تبليغاتX
پيمان و تنبكش - استاندارد كردن شيوه ي نغمه نگاري

84/10/15

استاندارد كردن شيوه ي نغمه نگاري

يكي از معضلات موسيقي امروز ما همين عدم وجود يك استاندارد مناسب جهت نغمه نگاري (notation) است. هر كسي علامت هايي از خودش اختراع مي كند و كتابي مي نويسد. من در باره ي تنبك مي نويسم، آن هم مختصر، زيرا حتي در مورد تنبك هم مطلب مي تواند خيلي مفصل باشد و در ضمن نغمه نگاري ديگر سازها مانند تار از تخصص من خارج است.

اولين كتاب تنبك، كتاب آموزش تمبك تهراني است كه به شيوه ي سه-خط (نام اين خط ها حامل است.) نوشته شده است. دليل آنها اين است كه از نگاه آنان بايد پوست تنبك را به سه ناحيه كناره، ميانه و مركز (وسط) بخش بندي كرد. و بنا بر آن كه كدام ضربه در كدام بخش (ناحيه) از پوست نواخته شود، نت مربوط در روي يكي از آن خطوط حامل قرار مي گيرد.

كتاب تهراني از اين نظر كه اولين كتاب آموزشي همراه با نت بوده از اهميت به سزايي در تاريخ نغمه نگاري سازهاي كوبه اي برخوردار است. اما گذشته از اشكالات آموزشي آن (مانند اين اشكال كه خيلي خود شاگرد را به درس هاي ريز پر مي رساند كه در يكي از مصاحبه هايم گفتم كه استادم چگونه سعي مي كرد اين مشكل را حل كند) يكي از مشكلات آن همين نغمه نگاري آن است به اين مفهوم كه در چون به شيوه ي سه-خط نوشته شده شاگردان را گيج مي كند به اين صورت كه مثلاً اين نت روي خط حامل دوم است يا سوم! و بنا بر اين شاگردان نمي دانند كه ضربه بايد در كدام ناحيه نواخته شود.

ابوالحسن صبا در مجله موسيقي شيوه ي يك-خط را پيشنهاد كرد و به نظر مي آيد ناصر افتتاح از ايشان ايده گرفته و كتابشان را به شيوه يك-خط نوشته اند. البته وقتي ايشان زنده بودند كتابشان نشر نيافت و فقط بين شاگردانش فتوكپي آن دست به دست مي شد (يك كپي از آن توسط كاميار محبت، شاگرد افتتاح، به من رسيد) تا اينكه اين اواخر با همت فريدون حلمي نشر يافته و به صورت وسيع در اختيار علاقه مندان قرار گرفت. كتاب هاي رجبي كه در يك كلام خودش را مرهون افتتاح مي داند هم به شيوه يك-خط نوشته شده است.

بخشي از ريتم هاي ناصر فرهنگ فر، به همت آرش پسر استاد و مهراني در شيوه چهار-خط نگاشته شده است.

همچنين اشاره مي كنم كتاب "ريتم هاي ورزشي" نوشته ي "فرامرز نجفي تهراني" (يكي از بهترين نوازندگان تنبك زورخانه كه من ديده ام.) با شيوه ي پنج-خط نگاشته شده است.

در ضمن برخي اصلاً اعتقادي به نت غربي نداشته و مي خواهند تنبك را به شيوه ي "اتانين" نغمه نگاري كنند!

حال تصور كنيد يك هنرجو ي موسيقي (به ويژه هنرجو ي تنبك) مي خواهد از اين كتابها استفاده كند. خودتان قضاوت كنيد چه اتفاقي مي افتد!

مسلماً هدف از نوشتن ريتم هاي تنبك آن است كه آنها ثبت شوند تا مورد استفاده ي ديگران قرار گيرند. به نظر شما هر كسي بيايد علامت هايي از خودش اختراع كند و كتابي بنويسد چه پيامدي مي تواند براي تنبك داشته باشد؟

پ.ن.: مشابه همين قضيه در مورد كتابهاي دف وجود دارد. اينجانب مقاله ي جالب و انتشار نيافته ي افرا روغني در مورد نغمه نگاري دف را خوانده ام. ايكاش پژوهش ايشان گسترش يابد و مطلبشان در مجله ي خوبي درج شود.

**********
به روز رساني نخست:

افرا روغني مي گويد:

با سلام
ممنون که این معضل بزرگ در موسیقی سنتی را مطرح کردید. همان طور که شما هم فرمودید در دف هم این معضل وجود دارد. به طور مختصر نغمه نگاری دف در حال حاضر به شکل های 1، 2، 3 و 4 خط نوشته می شود. البته روش 2 خط که توسط آقای افشین خلج استفاده می شود به صورت کتاب در نیامده. به طور خلاصه می شود گفت تمام کسانی که در دف نوازی به 3 ناحیه ای بودن دف اعتقاد دارند (مثل آقای عماد توحیدی و آقای حبیبی) حداقل از 3 خط استفاده می کنند .اولين کتاب تالیف شده برای دف توسط آقای توحیدی نوشته شد که مشابه نغمه نگاری استاد تهرانی در تمبک است.

