تبليغاتX
پيمان و تنبكش - موسیقی نواحی صدای اقلیت ها

84/12/27

موسیقی نواحی صدای اقلیت ها

توجه به موسیقی نواحی شنیدن صدای اقلیت ها است.

موسیقی نواحی شالوده و زیربنای موسیقی کلاسیک ایرانی که موسیقی دستگاهی هم نامیده شده است، می باشد، هر چند برخی از نواحی ایران دارای موسیقی ویژه ای است که در ظاهر چندان به موسیقی دستگاهی ایران مرتبط به نظر نمی رسد. دو مثال بارز آن موسیقی ترکمنی و موسیقی سیستان و بلوچستان است.

هر چند به موسیقی نواحی پس از انقلاب توجه بیشتری شده است ولی این کافی نیست. باید هر ناحیه ای هر ساله جشنواره های محلی برگزار کند و پس از شناسایی هنرمندان برتر آن ناحیه، از آنان برای جشنواره های بزرگتر بین المللی چه در داخل و چه در خارج کشور استفاده شود.

هر ناحیه ای به غیر از جشن های ملی، دارای جشن های محلی ویژه ای است که به نظرم می توان به مناسبت آن جشن ها به برگزاری جشنواره های هنری متعلق به آن ناحیه مبادرت ورزید.

مسلماً فایده های برگزاری چنین جشنواره هایی بر هیچ کس پوشیده نیست و چند مورد آن را در زیر اشاره می کنم:

۱. ترویج و تقویت هنر های محلی

۲. کمک به وحدت ملی

۳. معرفی زیر فرهنگ های ایران به جهان

۴. گسترش صنعت گردشگری

**********

به روز رسانی نخست:

زارعی می گوید: "معتقدم که در مثلا مراسمی مثل عروسی، موسیقی های محلی کاربرد بهتر و مناسب تری نسبت به موسیقی های بی در و پیکر و بی هویت دارند. نفس و لذت کاذب در آن راه ندارد و همان طور که از نام آن برمی آید، موسیقی آیینی ماست. موسیقی آیینی، یعنی آینه فرهنگ و ملیت و دین. اما از این طرف هر ساله جشنواره هایی در این وادی برگزار می شود که جز تکرار مکررات، سود و هدف دیگری ندارد، مثل بقیه جشنواره های تکراری و بی هدف و ضابطه."

و جواب: هر ساله در نقاط گوناگون دنیا جشنواره های گوناگونی برگزار می شود. فرض کنیم که بنا بر نظر شما همه ی جشنواره های ایران "جز تکرار مکررات، سود و هدف دیگری ندارد" (؟)، پس از شما می پرسم:

۱. آیا همه ی جشنواره های دنیا تکرار مکررات است؟

۲. چه کنیم تا جشنواره ای مفید شود؟

لطفاً به جای انتقاد های منفی راهکار ارایه بفرمایید! می توانید در بلاگ خود مطلبی در همین مورد بنویسید و به مطلب شما پیوند خواهم داد حتی اگر نظرتان صد در صد مخالف نظر من باشد!

**********

به روز رسانی دوم:

