نامه سرگشاده به پدر نازنینم، نصر الله ناصح پور:
از راه دور بهترین درودها را تقدیم وجود نازنینت میکنم.
عارف موسیقی ایران، یعنی، پرویز مشکاتیان، در کنار عطار و خیام، در شهر علم و ادب، نیشابور باستانی آرام گرفت.
چاووش موسیقی وطن در تنهایی نغمه مرگ نواخت و با مظلومیتی وصف ناپذیر درست همانند استاد عزیزم ناصر فرهنگ فر، در گذشت. دیروز خبر مرگ استاد عزیزمان حج قربان سلیمانی را آوردند و امروز خبر از دست دادن پرویز مشکاتیان.
می دانم که تو همواره در سکوت و بدون هیاهو و قیل و قال به انجام رسالتت که همان ترویج ردیف دوامی و موسیقی ایران است، پرداختهای و تدریس را به اجرای صحنهای ترجیح دادهای و من نیز در کنار شاگردانت، افتخار شنیدن بازتاب نفسها ی روح اساتید موسیقی را داشته ام.
در این لحظههای ویژه، اطاله کلام جایز نیست. می خواستم از تو خواهشی کنم. لطفا، در صورت امکان در جایی مناسب، مراسم بزرگداشت زنده یاد ناصر فرهنگ فر و یار دیرینه اش استاد پرویز مشکاتیان را برگزار کن. دوست داشتم در این روزها در کنارت بودم، ولی همان گونه که میدانی، بدین خاطر راهی دیار فرنگ شدم که کسب علم و هنر کنم.
همان طور که در نوشته ای، استاد بزرگوارت، زنده یاد عبد الله دوامی قلمی کرد:
غرض نقشی است کز ما باز ماند که هستی را نمیبینم بقایی
به امید دیدار،
پسرت، پیمان، اسنابروک، آلمان
۲۶ سپتامبر ۲۰۰۹





