش آمده لازم است موارد زیر را توضیح دهم:


تحقیق در مورد نغمه نگاری دف را اینجانب انجام داده ام . در این تحقیق با اساتید و دف نوازان بسیاری مصاحبه و گفتگو کرده ام (بخاطر حساسیت ایجاد شده که تصور شده من در حال تبلیغ برای شخص خاصی هستم از نام بردن امتناع می کنم).
آقای مهاجری در مورد منابع توضیح خواسته بودند، در تمامی کتاب های مختلف روانشناسی که مطالعه کرده ام این مطلب عنوان شده:
"هر چقدر شیئی از زمینه یا محیطی که در آن قرار دارد متفاوت تر و مشخص تر باشد، تشخیص و درک آن آسان تر است".


منابع مختلفی در این زمینه وجود دارد که من به کتاب "احساس و ادراک از دیدگاه روانشناسی" نوشته : دکتر نادری و دکتر سیف نراقی" که در دانشگاه ها تدریس می شود اکتفا می کنم.


در منابع و دروس پزشکی (همچنین نقاشی و گرافیک) این مطلب مورد توجه قرار می گیرد که هر گونه خطوط موازی که از نظر فاصله به هم نزدیک باشند و خصوصاً اگر همگی خطوط به یک رنگ باشند تباین (کنتراس) کاهش پیدا کرده و خطای دید افزایش پیدا می کند.


مطلبی که برایم خیلی جالب بود این است که اساتید معروفی که از 3 خط استفاده می کنند یکی از دلایل استفاده از این روش را "شرطی شدن ذهن به اختلاف خطوط می دانند" . بر اساس کتب روان شناسی شرطی شدن مطلبی جدای از تصورات اغلب مردم از این اصطلاح علمی است.

لازم می دانم چند مطلب را توضیح دهم : با بیان این مطالب قصد توهین یا بزرگ کردن شخص خاصی را ندارم. صرفاً حس کردم این وبلاگ می تواند جایی برای طرح مطالب علمی باشد. هرگز اعلام نکردم آقای ناصح پور تحقیق من را تا يید یا رد کرده اند صرفاً تشکر کردم.


با تشکر
شاد باشید

**********

و جواب اينجانب:

من تاييد مي كنم پژوهش افرا روغني در نوع خود بديع است حتي اگر نتيجه ي آن درست نباشد.

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 23:17 |  لینک ثابت   • 

84/10/15

استاندارد كردن شيوه ي نغمه نگاري

يكي از معضلات موسيقي امروز ما همين عدم وجود يك استاندارد مناسب جهت نغمه نگاري (notation) است. هر كسي علامت هايي از خودش اختراع مي كند و كتابي مي نويسد. من در باره ي تنبك مي نويسم، آن هم مختصر، زيرا حتي در مورد تنبك هم مطلب مي تواند خيلي مفصل باشد و در ضمن نغمه نگاري ديگر سازها مانند تار از تخصص من خارج است.

اولين كتاب تنبك، كتاب آموزش تمبك تهراني است كه به شيوه ي سه-خط (نام اين خط ها حامل است.) نوشته شده است. دليل آنها اين است كه از نگاه آنان بايد پوست تنبك را به سه ناحيه كناره، ميانه و مركز (وسط) بخش بندي كرد. و بنا بر آن كه كدام ضربه در كدام بخش (ناحيه) از پوست نواخته شود، نت مربوط در روي يكي از آن خطوط حامل قرار مي گيرد.

كتاب تهراني از اين نظر كه اولين كتاب آموزشي همراه با نت بوده از اهميت به سزايي در تاريخ نغمه نگاري سازهاي كوبه اي برخوردار است. اما گذشته از اشكالات آموزشي آن (مانند اين اشكال كه خيلي خود شاگرد را به درس هاي ريز پر مي رساند كه در يكي از مصاحبه هايم گفتم كه استادم چگونه سعي مي كرد اين مشكل را حل كند) يكي از مشكلات آن همين نغمه نگاري آن است به اين مفهوم كه در چون به شيوه ي سه-خط نوشته شده شاگردان را گيج مي كند به اين صورت كه مثلاً اين نت روي خط حامل دوم است يا سوم! و بنا بر اين شاگردان نمي دانند كه ضربه بايد در كدام ناحيه نواخته شود.