زارعی می گوید: "باز هم سلام

در مورد راهکار بگویم که قرار بود ما در دانشگاهمان جشنواره ای برگزار نماییم که مختصات کاملی داشت. البته چون هم زمان با جشنواره دیگری شد، به ناچار بی خیالش شدیم! اما همه وجوه در آن مد نظر قرار گرفته بود. بعد علمی و فنی و آموزشی، بعد مهارتی و تخصص و ... که همین ها را هم برای داورها در نظر گرفته بودیم. هر بخش هم متخصص خود را داشت، نه این که مثلا مدرس سنتور، داوری آواز را هم برعهده داشته باشد یا نوازنده پیانو، داوری دف و دوتار را! و تازه هر بخش یک داور هم قرار نبود، داشته باشد. بلکه حداقل دوتا. مسلم است وقتی می خواهیم جشنواره ای برگزار کنیم، باید امکانات تخصصی آن را فراهم آورده باشیم. یانباید برگزار کنیم یا اگر برگزار می کنیم، باید از نوع مرغوبش باشد! کلا همه کارها باید این گونه باشد، یا نشود یا خوب بشود. کار را که کرد؟ آن که تمام کرد. در مورد جشنواره ها هم بنده نظرم فقط جشنواره های داخلی بود. از کم و کیف جشنواره ای خارجی جز آن چه که می خوانم، اطلاعی ندارم و خوانده ها هم که مثل دیده ها نمی تواند باشد! وقتی قرار است جشنواره هنری در هر زمینه ای برگزار کنیم، باید داورانمان در زمینه های مختلف تخصص داشته باشند. اما آن چیزی که بنده در این چند سال از نزدیک شاهد بوده ام، غیر از این است. از همه مهم تر، بعد آموزشی و علمی جایگاهش در جشنواره های ما کجاست؟ به نظر می رسد بیش از جایزه ها، این بعد مهم ترین بخش باشد که در یک چهارچوب از پیش تعیین شده باید اجرا گردد تا شرکت کنندگان در یک جشنواره، به طور کامل از شرایطی که در آن قرار گرفته اند، بهره ببرند. مثل این که مقاله ام را همین جا نوشتم!!"

و جواب: "من نمی توانم صبر کنم تا شما به ایده آل هایتان برسید! باید از حداکثر ها بهره برد. پس اگر بتوانم جشنواره ای را برگزار کنم، حتی اگر چندان هم قوی نباشد، برگزار می کنم. همین بلاگ مرا ببینید! همه چیزش که در حد عالی نیست، هست؟ ولی این دلیل نمی شود که ننویسم، می شود؟"

**********

نامه‌اي به دكتر معين - موسيقي نواحي، صداي اقليت‌ها

آقاي دكتر مصطفي معين


سلام و درود بر شما


خوشحالم كه وقتي شنيديد كه يكي از گروه‌هاي موسيقي ايران ديگر نمي‌خواهد در ايران برنامه اجرا كند، اظهار تأسف كرديد.


حقيقت امر اين است كه نمي‌توان صحبت از حقوق اقليت‌ها كرد ولي به موسيقي نواحي توجه نكرد! موسيقي نواحي ايران (يعني همان موسيقي اقليت‌ها) شالوده موسيقي رسمي ايران (يعني همان موسيقي دستگاهي-رديفي) است. ولي وقتي همين موسيقي رسمي، در عمل رسمي نيست، ديگر تكليف موسيقي نواحي ايران مشخص است. چرا نبايد در دانشگاه‌ها، سازهاي موسيقي محلي تدريس شوند، در حالي كه سازهاي موسيقي غربي به عنوان سازهاي جهاني تدريس مي‌شوند! حال بگذريم كه تنبك كه سازي ملي-رسمي است، به عنوان سازي تخصصي در دانشگاه‌ها تدريس نمي‌شود. سازهاي ايراني كه مادر بيشتر سازهاي دنيا هستند در سايه‌اند و اين چيزي است كه بايد موجب تأسفمان گردد مرگ موسيقي نواحي، مرگ موسيقي رسمي‌مان را موجب خواهد شد و اين ضربه‌اي كاري به هويت‌مان خواهد زد.


آقاي دكتر معين از توجه‌تان به موسيقي ايران كه متعلق به همه ما ايرانيان است. سپاسگزارم ولي اگر رئيس‌جمهور شديد موسيقي ايران را از حاشيه به متن آوريد، فرهنگ ايران يكي از غني‌ترين فرهنگ‌هاست. ولي تا وقتي كه حمايت و عرضه نشود، پيشرفت نخواهد كرد. بايد صداي بي‌-صداها را شنيد! صداهاي بي-صدايان همان موسيقي نواحي ايران است، يعني صداي همان اقليت‌ها!


برايتان آرزوي كاميابي و پيروزي دارم.


پيمان ناصح‌پور

----------

توضيح: اين نامه پيش از انتخابات رياست جمهوري نوشته شد و در روزنامه ي اقبال درج شد.

نامه‌اي به دكتر معين - موسيقي نواحي، صداي اقليت‌ها

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 20:7 |  لینک ثابت   •