88/07/11

اساتید منزوی شده را از انزوا خارج کنید!

بسیاری از اساتید موسیقی منزوی شده اند. وظیفه ما جوانان این است كه به سراغ آنها رویم و آنها را از انزوا خارج کنیم. حتی اگر لازم باشد میتوانیم در مجالس خصوصی، برنامه های خصوصی جهت بزرگداشت آنان برگزار کنیم. وبلاگها را جهت بالا بردن تعداد بازدیدکنندگان تنها به اساتید خیلی معروف و غیر منزوی اختصاص ندهیم. حوادث اخیر در مورد زنده یاد مشکاتیان یک هشدار کاملا جدی است!

در اینجا میخواهم مطلبی را یاد آوری کنیم.

در هنگام تشکیل وب سایت موسیقی سل، تصمیم گرفتیم تا استاد مشکاتیان را از انزوا خارج کنیم. ایشان به دلیل تخریب هایی كه در مطبوعات توسط برخی از دوستان سابق گروه عارف شکل گرفت ناراحت شده بودند. حرکت توسط چند دوست عزیز و این حقیر آغاز شد كه یاد آوری آن خالی از لطف نیست. دوستانی كه در این قضیه دخالت داشتند عبارتند از:

۱) علیرضا جواهری

ایشان از سنتور نوازان خیلی خوب و از نزدیکان استاد مشکاتیان بودند. علیرضا وبسایت خیلی خوبی دارد:

علیرضا جواهری

۲) امید مرادی: امید هم از نوازندگان خوب سنتور و یکی از قدیمی ترین بلاگ نویسان موسیقی. بسیاری با بلاگ سیاه مشق آشنایی دارند. مطلب امید در مورد استاد مشکاتیان را مرور فرمایید:

حدیث آرزومندی (ضرورت فعالیت مجدد گروه عارف)

استقبال مردم از پیشنهاد دعوت از مشکاتیان جهت باز سازی عارف

۳) سجاد پور قناد: سجاد سردبیر هارمونی تاک هستند. برای آشنایی بیشتر با ایشان به اینجا بروید:

سجاد پورقناد

۴) مازیار انصاری: صاحب اتاق گفتگو ی ایران زمین موزیک.

۵) گر چه زحمت اصلی به دوش دوستان بود من هم تلاش کردم کاری انجام دهم:

دعوت از پرويز مشكاتيان جهت بازسازي گروه عارف

----------

مشكاتيان را تنها بايد شنيد (II) (مقاله ای خواندنی از پیمان سلطانی)

----------

حکایت آن پابرهنه گان معزا (اساتید محترم! پیشکسوتان موسیقی ایران زمین! جواب جوانان کنجکاوی كه دارند خیلی چیز ها را در بلاگ هایشان به چالش میکشند بدهید! ما خواستار جواب شما هستیم!)

 ----------

به روز رسانی نخست:

نظر مهرداد حاوی نکاتی است كه جواب به پرسش های ایشان میتواند به تنویر یک سری مسایل کمک کند. لذا مطالب ایشان با فونت سیاه و جواب های خودم با فونت قرمز درج می شود:

آقای پیمان ناصح پور پیشنهاد می کنم این مطلب آخرتان را به تمامی از روی سایتتان بردارید!

چشم! منتظر دستور شما بودم! چه قدر خوب كه ما اختیار بلاگ مان دست خودمان است! زیرا حتی یک انتقاد کوچک از لطفی باید حذف و سانسور میشد!

شما که خود می گوئید شاگرد استاد لطفی بوده اید و بعد هم خودتان علنا در سایتتان به او بی احترامی می کنید و هم نامه اهانت آمیز و دروغ آلود شخص دیگری را در سایتتان می گذارید، فکر می کنید اساتید دل شکسته و رنجور و به کنج خانه پناه برده ما در این سالیان به درخواست چون شمائیکه احترام استادی و شاگردی را رعایت نمی کنید از انزوا بیرون می آیند؟

مشکل اینجاست كه نقد لطفی مسلما خیلی ها را ناراحت خواهد کرد. در بزرگی استاد در موسیقی شکی نیست ولی من منتقد ایشان هستم و نقد لطفی مساوی توهین به ایشان نیست. به نظر من رهام سبحانی نظرش را گفت و حق دارد آن را بیان کند. لطفی هم اگر دوست داشت میتواند جواب دهد.