ابوالحسن صبا در مجله موسيقي شيوه ي يك-خط را پيشنهاد كرد و به نظر مي آيد ناصر افتتاح از ايشان ايده گرفته و كتابشان را به شيوه يك-خط نوشته اند. البته وقتي ايشان زنده بودند كتابشان نشر نيافت و فقط بين شاگردانش فتوكپي آن دست به دست مي شد (يك كپي از آن توسط كاميار محبت، شاگرد افتتاح، به من رسيد) تا اينكه اين اواخر با همت فريدون حلمي نشر يافته و به صورت وسيع در اختيار علاقه مندان قرار گرفت. كتاب هاي رجبي كه در يك كلام خودش را مرهون افتتاح مي داند هم به شيوه يك-خط نوشته شده است.

بخشي از ريتم هاي ناصر فرهنگ فر، به همت آرش پسر استاد و مهراني در شيوه چهار-خط نگاشته شده است.

همچنين اشاره مي كنم كتاب "ريتم هاي ورزشي" نوشته ي "فرامرز نجفي تهراني" (يكي از بهترين نوازندگان تنبك زورخانه كه من ديده ام.) با شيوه ي پنج-خط نگاشته شده است.

در ضمن برخي اصلاً اعتقادي به نت غربي نداشته و مي خواهند تنبك را به شيوه ي "اتانين" نغمه نگاري كنند!

حال تصور كنيد يك هنرجو ي موسيقي (به ويژه هنرجو ي تنبك) مي خواهد از اين كتابها استفاده كند. خودتان قضاوت كنيد چه اتفاقي مي افتد!

مسلماً هدف از نوشتن ريتم هاي تنبك آن است كه آنها ثبت شوند تا مورد استفاده ي ديگران قرار گيرند. به نظر شما هر كسي بيايد علامت هايي از خودش اختراع كند و كتابي بنويسد چه پيامدي مي تواند براي تنبك داشته باشد؟

پ.ن.: مشابه همين قضيه در مورد كتابهاي دف وجود دارد. اينجانب مقاله ي جالب و انتشار نيافته ي افرا روغني در مورد نغمه نگاري دف را خوانده ام. ايكاش پژوهش ايشان گسترش يابد و مطلبشان در مجله ي خوبي درج شود.

**********
به روز رساني نخست:

افرا روغني مي گويد:

با سلام
ممنون که این معضل بزرگ در موسیقی سنتی را مطرح کردید. همان طور که شما هم فرمودید در دف هم این معضل وجود دارد. به طور مختصر نغمه نگاری دف در حال حاضر به شکل های 1، 2، 3 و 4 خط نوشته می شود. البته روش 2 خط که توسط آقای افشین خلج استفاده می شود به صورت کتاب در نیامده. به طور خلاصه می شود گفت تمام کسانی که در دف نوازی به 3 ناحیه ای بودن دف اعتقاد دارند (مثل آقای عماد توحیدی و آقای حبیبی) حداقل از 3 خط استفاده می کنند .اولين کتاب تالیف شده برای دف توسط آقای توحیدی نوشته شد که مشابه نغمه نگاری استاد تهرانی در تمبک است.

جالب این است که در نغمه نگاری های 3 خطی هم تفاوت های اساسی وجود دارد. مثلاً آقای کامکار بر خلاف آقای توحیدی به 2 ناحیه ای بودن دف اعتقاد دارند ولی ایشان هم 3 خطی می نویسند.

نکته جالب و بحث برانگیز دیگر و نغمه نگاری برای حلقه های دف و در نظر گرقتن یک خط مجزا برای آن است که با توجه به پتانسیل حلقه ها برای ایجاد ریتم این کار کاملا منطقی به نظر می رسد . در نظر گرفتن خطی مجزا برای نت در نغمه نگاری آقایان حبیبی و خلج رعایت می شود که این کمک به جهانی شدن این ساز می کند.

تمام نت های 3 خطی قابلیت تبدیل شدن به 1 خطی و تمام نت های 4 خطی قابل تبدیل به 2 خط را دارند.با توجه به تحقیقات انجام شده و مطالعات و بررسی ها مشخص شد که چشم، نت های نوشته شده بر خطوط کمتر را راحتتر می خواند و ذهن در درک نت های خطوط 1 و 2 خطی راحت تر عمل می کند.

این تحقیق بسیار مفصل است . با تشکر از آقای ناصح پور که هم در تهیه مقاله به من کمک کردند و هم فرصتی برای طرح مسائل علمی موسیقی را در وبلاگ خود فراهم می کنند.

