تبليغاتX
پيمان و تنبكش - روش اين بلاگ در تاييد يا حذف نظر هاي ديگران

84/11/15

روش اين بلاگ در تاييد يا حذف نظر هاي ديگران

اشخاصي بدون شناسنامه (يعني حتي نشاني پست الكترونيك شان همراه پيامشان درج نشده) مي آيند و درباره ي ديگران حرف هايي مي زنند كه اكثراً هم هيچ ربطي به موضوع مورد بحث در آن مطلب ندارد! حتي برخي گلايه هاي مربوط به ديگران را اينجا مطرح مي كنند! مگر من منشي يا وكيل مدافع ديگران هستم؟ مگر قرار است شما بلاگ "پيمان و تنبكش" را به تريبيوني جهت تخريب ديگران تبديل كنيد؟ برويد يك بلاگ بزنيد و هر چه دل تنگتان مي خواهد بگوييد! بلاگ درست كردن كه ديگر خرجي ندارد؟

دوستان محترم درباره ي اين و آن مطلب مي نويسند و بعضاً كاملاً مخالف عقايد نگارنده هستند ولي به ندرت اتفاق مي افتد كه اعتراض كنم! مگر متوجه نشده ايد كه خواننده اي آمد و گفت فلاني كي كنسرت مي دهند؟!!!! ايشان پشت ميز (كدام ميز خدا مي داند!) نشسته اند و از اين و آن ايراد مي گيرند؟!!!! شما ديديد ما حرفي بزنيم؟

من مي گويم وقتي صحبت از چاووش مي كنيد، نام فلان استاد را هم بياوريد (يك پيشنهاد ساده!). همه چيز را به نام يك نفر تمام نكنيد! (همين!) بعد يكي مي آيد و مي گويد خود شما سانسور چي هستيد، چون حرف هاي من را حذف كرده ايد! يكي ديگر مي آيد و مي گويد شما خودتان بدتر از ديگران نام ديگران را حذف مي كنيد!

خدمتي كه من به فلان استاد كردم هيچ كدام از شاگردانش نكرده اند! بعد من مي شوم سانسورچي؟

چه دليلي دارد كه من فقط از خودم تعريف كنم و بنويسم كه من چه و چه! مگر اين بلاگ چند تا بيننده دارد؟! اصلاً فرض كنيد من ثابت كردم كه استادم، سلطان تنبكم و ... حالا كه چه؟! به نظر شما چه تاثيري در زندگي من دارد! من كه نه تدريس تنبك مي كنم، نه كنسرتي مي دهم و نه نواري توليد مي كنم و ... چه نيازي به اين حرف ها دارم! همان تخصص رياضي كافي است تا درآمدم به قدري باشد كه زندگي ام را بچرخانم!

از طرف ديگر من كه مي توانم با روزنامه هاي كثيرالانتشار مصاحبه كنم، چه دليلي دارد اينجا قلم فرسايي كنم! پس هدف چيز ديگري است و آن هم صميمي تر صحبت كردن در جمع دوستان است تا از هم چيزي ياد بگيريم. پيشنهاد ايجاد چنين بلاگي هم از دوستان بوده است!

يكي ديگر مي آيد مي گويد از فلاني بنويسيد! يكي ديگر مي آيد مي گويد از شما بعيد است كه درباره ي فلاني نوشته ايد! و در آخر شخصي مي آيد و مي گويد شما در حدي نيستيد كه مطلب بنويسيد!

روش اين بلاگ در تاييد يا حذف نظر هاي ديگران اين چنين است:

اگر نظر خواننده ي محترم مربوط به مطلب باشد تاييد مي گردد! ببخشيد كه نظر برخي در اينجا تامين نمي گردد.

اين مطلب را هم براي اين نوشتم كه در آينده هر كسي گلايه اي داشت اين مطلب را نشان دهم و در جاهاي مختلف نگويم كه روش من در حذف برخي نظر ها چيست! مجدداً ببخشيد كه نظر برخي در اينجا تامين نمي گردد.

در ضمن جسارتاً از برخي دوستان خواهش مي كنم كه از به كار بردن لقب استاد در مورد اين حقير اجتناب بفرمايند! چون حساسيت ايجاد مي كند!

**********

به روز رساني نخست:

جناب ناصح پور! از برکات وبلاگ نویسی همین است که آدمی در مدتی کوتاه تکلیفش را می داند که چه باید بنویسد و چه ننویسد و مخاطبانش چه کسانی اند. اگر چه شما دراین نوشته اشاره ای به مشی خود کرده اید اما بهتر است که به شکل کوتاه و موجز اصولی را بیان کنید که افراد در آن شرایط بتوانند باشما وارد دیالوگ بشوند. ضمن آنکه به گمان من بهتر است اندکی هم تسامح به خرج دهید چون برخی از این افراد واقعاً تشنه اطلاعاتند و علاقه مندند که این اطلاعات را از اهلش بپرسند که نباید آنها را ناامید کرد.

و جواب: جناب مختاباد! من هنوز تكليفي براي خودم متصور نيستم. هر چيزي كه فكر كنم بايد بنويسم، حتماً مي نويسم (البته با رعايت برخي مسايل و اصول). من هنوز مشي براي نوشتن اعلام نداشته ام. در اينجا تنها مش تاييد يا حذف نظرها را توضيح داده ام. افراد هم وارد ديالوگ شده اند. اكثراً هم مربوط مي نويسند.

تسامح در چه؟ در درج هرز-پيام، تسويه حساب هاي شخصي يا افترا به ديگران؟

اگر تنها يك نفر با دقت و حوصله مطالب را بخواند و بفهمد، نگارنده به هدف خود رسيده است. والسلام!

نوشته شده توسط پيمان ناصح پور در 10:42 |  لینک ثابت   •