جالب این است که در نغمه نگاری های 3 خطی هم تفاوت های اساسی وجود دارد. مثلاً آقای کامکار بر خلاف آقای توحیدی به 2 ناحیه ای بودن دف اعتقاد دارند ولی ایشان هم 3 خطی می نویسند.

نکته جالب و بحث برانگیز دیگر و نغمه نگاری برای حلقه های دف و در نظر گرقتن یک خط مجزا برای آن است که با توجه به پتانسیل حلقه ها برای ایجاد ریتم این کار کاملا منطقی به نظر می رسد . در نظر گرفتن خطی مجزا برای نت در نغمه نگاری آقایان حبیبی و خلج رعایت می شود که این کمک به جهانی شدن این ساز می کند.

تمام نت های 3 خطی قابلیت تبدیل شدن به 1 خطی و تمام نت های 4 خطی قابل تبدیل به 2 خط را دارند.با توجه به تحقیقات انجام شده و مطالعات و بررسی ها مشخص شد که چشم، نت های نوشته شده بر خطوط کمتر را راحتتر می خواند و ذهن در درک نت های خطوط 1 و 2 خطی راحت تر عمل می کند.

این تحقیق بسیار مفصل است . با تشکر از آقای ناصح پور که هم در تهیه مقاله به من کمک کردند و هم فرصتی برای طرح مسائل علمی موسیقی را در وبلاگ خود فراهم می کنند.

و جواب اينجانب:

دوست گرامي من هنوز اعلام نكرده ام كدام روش بهتر است. اين نياز به توجيه بسيار محكمي دارد كه جاي چنان مقاله ي علمي و مفصلي اينجا نيست. ولي از نظرات شما ممنونم. مسلماً هدف بي احترامي به كسي نيست و مطرح كردن معضلي است كه جامعه ي موسيقي از آن رنج مي برد. هدف من از دانشگاهي كردن سازهاي كوبه اي براي اين نيست كه كسي در دانشگاه نوازنده شود. هدف اين است كه همين مطالب علمي در آنجا مطرح، بررسي و مورد پژوهش قرار گيرند تا راهكاري علمي براي آن ارايه گردد.

و دوست گرامي ديگري طي پيامهايي از طريق "پيام رسان ياهو (yahoo)" مي گويند اين معضل براي ديگر سازها هم وجود دارد.

جواب اينجانب: چه جالب مي شود طي پيامي از خانه موسيقي بخواهيم تا فكري به حال اين معضل بكند. دست كم مساله مي تواند رسمي تر شود.

**********
به روز رساني دوم:

حميد مي گويد:

به نظر من بهترین شیوه برای نگارش ساز های کوبه ای بدون ارتفاع مشخص همان سیستم یک خطی است
و تعدد خطوط حامل آن هم به واسطه ی تقسیم بندی نواحی ساز کاریست ناشیانه و غیر علمی
چه بسا که بعضی هنرمندان ساز کوبه ای خود را به مناطق صوتی بیشتری تقسیم کنند مثلا 10 ناحیه آنگاه باید شاهد حامل 10 خطی باشیم
البته با این موج بیسوادی در موسیقی ما این موضوع بعید نیست

با تشکر از مقالات سازنده و آموزنده ی شما

و جواب اينجانب:

دوست گرامي،

از قدرداني شما سپاسگزارم. علاقه ي من اين است كه اينجا مكاني براي گفتگوي علمي (در حد بضاعت اينجانب و خوانندگان بلاگ)، سازنده، آموزنده و مثبت باشد. البته تلاش خواهم كرد تا آنجايي كه ممكن است از واژه هايي كه بار معنايي منفي دارند استفاده نكنم. مثلاً "ناشيانه"، "بيسوادي" و غيره...

**********

به روز رساني سوم:

سياوش مي گويد:

باز هم عالی. دارم ياد می گیرم از شما .جداً خوب است.
موفق باشی

و جواب اينجانب: من هم به همچنين دارم ياد مي گيرم.

**********

به روز رساني چهارم:

پدرام مي گويد:

جای خوشحالیست که در این سایت دوستان تنبک نواز در کمال آرامش و توازن به بیان سلیقه های خود می پردازند
و همچنین جای تقدیر از استاد بزرگواری چون پیمان ناصح پور عزیز که صادقانه این تریبون را در اختیار دوستان قرار داده اند.

و جواب اينجانب:

مرا شرمنده مي كني. من همان "پيمان" را بيشتر مي پسندم تا لقب استاد را. استاد لقبي است برازنده ي بزرگان.

اينجا مكاني خودماني است براي كساني كه دغدغه ي خاطر پيشرفت تنبك را دارند و بي شيله پيله به همان سادگي "پيمان و تنبكش"!

غرض نقشي است كز ما باز ماند كه هستي را نمي بينم بقايي!
نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 9:20 |  لینک ثابت   •