و جواب اينجانب:

دوست گرامي من هنوز اعلام نكرده ام كدام روش بهتر است. اين نياز به توجيه بسيار محكمي دارد كه جاي چنان مقاله ي علمي و مفصلي اينجا نيست. ولي از نظرات شما ممنونم. مسلماً هدف بي احترامي به كسي نيست و مطرح كردن معضلي است كه جامعه ي موسيقي از آن رنج مي برد. هدف من از دانشگاهي كردن سازهاي كوبه اي براي اين نيست كه كسي در دانشگاه نوازنده شود. هدف اين است كه همين مطالب علمي در آنجا مطرح، بررسي و مورد پژوهش قرار گيرند تا راهكاري علمي براي آن ارايه گردد.

و دوست گرامي ديگري طي پيامهايي از طريق "پيام رسان ياهو (yahoo)" مي گويند اين معضل براي ديگر سازها هم وجود دارد.

جواب اينجانب: چه جالب مي شود طي پيامي از خانه موسيقي بخواهيم تا فكري به حال اين معضل بكند. دست كم مساله مي تواند رسمي تر شود.

**********
به روز رساني دوم:

حميد مي گويد:

به نظر من بهترین شیوه برای نگارش ساز های کوبه ای بدون ارتفاع مشخص همان سیستم یک خطی است
و تعدد خطوط حامل آن هم به واسطه ی تقسیم بندی نواحی ساز کاریست ناشیانه و غیر علمی
چه بسا که بعضی هنرمندان ساز کوبه ای خود را به مناطق صوتی بیشتری تقسیم کنند مثلا 10 ناحیه آنگاه باید شاهد حامل 10 خطی باشیم
البته با این موج بیسوادی در موسیقی ما این موضوع بعید نیست

با تشکر از مقالات سازنده و آموزنده ی شما

و جواب اينجانب:

دوست گرامي،

از قدرداني شما سپاسگزارم. علاقه ي من اين است كه اينجا مكاني براي گفتگوي علمي (در حد بضاعت اينجانب و خوانندگان بلاگ)، سازنده، آموزنده و مثبت باشد. البته تلاش خواهم كرد تا آنجايي كه ممكن است از واژه هايي كه بار معنايي منفي دارند استفاده نكنم. مثلاً "ناشيانه"، "بيسوادي" و غيره...

**********

به روز رساني سوم:

سياوش مي گويد:

باز هم عالی. دارم ياد می گیرم از شما .جداً خوب است.
موفق باشی

و جواب اينجانب: من هم به همچنين دارم ياد مي گيرم.

**********

به روز رساني چهارم:

پدرام مي گويد:

جای خوشحالیست که در این سایت دوستان تنبک نواز در کمال آرامش و توازن به بیان سلیقه های خود می پردازند
و همچنین جای تقدیر از استاد بزرگواری چون پیمان ناصح پور عزیز که صادقانه این تریبون را در اختیار دوستان قرار داده اند.

و جواب اينجانب:

مرا شرمنده مي كني. من همان "پيمان" را بيشتر مي پسندم تا لقب استاد را. استاد لقبي است برازنده ي بزرگان.

اينجا مكاني خودماني است براي كساني كه دغدغه ي خاطر پيشرفت تنبك را دارند و بي شيله پيله به همان سادگي "پيمان و تنبكش"!

غرض نقشي است كز ما باز ماند كه هستي را نمي بينم بقايي!
نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 9:20 |  لینک ثابت   • 

84/10/12

خودتان را در دانسته هاي استادتان محصور نكنيد!

البته اين بحث در عصر انفجار اطلاعات ممكن است كمي عجيب به نظر برسد، ولي نخست آنكه اينترنت هنوز همگاني نشده است، همچنين بسياري از اطلاعات به دليل تخصصي بودن ممكن است در رسانه ها يافت نشوند. پس هنوز هم كشف منابع مفيد موسيقايي در جاهايي كه حتي تصور آن نمي رود امكانپذير است.

