تبليغاتX
پيمان و تنبكش - خاطره اي از نرسسيان، كمانچه نواز ارمني

84/11/13

خاطره اي از نرسسيان، كمانچه نواز ارمني

يك روز جمعه صبح، يكي از دوستان ارمني ما زنگ زد كه كمانچه ي يك كمانچه كش ارمني كه براي اجراي برنامه به ايران آمده است، مشكلي پيدا كرده و ايشان نياز به تعمير آن دارند ولي همه جا تعطيل است و بدون كمانچه هم اين برنامه درست از آب در نمي آيد. (به ياد نمي آورم به چه دليلي، پدر هم به مسافرت رفته بود.) به دوستمان گفتم كه ما دو كمانچه داريم: يكي ساخت بياض اميرعطايي است كه در موسيقي سنتي استفاده مي شود و ديگري كمانچه اي لري و پشت باز. اگر شما بتوانيد با يك مترجم استاد را به منزل ما بياوريد، سازها را نشان مي دهيم و اگر ايشان ديدند كه اين سازها به دردشان مي خورد، حاضريم به ايشان امانت دهيم.

نرسسيان (Nersesian)، كمانچه كش ارمني - كه نام كوچك شان را به ياد ندارم - همراه يك مترجم به منزل ما آمدند. به محض اينكه با آن دو كمانچه نواختند، گفتند كه اين كمانچه (منظور ساخت ايرعطايي) خيلي خوش صداست. سپس توضيح دادند كه پوست كمانچه ي خودشان پاره شده است و وقت براي تعمير نيست.

بعد از اينكه ايشان مطمئن شدند كه مشكل شان حل شده يك چاي هم نوشيدند و گفتگوي ما دوستانه تر شد. وقتي در منزل درباره ي عكس هاي روي ديوار توضيح مي دادم، رسيديم به عكسي از كنسرت پدر، هابيل علي اف (كمانچه كش مشهور آذري) به همراهي تنبك اينجانب در تالار وحدت. به محض ديدن عكس، ايشان رويش را به طرفم كرده و پرسيد: "آذربايجان ديلي بيليرسن؟" (يعني زبان آذربايجاني را بلدي؟) و بعد شروع كردم به آذري با ايشان صحبت كردن و متوجه شديم كه ما ديگر به مترجم نياز نداريم! ايشان گفتند كه با بسياري از هنرمندان آذري همكاري موسيقايي داشته اند و از خاطراتشان برايمان تعريف كردند.

به هر حال برنامه ي ايشان اجرا شد ولي فرصت نشد كه اين استاد كمانچه ي ارمني را دوباره ببينيم. بعد هم يكي از هموطن هاي ارمني، آن ساز را كه به امانت برده شده بود برايمان آورد.

هنر و دانش پل ارتباطي ميان ملت هاست. اميد آنكه صلح جهاني بوسيله ي گفتگوي هنرمندان و دانشمندان در دنيا برقرار شود.
نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 20:45 |  لینک ثابت   •