اگر اینطور بود که تلاشهایتان در مورد استاد مشکاتیان به ثمر می رسید و او چنین در خود نمی شکست و ما را در غم مرگ زودهنگام خود فرو نمیبرد و گوش جان و دل ما هم به عارفی نو روشن می شد.

من فکر میکنم حرکت ما برای از انزوا در آوردن مشکاتیان خوب بود ولی اینکه چنین شد چیز های زیادی هست كه بهتر است بازگو نشود!

بهتر بود شما در ابتدا تحسینی از این جوانان گروههای سه گانه شیدا می کردید که چنین زیبا و ژوست به اجرای برنامه پرداختند و دست مریزادی به استاد لطفی می گفتید و به عنوان یک عضو جوان گروه شیدا در سالهای دهه هفتاد به استادتان تبریک می گفتید که چنین همتی کرده اند.

من استاد لطفی را تحسین میکنم كه با آن صدای بدشان روی صحنه میروند و آواز میخوانند. همینطور خیلی تحسین میکنم كه با آن تنبک نواز زیر متوسط حتی در ایران روی صحنه میروند! از استاد لطفی بپرسید در خارج تنبک نواز خوب کم است و میتوانید توجیه کنید كه میتوان با چنین افرادی روی صحنه رفت. ولی ایران كه تنبک نواز خوب کم ندارد! آن کنسرت استاد در نیاوران خیلی بد بود و مشکاتیان صریحا انتقاد کرد و من و برخی از دوستان فکر میکنیم لطفی به این دلیل تسلیت نگفت! و مطالبی كه در بلاگ ها و اینترنت رد و بدل شد باعث شد تا ایشان از خواب بیدار شده و تسلیت بگویند! اینکه لطفی در خارج بوده اند اصلا قابل توجیه نیست! ایشان به مانند بسیاری (شجریان) میتوانست در سایت شخصی خود تسلیت را بگوید تا بساط این اما و اگر ها جمع شود! لطفی در رفتار با دوستان خود برخورد خوبی ندارد و خیلی ها را از خود رنجانده است. من با ایشان قبلا صحبت کرده ام و فکر نمیکنم ایشان نظر شان عوض شود!

به گمان شما اگر همان کنسرت نیاوران استاد لطفی اجرا نمی شد آیا ما شاهد اجرای مجددی از استاد مشکاتیان می شدیم؟ و یا خیل کنسرتهای اساتید که بعد از اجرای استاد لطفی در ایران در این دو، سه سال اخیر صورت می گرفت؟ شما به جای اینکه حضور استاد لطفی در ایران را به فال نیک بگیرید و ابراز خوشحالی نمائید از اینکه با برگشت او به ایران باز رقابت سالم و زیبائی میان اساتید شکل گرفت که نتیجه آن خروج موسیقی اصیل ایرانی از انزوا بود و عاشقان موسیقی باز امکان حضور در کنسرتهای متعدد را یافتند، اینچنین می کنید که کردید؟

بدبختی لطفی این است كه فکر میکند منجی موسیقی ایران است و اگر ایشان نبودند موسیقی چنین بود و چنان! انگار در این مدتی كه لطفی خارج بودند همه خواب بودند و منتظر بودند لطفی ایران برگردند تا همه دوباره کار کنند! شما هم بازگو کننده همین عقیده هستید!

من که از بازگوئی این مطالب عرق شرم بر چهره ام می نشیند. امید آنکه خواندن آن تلنگر کوچکی در جان شما بزند، شاید دست از اینگونه شانتاژها بردارید. مهرداد

حرف و حدیث در مورد استاد لطفی بسیار است! در عین احترام به ایشان باید بگویم لطفی با این رفتارهایش مشکلات فراوانی را آفریده است! در بزرگی لطفی شکی ندارم و همواره به همه گفته ام از معلومات ایشان استفاده کنید ولی بدانید كه بزرگان هم اشتباه میکنند!

سخن آخر: مهرداد عزیز! گفتگوی خوبی بود!!!

----------

یک هـفـتـه بعــد از مــرگ مشــکاتیـــان!

 

نوشته شده توسط دکتر پيمان ناصح‌پور در 2:53 |  لینک ثابت   •