يكي از مشكلاتي كه برخي دارند اين است كه چنان غرق در روابط استاد-شاگردي مي شوند كه فكر مي كنند استادشان به دليل حمل عنوان استادي، همه چيزدان است و بس! اما وقتي كه به تصادف با موضوعي مواجه مي شوند كه حتي براي استادشان تازگي دارد، آن تصورات واهي ممكن است فرو ريزد. البته ممكن است به دليل تعصب بيش از حد چشم بصيرتشان كور شود. همين جا نكته اي را تصريح كنم: اصلاً منظورم اين نيست كه به استادتان بي احترامي كنيد و پس از آنكه از نردبان اطلاعات ارزشمند استادتان بالا رفتيد، استادتان را فراموش كنيد. استادم (زنده ياد ناصر فرهنگ فر) نيز به صراحت مي گفت كه تو بايد سبك خاص خودت را داشته باشي و عين من ضرب نگيري! همان گونه كه من هم عين استادانم ننواختم. ولي در عين حال يادآوري مي كرد كه در خوشنويسي چگونه شاگردان احترام استادنشان را نگه مي دارند.

بنابراين خودتان را در دانسته هاي استادتان محصور نكنيد! اما چگونه؟ من در مورد موسيقي كوبه اي صحبت مي كنم.

فرض كنيد كه شما تنبك نواز هستيد. پس ببينيد چند استاد خوب تنبك وجود دارد و سپس آثار آنها (ديداري، شنيداري و نوشتاري) را پيدا، تهيه و بررسي كنيد.

ببينيد كاربرد تنبك در چه نوع يا سبك هايي از موسيقي است: موسيقي كلاسيك ايراني، موسيقي نواحي ايران، موسيقي زورخانه، موسيقي مطربي و ديگر چيزها و سپس آثار مربوط را جمع آوري (تا آنجاييكه وسع تان اجازه مي دهد) و بررسي كنيد.

ببينيد سازهاي مشابه تنبك چه هستند و در كجا و چگونه نواخته مي شوند. چند مثال مي آورم: داربوكا (همان تمپو) كه در كشورهاي عربي، تركيه و برخي كشورهاي اروپاي شرقي نواخته مي شود. زيربغلي افغانستان و گدمبك مالزي و ...

اگر توانستيد به طبل هاي ديگري مانند طبل هاي دايره اي شكل (قاوال، دف، رق، بندير، پنديرو، كانجيرا و ...)، طبل هاي استوانه اي شكل (دهل، دهلك، دهلك نال، پاكهاواج، مري-دانگام، ناقارا آذري) و طبل هاي كاسه شكل (انواع نقاره ها مانند دسركوتن مازندران، طبلا و ...) نيز بپردازيد.

البته منظورم اين نيست كه نحوه ي نوازندگي همه ي اين سازها را ياد بگيريد. احتمال نزديك به يقين چنين چيزي ممكن نيست ولي گوش دادن به آثار موسيقايي موسيقي دنيا هم ممكن است و هم مفيد.

مثلاً من فقط 10 دقيقه تكنوازي زيربغلي افغاني دارم ولي اين بهتر از وضعيتي است كه بگويم حتي اسم اين ساز را هم نشنيده ام. البته اين ساز هم مهجور است و هم به دليل مشكلات افغانستان در اين چند دهه ي اخير بر مهجوريت موسيقي افغانستان افزوده شده است. مسلماً تكنوازي طبلا خيلي زياد در دسترس است و دليلش ترويج طبلاي هندي در دنيا است و چيزهايي از اين ساز شنيده ام كه نگو و مپرس!

ممكن است در همسايگي تان يك زورخانه باشد. حتماً به آنجا سر بزنيد و با نحوه ي نوازندگي مرشدهاي زورخانه آشنا شويد. اگر تنبك نوازي مي شناسيد كه تنبك مطربي مي داند، حتماً به سراغش رويد و از مطالب او استفاده كنيد. يادتان نرود تهراني از سبك هاي مطربي الهام گرفت و فرهنگ فر از تمبك (ضرب) زورخانه.

فراموش نكنيد در موسيقي نواحي تنبك نواخته مي شود و اتفاقاً ريتم هاي جالبي هم با آن اجرا مي كنند مانند تنبك در موسيقي لري، كردي و بندري (استان هرمزگان).

در آخر از دوستان مي خواهم اگر نظري دارند بفرمايند تا آنها را به اين مطلب اضافه كنم.

پ.ن.: يكي از خوانندگان بلاگ مي گفت كه دايره ي فرنام از نظر اندازه بين قاوال آذري و دف كردي است. و به اين دليل آن را "دايره ي فرنامي" ناميده است. پيشنهاد خوبي است. مادربزرگ پدري ام نيز يك دايره نواز زبردستي بوده است كه از همين دايره ها استفاده مي كرده است (نقل از پدرم).

در ضمن درگذشت مادر تئاتر ايران، مهين اسكوئي را تسليت مي گويم.
نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 14:18 |  لینک ثابت   • 

84/09/17

مختصري درباره ي طبل

ساز شناسي يكي از شاخه هاي مهم موسيقي است. بسته به اينكه ساختمان ساز چگونه باشد، رده ي ساز مشخص مي شود. هر سازي كه بدنه اي توخالي داشته باشد و بر روي آن پوستي كشند طبل ناميده مي شود. براي به صدا در آوردن طبل بايد به وسيله ي چيزي (دست، چوب و ...) بر روي پوستش كوبيد. به همين دليل طبل، يك ساز كوبه اي پوستي محسوب مي شود.

تبصره: امروزه برخي از مواد مصنوعي چيزي شبيه پوست مي سازند و بر روي طبل مي كشند. گرچه صداي اين ساز در هنگام سرما و رطوبت نا مناسب نمي شود، اما صداي طبيعي پوست نيز از آن بيرون نمي آيد.

نكته: يك مثال خوب از ساز كوبه اي غير پوستي، كوزه است كه در جنوب ايران نواخته مي شود.

طبل ها نيز بسته به آنكه شكل بدنه ي شان چگونه باشد، به انواع گوناگون تقسيم مي شوند:

طبل هاي دايره اي شكل يا چنبر گونه مانند دف، قاوال (دايره ي آذري)، رق و ...

طبل هاي استوانه اي شكل مانند دهل

طبل هاي بشكه اي شكل مانند "مري دانگام" از طبل هاي جنوب هندوستان

طبل هاي جام گونه مانند تنبك، كاسوره و ...

طبل هايي كه مانند "ساعت شني" هستند مانند دامارو از هندوستان

طبل هايي كه به صورت "ديگ" يا "كاسه" هستند مانند نقاره، تيمپاني، طبلا و ...
نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 9:28 |  لینک ثابت   • 

84/09/14

نامه به مدير عامل خانه موسيقي -- موسيقي كوبه اي

با انتشار مقاله "وضعيت اجتماعي تنبك نوازان" كه مورد توجه بسياري قرار گرفت (عكس العمل هاي مثبت و منفي) متوجه شدم كه دست روي موضوع حساسي گذاشته ام. سپس با تشويق آقاي محمد افتخاري سردبير وقت فصلنامه ماهور، مطلبي در مورد ريتم هاي استاد فرهنگفر نوشتم، كه مرحوم زرگري نيز آن را خواند و گفت كه خوب است و مطلب در ماهور انتشار يافت.

اما با آشنايي با اينترنت و انتشار مطالبي در آن، به شناساندن موسيقي كوبه اي در حد وسع خويش، به ويژه براي كساني كه فارسي نمي دانند، پرداختم. اما يك سالي است كه برخي دوستان مي گويند كه به فارسي هم بنويسم. آغاز حركت جديد با انتشار نامه سرگشاده به اهالي موسيقي در پايگاه "گفتگوي هارمونيك" بود. همچنين طي مصاحبه هايي موضوع را بيشتر پرورش دادم. هدف در ميان گذاشتن حواشي زندگي حرفه اي تنبك نواز و برخورد جامعه با موسيقي كوبه اي بود. راه اندازي اين بلاگ هم با تشويق اميد مرادي، دارنده بلاگ خواندني "سياه مشق" ميسر شد و در راستاي همان هدف است.

البته كار و زمان زيادي لازم است تا بتوان گفت كه كار مثبتي انجام شده است. به هر حال نوشتن نامه به مدير عامل محترم خانه موسيقي ارايه درخواستي براي تشكيل يك نشست تخصصي به جهت آسيب شناسي موسيقي كوبه اي ايران زمين است.

در اين نامه محور هاي پيشنهادي بحث آن نشست احتمالي را توضيح داده ام كه عبارتند از:

ا) دستمزد كوبه اي نوازان

ب) تدريس تخصصي سازهاي كوبه اي (تنبك و ...) در دانشگاه ها

ج) برگزاري جشنواره تخصصي كوبه اي نوازان

د) موسيقي كوبه اي بانوان

گزارش حركت هاي بعدي را نيز خواهم نوشت.
نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 8:16 |  لینک ثابت   •